|
کات خبرنامه ی سینمای ایران و جهان
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
الناز شاکردوست اولین بازیگر «رسوایی» دهنمکی شد الناز شاکردوست به عنوان نخستین بازیگر زن به «رسوایی» مسعود دهنمکی پیوست.
فیلم سینمایی «رسوایی» به تهیهکنندگی و کارگردانی مسعود دهنمکی، وارد مرحله انتخاب بازیگر شد. الناز شاکر دوست به عنوان نخستین بازیگر زن به «رسوایی» پیوست. به زودی گروه دیگری از بازیگران از میان نامزدهای هر نقش انتخاب خواهند شد. فیلم «رسوایی» مضمونی عرفانی - اجتماعی دارد و موضوع آن الهام گرفته از زندگی یکی از عرفای معاصر است. همچنین فیلمنامه «رسوایی» با مشاوره علمای حوزه علمیه نگاشته شده است. «رسوایی» به خلاف «اخراجیها» پرسوناژهای محدودی دارد و فضای آن جدی و متکی بر مضمون است. بازیگرانی که سر از دنیای سیاست درآورند برخی از چهرههای سیاسی آمریکا از شهردار و فرماندار گرفته تا سناتور و رییس جمهور، روزی موفقیتشان را در عرصه بازیگری جستوجو میکردند ولی به دلایل مختلف سر از سیاست درآوردند.
دانستن این مطلب که برخی از چهرههای سیاسی آمریکا از شهردار و فرماندار گرفته تا سناتور و رییس جمهور، روزی کارشان بازیگری بوده، خالی از لطف نیست، در زیر اشاره داریم به زندگی برخی از این افراد:
«رونالد ریگان»، چهلمین رییس جمهور آمریکا:
«رونالد ریگان»، مشهورترین سیاستمدار آمریکایی، در سال 1911 در خانوادهای متوسط و مذهبی به دنیا آمد.
* آغاز فعالیت هنری «رونالد ریگان» به عنوان گزارشگر ورزشی در ازای حقوق هر گزارش 10 دلار «رونالد ریگان»، در سال 1932 در سن 21 سالگی فعالیت هنری خود را با کار در ایستگاههای رادیویی کوچک آغاز کرد و کمی بعد به عنوان گزارشگر ورزشی استخدام شد که در ازای گزارش هر بازی 10 دلار دستمزد میگرفت.
* ورود ریگان 26 ساله به هالیوود و دوستی عمیق با «جان وین»
«ریگان» در سال 1937، برای ورود به هالیوود تست بازیگری داد و پس از پذیرفته شدن، با کمپانی برادران وارنر قراردادی 7 ساله امضا کرد و تا مدتی تنها در فیلمهای درجه 2 بازی میکرد.
البته او که در این میان مورد حمایت و پشتیانی «جان وین»، کارگردان آمریکایی بود، اولین فیلم سینمایی خود با نام «عشق روی هواست» را به کارگردانی «نیک گریند» در همان سال ورودش به هالیوود بازی کرد. «ریگان» طی 27 سال فعالیت در عرصه سینما در بیش از 61 فیلم بازی کرد که آخرین آنها «مرگ یک قاتل» به کارگردانی «دان سیگل» در سال 1964 بود.
* ورود ریگان به دنیای سیاست در سن 55 سالگی
زندگی سیاسی «ریگان» از سال 1966 با شرکت در انتخابات فرمانداری ایالت کالیفرنیا، آغاز شد، او سی و سومین فرماندار این ایالت بود که تا سال 1975 همچنان در این سمت باقی ماند.
او در سال 1980 «جیمی کارتر» را در انتخابات ریاست جمهوری شکست داد و تا سال 1989 به عنوان چهلمین رییس جمهور آمریکا فعالیت کرد. ریگان در سال 1981 از حملهای تروریستی جان سالم به در برد. در سال 1985 به خاطر سرطان روده تحت عمل جراحی قرار گرفت. دو سال بعد نیز به خاطر سرطان پوست و پروستات عمل شد و زنده ماند.
ولی سرانجام او که به بیماری آلزایمر نیز مبتلا شده بود در سال 2004 میلادی در سن 93 سالگی بدرود حیات گفت.
«جورج مورفی»، سناتور آمریکا:
«جورج مورفی»، فعالیت هنری خود را از سال 1927 با رقص و آواز در برادوی (تئاتر آمریکا) شروع کرد. او اولین بار در سال 1934 با بازی در فیلم «حادثه مرزی» به کارگردانی «آنتونی مان» وارد هالیوود شد و خیلی زود به شهرت رسید.
او که تا سال 1952 در بیش از دهها فیلم بازی کرد، در دهه 40 به عنوان رئیس اتحادیه بازیگران آمریکایی انتخاب شد و در سال 1950 نیز برنده جایزه اسکار یک عمر دستاورد حرفهای شد.
او بعدها به صورت پنهانی سمت معاونت کمپانی «تکنیکالر» را به عهده گرفت، این کمپانی سازنده فیلمهایی چون «برباد رفته» و «جادوگر شهر اوز» است. «مورفی» در سال 1964 با پشت سر گذاشتن رقابتی تنگاتنگ به مجلس سنای آمریکا راه یافت و تا سال 1971 در این سمت باقی ماند.
او در سال 1970 بار دیگر در انتخابات مجلس سنای آمریکا شرکت کرد ولی از آنجایی که طرفدارانش متوجه شده بودند که او در کنار فعالیت در سنای آمریکا، به طور همزمان از کمپانی «تکنی کالر» نیز حقوق ماهیانه دریافت میکند، حاضر به انتخاب دوباره او نشدند.
«کلینت ایستوود»، شهردار شهر کارمل کالیفرنیا:
این بازیگر، آهنگساز، تهیهکننده و کارگردان مشهور هالیوود سال 1930 در خانوادهای متوسط در سانفرانسیسکو متولد شد.
* آغاز فعالیت هنری «کلینت ایستوود» از سن 29 سالگی و از تلویزیون:
او فعالیت هنری خود را از سال 1959 و از سن 29 سالگی با بازی در یک نقش مکمل در سریال طولانی «تازیانه» - محصول شبکه سیبیاس آمریکا - آغاز کرد. ایستوود با بازی در فیلمهای وسترن که از جمله آنها میتوان به «هری کثیف» و «خوب بد زشت» اشاره کرد در هالیوود به شهرت رسید و بارها توانست جایزه سینمایی اسکار را از آن خود کند. ویژگی کاری ایستوود این است که اکثر فیلمهایش را خودش تهیهکنندگی میکند، او که عاشق موسیقی جاز و سنتی است و پیانو مینوازد، همزمان آهنگسازی بیشتر فیلمهایش را خود انجام میدهد.
* ایستوود علیرغم اکثر نقشهایش به هیچ وجه اهل دخانیات نیست
ایستوود با آنکه در بیشتر فیلمهای خود بالاخص نقشهای وسترن در حال کشیدن سیگار است ولی به گفته خودش، او طرفدار محیط زیست و زندگی سالم است و در زندگی شخصیاش یک بار هم سیگار نکشیده است. او که گواهینامه خلبانی دارد، برای مبارزه با ترافیک اکثر اوقات با هلیکوپتر شخصی به محل کارش میرود.
* تاسیس مهمانسرای تنفس و هتل و رستوران توسط ایستوود
او در سال 1971 مهمانسرای تنفس هوگ را در شهر کارامل، کالیفرنیا تاسیس کرد ولی چند سال بعد آن را فروخت و هماکنون صاحب یک رستوران و هتل بزرگ در همان شهر است.
* ماجرای ورود ایستوود به عرصه سیاست:
او در جوانی یک جمهوریخواه سرسخت بود و اولین بار در سال 1968 به عنوان طرفدار «ریچارد نیکسون»، در ستاد انتخاباتی او مشغول به کار شد ولی بعدها به خاطر جنگ ویتنام، یکی از منتقدان دولت او شد. «ایستوود» سرخورده از سیاستهای جنگطلبانه آمریکا، از آن پس همواره خود را شخصی غیرسیاسی معرفی میکرد ولی در سال 1986 در انتخابات شهرداری «کارامل» کالیفرنیا - شهر محل اقامت خود - شرکت کرد و با کسب 72 درصد آراء به این سمت انتخاب شد ولی تنها 2 سال در این سمت باقی ماند و پس از آن ترجیح داد که به عالم سینما بازگردد و تنها در کنار آن از جریانات سیاسی مورد علاقهاش حمایت کند.
او در انتخابات ریاستجمهوری سال 2008 طرفدار «جان مککین» بود.
«فرد گراندی»، سناتور ایالت آیووا:
«فرد گراندی» حتی پس از ورود به عالم سیاست به «گوفر»، شخصیت سریالی که بازی میکرد معروف بود. این بازیگر سینما و تلویزیون، اولین بار در سال 1973 در سریال تلویزیونی «عشق، سبک آمریکایی» بازی کرد و 4 سال بعد با بازی در نقش «گوفر» در سریال تلویزیونی «قایق عشق» به شهرت رسید، تا آنجا که از آن پس نیز همه او را به عنوان «گوفر» میشناختند.
او که عمده فعالیتش در تلویزیون بوده است، در فیلمهای سینمایی چون «رقابت مرگبار» و «توطئه لینکلن» نیز بازی کرده است. «فرد گراندی» که یک جمهوریخواه است، اولین بار در سال 1986 و در سن 38 سالگی وارد دنیای سیاست شد.
او در این سال در رقابتهای مجلس سنای آمریکا شرکت کرد و با سه هزار رای به عنوان سناتور ایالت آیووا انتخاب شد. او پس از پیروزی در انتخابات مجلس، در مصاحبه با مجله پیپل گفت: اگر گوفر نبود امروز فرد گراندی نیز در سنا نبود.
«فرد گراندی» در سال 1994 نیز به عنوان نماینده حزب جمهوریخواه وارد رقابتهای فرمانداری آیووا شد ولی در این رقابتها ناکام ماند.
* بازگشت «فرد گراندی» به عالم بازیگری در پی ناکامی در عرصه سیاست
او پس از آن بار دیگر وارد عرصه بازیگری شد و در سال 2003 در کنار «فرد تامپسون»، در سریال «نظم و قانون» حضور یافت و هماکنون به عنوان مجری برنامه رادیویی «گرندی و اندی» مشغول به کار است.
«بن جونز»، سناتور:
این بازیگر و نمایشنامهنویس آمریکایی که در سال 1941 در آمریکا متولد شده است، اولین بار با بازی در فیلم سینمایی «3 قاتل» وارد عالم بازیگری شد و در این سالها در سریال «زمانی که دنیا دگرگون میشود» و فیلمهای سینمایی «توطئه لینکلن»، «نشویل 99» و «با هم برای روزها» و ... بازی کرد. البته «جونز» شهرت خود را مدیون بازی در سریال «دوک بزرگراه» طی سالهای 1979 تا 1985 برای شبکه سیبیاس آمریکا بود.
* ماجرای ورود «بن جونز» به عالم سیاست
او در سال 1993 به عنوان نماینده ناحیه 4 ایالت جورجیا وارد مجلس سنای آمریکا شد و تا سال 1989 در این سمت باقی ماند ولی پس از آن به جز در موارد محدود، از فعالیتهای سیاسی کناره گرفت.
«جونز» که در سریال «دوک بزرگراه» نقش یک تعمیرکار را بازی میکرد، در بین عامه مردم نیز به تعمیرکاری گریسی، کثیف و دیوانه شهرت داشت، به همین خاطر برنده شدنش در انتخابات سنای آمریکا تعجب همگان را برانگیخت.
او همواره درباره چگونگی پیوستنش به عالم سیاست میگوید: یک روز صبح در اتاقم از خواب بیدار شدم، در حالی که تمام تنم پر از خالکوبی بود و ... و همان موقع بود که با خودم گفتم زمان تغییر فرا رسیده است و این شد که وارد عالم سیاست شدم.
«سانی بونو»، شهردار پالم اسپرینگز و سناتور :
«سانی بونو»، فعالیت خود در عرصه خوانندگی و اجرای شوهای تلویزیونی را از دهه 60 شروع کرد و از همان ابتدا همسرش «شر» در کنار او به ایفای برنامه میپرداخت، البته این دو چند سال پس از همکاریهایشان با یکدیگر ازدواج کردند.
* کنارهگیری موقت «سانی بونو» از عالم بازیگری و افتتاح رستوران
این دو شهرت و موفقیت زیادی را در آمریکا از آن خود کردند و طی سالهای 1971 الی 1974 در شبکه سیبیاس آمریکا به اجرای شوی تلویزیونی «سانی و شر» پرداختند ولی در سال 1975 با جدایی این دو از یکدیگر، «سانی» نیز فعالیتهای هنری خود را به شدت کاهش داد و به فکر افتتاح یک رستوران در شهر پالماسپرینگز کالیفرنیا افتاد.
* ناکامی سونی در رستوران داری و ورود به عالم سیاست او چند سال رستورانداری را ادامه داد ولی در این کار نیز موفقیت چندانی به دست نیاورد، تا سرانجام در سال 1988 به عنوان شهردار پالم اسپرینگز، ایالت کالیفرنیا وارد عرصه سیاست شد.
او انتخابات را با بالاترین اختلاف در تاریخ این شهر برد و تا سال 1992 نیز در این سمت باقی ماند تا آنکه در سال 1994 به نمایندگی از ناحیه 44 کالیفرنیا، وارد کنگره شد و دیدگاه های مهمی را درباره جرم، محیط زیست و قانون سرگرمی مطرح کرد.
* کشته شدن سانی بونو در 63 سالگی در یک سانحه غیرمترقبه
«سانی» 4 سال بعد هنگام بازی اسکی، از ناحیه سر با درخت برخورد کرد و درگذشت، او تا زمان مرگ، فعالیت سیاسی خود را به طور جدی ادامه داد.
«جس ونچرا»، شهردار و فرماندار ایالت مینهسوتا:
* ترک کردن ناگهانی کشتیگیری حرفهای پس از 11 سال و ورود به عالم بازیگری این کشتیگیر، بازیگر و نویسنده آمریکایی در سال 1975، در سن 24 سالگی وارد عالم کشتی شد و این کار را تا 11 سال به صورت حرفهای ادامه داد، ولی به طور ناگهانی این حرفه را رها کرد و در سال 1986 وارد عالم بازیگری شد، از سریالهای تلویزیونی و برنامههای رادیویی گرفته تا فیلمهای بلند سینمایی.
او در عالم سینما نیز حضور موفقی داشت و توانست خیلی زود جای خود را در این عرصه نیز باز کند.
«ونچرا» در سال 1987 در فیلم «یغماگر» و کمی بعد در فیلم «مرد دونده» ایفای نقش کرد که در هر دوی این فیلمها نیز «آرنولد شوارزینگر» نیز حضور داشت.
*شهرت در سینما و ورود به عرصه سیاست
او که داشت پلههای ترقی در سینما را یکی پس از دیگری میپیمود، در سال 1991 با برگزیده شدن به عنوان شهردار بروکلین پارک، مینهسوتا، فعالیت سیاسی خود را آغاز کرد و تا سال 1995 نیز در این سمت باقی ماند.
* ونچرا سرخورده از سیاست به عالم بازیگری و نویسندگی پناه آورد
«ونچرا»ی 48 ساله در سال 1999 در انتخابات فرمانداری مینهسوتا شرکت کرد و به خاطر شهرت و محبوبیتی که داشت با اختلاف زیاد آراء انتخاب شد، ولی در این سمت موفق نبود و طی مدت زمان کوتاهی محبوبیت خود را از دست داد، تا آنجا که در سال 2003 میلادی ترجیح داد که در دوره دوم از این رقابتها شرکت نکند و به عالم هنر و ادبیات بازگردد. او از سال 2003 تاکنون کتابهای سیاسی بسیاری نوشته و شوهای تلویزیونی زیادی را مجریگری کرده است.
«فرد تامپسون»، سناتور:
«تامپسون» بازیگر، مقالهنویس و مجری رادیو بود که در سینما و تلویزیون در فیلمهایی چون «شنهای سفید»، «آدمخوارها در دروازه»، «متولد دیروز»، «جان سخت 2»، «مرد چاق و اکتبر قرمز» و ... ایفای نقش کرده است.
او در سال 1994 با دو مدرک کارشناسی علوم سیاسی و فلسفه و دکترای حقوق به عنوان نماینده لیبرال مردم ایالت تنسی در کنگره آمریکا حضور یافت و به مدت 8 سال در این مقام ادغام شد. او در اواخر سال 2002 و در ماههای پایانی سناتوری خود برای بازی در سریال موفق «نظم و قانون» با شبکه «انبیسی» قرارداد بست و تا سال 2009 همچنان به فعالیت بازیگریاش ادامه داد ولی در این سال تصمیم گرفت که وارد رقابتهای ریاست جمهوری شود ولی کمی پیش از برگزاری انتخابات، از این رقابتها کناره گرفت و بار دیگر به عرصه بازیگری بازگشت.
او پس از کنارهگیریاش از رقابتهای ریاست جمهوری به عنوان بازیگر میهمان در سریال «زندگی روی مریخ» بازی کرد و کمی بعد نیز قرارداد بازی در فیلم سینمایی «ادعا» را امضا کرد.
«آرنولد شوارزنگر»، فرماندار کالیفرنیا:
* علاقه آرنولد به بدنسازی از 15 سالگی «آرنولد شوارزنگر» 30 جولای 1947 در اتریش متولد شد، او از 15 سالگی شروع به بدنسازی کرد و در 20 سالگی عنوان قهرمان جهان را به خود اختصاص داد و پس از آن نیز در رقابتهای مستر المپیا انتخاب شد.
«آرنولد» که طی چند دهه فعالیت در عرصه سینما در دهها فیلم از جمله فیلمهای «نابودگر»، «دروغهای حقیقی، «کونان»، «دور دنیا در هشتاد روز»، «آخرین حضور قهرمان»، «داغ سرخ» و ... بازی کرده است، از همان ابتدای شهرتش در هالیوود، به بازیگری لیبرال معروف بود.
* ماجرای لیبرال شدن «آرنولد»
«آرنولد شوارزنگر» در اینباره میگوید: من سال 1968 با جیبی خالی و کلهای پر از رویاهای رنگارنگ وارد آمریکا شدم، در آن زمان بر سر ریاستجمهوری آمریکا، میان «هامفری» و «نیکسون» رقابت بود و زمانی که نیکسون در سخنرانی انتخاباتی خود درباره کاهش مالیات، افزایش قدرت ارتش و آزادی صحبت کرد احساس کردم که نسیمی فرحبخش بر من میوزد و زمانی که فهمیدم او یک لیبرال است، تصمیم گرفتم که من هم یک لیبرال باشم، آن روز لیبرال شدم و این موضوع تا به امروز نیز ادامه دارد.
* داستان ورود «شوارزنگر» به عرصه سیاست
اولین حضور «آرنولد» در عرصه سیاست، در سال 1988 به وقوع پیوست، او در این سال به عنوان مشاور ستاد انتخاباتی بوش مشغول به کار شد و بین سالهای 1990 تا 1993 رئیس انجمن ورزش و تناسب اندام در دولت جورج بوش شد، دو سال پس از آن نماینده حلالاحمر شد و در نهایت هفتم اکتبر 2003 به جای «گری دیویس» فرماندار کالیفرنیا شد.
او در سال 2005 به عنوان بهترین و محبوبترین سیاستمدار سال انتخاب شد. مردم از او به عنوان فرشته نجات کالیفرنیا نام میبردند که همانند ترمیناتور با مشکلات مبارزه میکرد. «آرنولد» اخیرا در بیش از 4 پروژه سینمای بازی کرده که برخی از آنها به زودی به نمایش درخواهد آمد. او یکی از طرفداران باراک اوباماست.
«آل فرانکن»، سناتور دموکرات آمریکا:
«آل فرانکن» که در دهه اواخر دهه 70 فعالیت هنری خود را در تلویزیون و اجرای برنامه طنز در شبکه رادیویی «اِر آمریکا» که شبکه لیبرال بود، شروع کرد و در این زمینه نیز موفق بود تا آنجا که به عنوان مجری و گرداننده بسیاری از ضیافتهای شام و نهار سیاستمدار آمریکایی نیز حضور مییافت.
* ماجرای ورود «آل فرانکن» به عرصه سیاست: در یک ضیافت ناهار اسپاگتی کاندیدهای انتخاباتی مجلس سنای آمریکا که حدود 150 نفر دور هم جمع شده بودند، «فرانکن» نیز مجری بود. او که برای اجرا روی سن رفته بود، صحبتهای خود را از خاطراتش درباره آشنایی با همسرش آغاز کرد و با اشاره به افتخارات آمریکا و اینکه نگران است که «جورج دبلیو بوش»، این افتخارات را بر باد دهد، ادامه و در نهایت با طرح این موضوع که به زودی وارد عرصه سیاست خواهد شد، به پایان رساند. اگرچه این جمع صحبتهای او را یک شوخی از سوی یک کمدین کهنهکار تلقی کردند ولی او کمی بعد در سال 2009 میلادی در انتخابات سنای آمریکا در رقابت با «نورم کولمن»، نماینده حزب لیبرال، در ایالت مینهسوتا، شرکت کرد و با رقابتی تنگاتنگ و با دخالت حکم دیوان عالی ایالتی به عنوان برنده این رقابتها معرفی شد. البته در این راه او که خود شخص پولداری بود، از سوی دوستان هنرمندش «پل نیومن» و «تام هنکس» نیز مورد حمایت قرار گرفت، این دو مبلغی بالغ بر 10 میلیون و 500 هزار دلار به او کمک نقدی کردند.
پیروزی او در این انتخابات شوکی بزرگی بود، چون بسیاری اعتقاد داشتند که برنده شدن وی تنها در صورت وقوع یک معجزه امکانپذیر است، آنچنانکه «لورنس ژاکوبس» استاد علوم سیاسی دانشگاه مینهسوتا پیش از پیروزی او گفته بود: با توجه به چند دهه فعالیت «فرانکن» برای بازی در هر نقشی و گفتن هر چیزی و همچنین گذشتهای سیاه از اعتیاد به مواد مخدر، پیروزی او در این انتخابات را غیرممکن میکند.منبع : خبرگزاری فارس
[ سه شنبه 1391/02/19 ] [ ] [ محمود ]
تازهترین عکسها از «روز رستاخیز» احمدرضا درویش اعراب تبلیغات سوالبرانگیزی برای فیلم «روز رستاخیز» احمدرضا درویش صورت میدهند و تازهترین عکسها از این فیلم را منتشر کردهاند.
پایگاههای خبری در جهان عرب که بیشتر از رسانههای ایرانی از فیلم «روز رستاخیز» عکسهای بیشتری را از این فیلم منتشر کردهاند. عکسهای که امروز توسط خبرگزاری فارس منتشر میشود تصاویر بازیگران عربی است که در این فیلم سینمایی بازی کردهاند. در «روز رستاخیز» احمدرضا درویش بازیگرانی از عراق، کویت، لبنان، و سوریه بازی کردهاند که معروفترین بازیگر عرب این فیلم «جمال سلیمان» بازیگر مشهور سوری است و در کنار او «طلعت حمدی»، «رضوان عقیلی» و «فواد سرور» از سوریه، «داود حسین» از کویت، «یوسف شکرجی» از عراق و «فواد ابراهیم» از لبنان حضور دارند. تبلیغ بیش از معمول پایگاههای عربی برای فیلمی ایرانی که هنوز به روی پردههای سینما در ایران نرفته است بهویژه آنکه دارای داستانی شیعی است محل سوال است چراکه این تبلیغات در حالی صورت میگیرد که فیلم «محمد(ص)» مجید مجیدی با داستانی کاملا اسلامی هر هفته به نوعی در رسانههای منطقه مورد حمله قرار میگیرد. تبلیغ بیش از معمول پایگاههای عربی برای فیلمی ایرانی در حالی بیشتر جلب توجه میکند که بر اساس برخی شنیدهها بخشی از بودجه این فیلم را یک کمپانی عرب مذهب تامین کرده است. البته در همین حال برخی منابع خبری سینمایی جهان عرب با اشاره به اسامی بازیگران عرب فیلم سینمایی «روز رستاخیز» به کارگردانی احمد رضا درویش از امکان اکران این فیلم در کشورهای عربی استقبال کردند.
«روز رستاخیز» به کارگردانی احمدرضا درویش
![]() ![]() مهرجویی: «نارنجیپوش» انرژی منفی را از مخاطب دور میکند کارگردان «نارنجیپوش» گفت: تمام پیام فیلم این است که سعی میکند انرژی منفی ذهنی را از آدمها دور کند و انرژی مثبتی به مخاطب بدهد. شامگاه یکشنبه نشست نقد و بررسی فیلم سینمایی «نارنجیپوش» با حضور داریوش مهرجویی (کارگردان)، وحیده محمدیفر (نویسنده فیلمنامه)، لیلا حاتمی، اردشیر رستمی (بازیگران)، رضا درمیشیان (مجری طرح و دستیار کارگردان) و امید روحانی (مجری و منتقد) در فرهنگسرای ارسباران برگزار شد.
* مهرجویی: مسئله آشغالزدایی حامد آبان را مجذوب کرد
در ابتدای این نشست «امید روحانی» از «داریوش مهرجویی» در مورد اینکه جرقه ساخت این فیلم با فنگشویی بود یا یا خیر سوال کرد که وی در پاسخ، اظهار داشت: نه این طور نبود چرا که «حامد آبان» با دیدن آشغال در سطح شهر و ورود در سکانس اول با گل و خاک میآید و آمادگی فنگشویی را داشت و بعد از مطالعه این کتاب مسئله آشغالزدایی روی آن تاثیر میگذارد و مجذوبش میکند.
* مهرجویی: شخصیتهای «نارنجیپوش» تکبعدی نیستند
در ادامه این نشست یکی از حضار از «داریوش مهرجویی» در مورد تک بعدی بودن کاراکترهای فیلمش سوال کرد که وی در پاسخ، بیان داشت: این فیلم اساساً یک رویه ظاهری دارد و یک رویه باطنی و بستگی دارد که چقدر حرف و پیام فیلم در مخاطب نفوذ میکند یا خیر اما شخصیتهای «نارنجیپوش» تکبعدی نیستند.
* مهرجویی: پیام «نارنجیپوش» واضح و صریح است
در ادامه این نشست یکی از حضار از «داریوش مهرجویی» در مورد پیام «نارنجیپوش» سوال کرد که وی در پاسخ، گفت: تمام پیام این فیلم این است که سعی میکند انرژی منفی ذهنی را از آدمها دور کند و انرژی مثبتی به مخاطب بدهد. وی در ادامه افزود: این فیلم میگوید آشغالهای دور و بر را پاک کنیم و ذهن را هم از آشغال پاک کنیم تا آشغال درون ذهن و جسم ما نفوذ نکند تا دزدی، دروغ و ریا در جامعه کمتر شود، پیام فیلم واضح و صریح است.
* مهرجویی: برخی مسائل در فیلمهایم مشترک است
در ادامه این نشست یکی از حضار از «داریوش مهرجویی» در مورد اینکه آیا «حامد آبان» همان «حمید هامون» است سوال کرد که وی در پاسخ، اظهار داشت: جای تعجب ندارد چون خالق هر دو اثر خود من هستم و طبیعی است که برخی مسائل در فیلمهایم مشترک باشد، مخصوصاً روحیه «هامون» چون همیشه انرژیزا و زنده است. وی در ادامه افزود: در سکانس دادگاه «حامد بهداد» تا متوجه شد پیراهنی که قرار است بپوشد پیراهن مرحوم «خسرو شکیبایی» در «هامون» است، رویش تاثیر گذاشت و چند دیالوگ «هامون» را استفاده کرد. تمام دیالوگهای فیلم فکر شده بود و روی تک تک آنها فکر کرده بودیم.
* مهرجویی: ساخت «نارنجیپوش» از دغدغههای شخصی من بود
در ادامه این نشست «داریوش مهرجویی» در مورد سفارشی بودن اثرش، توضیح داد: ساخت «نارنجیپوش» از دغدغههای شخصی من بود، چون از مسئله وجود آشغال در شمال کشور و مکانهای مختلف عاصی بودم، این طرح را چهار سال پیش نوشتم و از هیچ جایی هم سفارش نگرفتم اما چون این فیلم نقدی از کار شهرداری است با ترس به سمت آنها رفتیم و آنها هم مشارکت کردند، مثل فارابی پس هیچ چیزی در این فیلم سفارشی نبود.
* محمدیفر: «حامد آبان» در «نارنجیپوش» شوریده است
در ادامه این نشست یکی از حضار از «وحیده محمدیفر» در مورد اغراق در کاراکتر «حامد آبان» سوال کرد که آیا این شیوه آگاهانه بود یا خیر که وی در پاسخ توضیح داد: به نظر من این شخصیت متفاوت و آدم شوریدهای است که با خواندن کتاب فنگشویی تحت تاثیر قرار میگیرد و تصمیمات متفاوتی میگیرد که برای خود و اطرافیانش هم هزینههایی دارد، شخصیت او اغراقآمیز نیست، او شوریده است.
* محمدیفر: در بازی حامد بهداد بزرگنمایی و مبالغه نشده است
در ادامه وحیده محمدیفر اظهار داشت: خود «نارنجیپوش» و «حامد بهداد» شبیه هم هستند و معتقدم که در مورد او بزرگنمایی و مبالغه نشده است بلکه آدمهایی هستند که شور و هیجان زیادی دارند.
* مهرجویی: «حامد آبان» یک شخصیت استثنایی است و آدم معمولی نیست
همچنین «داریوش مهرجویی» بیان داشت: «حامد آبان» یک شخصیت استثنایی است و ما با آدم معمولی سر و کار نداریم و اگر این کاراکتر معمولی بود اتفاقی رخ نمیداد. وی در ادامه افزود: در خیلی از مواقع خود متن بازیگر را هدایت میکند و در مورد این فیلم هم سعی شد تا روی تک تک دیالوگها کار شود.
* حاتمی: «نهال اخوت» مهاجرت نکرده است، به ماموریت رفته است
در ادامه این نشست یکی از حضار از «لیلا حاتمی» در مورد اینکه اگر جای «نهال اخوت» بودید، میرفتید یا میماندید؛ وی در پاسخ توضیح داد: «نهال اخوت» مهاجرت نکرده است بلکه برای کار به ماموریت رفته است مثل اینکه ما در تهران ساکن باشیم و برای ماموریت به کرمان برویم.
* رستمی: «نارنجیپوش» از زباله زندگی میسازد
در ادامه این نشست «اردشیر رستمی»، گفت: «نارنجیپوش» فیلم مهمی است. وقتی داریوش مهرجویی از من برای این کار دعوت کرد هر چه دوست داشتم راجع به نقش نوشتم و او هم خواند، دوشت داشت این فیلم کار خوبی از آب درآید و ما هم سرصحنه هر چه به ذهنمان میآمد میگفتیم و داریوش مهرجویی هم استقبال میکرد. وی در ادامه افزود: نکته مهم در مورد این فیلم این است که شما در فیلمی که در مورد زباله است رنگ میبینید اما سایر کارگردانان فیلم سیاه و سفید میسازند اما این فیلم از زباله زندگی میسازد و این کار فقط از عهده «داریوش مهرجویی» برمیآید چون در این زمینه مانیفست دارد، فیلسوف است اما ای کاش «داریوش مهرجویی» میتوانست در طول سال دو فیلم بسازد اما متاسفانه طرحهایش رد میشود. در ادامه این نشست «امید روحانی» از «داریوش مهرجویی» در مورد کارهای آتی سوال کرد که وی در پاسخ، اظهار داشت: چند تا پروژه داریم اما اوضاع بدجور خراب است و هر طرحس میدهیم خوانده و نخوانده رد میشود. وی در ادامه افزود: «بیا تا برویم» فیلمی با مفاهیم عمیق فلسفی و کار دینی است و متعجب شدم که این کار رد شد و آینده برایم تاریک است و هیچ چیزی را نمیبینم و همچنان منتظرم. کاروان پرتعداد مدیران سازمان سینمایی، حوزه هنری و موسسه رسانههای
تصویری در کنار شرکتهای دولتی و خصوصی برای حضور در جشنواره کن آماده
میشوند.
فستیوال جهانی فیلم کن فرانسه مهمترین و معتبرترین جشنواره جهانی است که سینمای ما امسال در آن حضور مییابد و این امر با توجه به این که سینمای ایران تاکنون نتوانسته است حضور بینالمللی خود را فراتر از جشنوارههای جهانی و اکرانهای محدود در تک سالنها و تک سانسها محقق سازد، از اهمیت بیشتری برخوردار است. امسال نیز مانند سال گذشته 1700 فیلم از کشورهای مختلف آسیایی، اروپایی و آمریکایی متقاضی شرکت در بخشهای مختلف جشنواره هستند که از میان آنها تنها حدود 50 اثر به رقابت در بخشهای مختلف میپردازند که این رقابت فشردهای را با حضور سینماگران نامآشنا و بلندآوازه جهان برای فیلمسازان رقم میزند.
* مدیریت سینمای ایران بدون سهم در جشنواره کن
امسال در این جشنواره فیلم «مثل یک عاشق» ساخته عباس کیارستمی که محصول مشترک ژاپن و کمپانی فرانسوی است و تمام صحنههای آن در ژاپن فیلمبرداری شده است در جشنواره حضور دارد، این فیلم برای دریافت نخل طلا در جشنواره امسال رقابت میکند و تنها فیلمساز ایرانی آن را ساخته است. فیلم دیگری که امسال در بخش دو هفته کارگردان به رقابت میپردازد «یک خانواده محترم» ساخته مسعود بخشی است، اگر نگاه دقیقی به سرمایهگذاری این فیلم بیاندازیم خواهیم دید این فیلم تولید مشترک ایران و فرانسه است که با حمایت و مشارکت مرکز سیما فیلم تهیه و تولید شده است. در اینجا این سوال ذهن هر انسانی را به خود معطوف میکند که سهم سینمای ایران و مدیریت و برنامهریزی مدیران فرهنگی سینمای کشور که همه ساله کاروانی پرتعداد را برای حضور در جشنواره کن اعزام میکنند، کجاست؟ اینجاست که جای خالی و خلاء سیاستگذاری، مدیریت و برنامهریزی در بخش بینالملل به وضوح دیده میشود.
* حضور پرتعداد مدیران در جشنواره کن
همه ساله به بهانه حضور فیلمهای ایرانی در بازار بینالمللی جشنواره کن که از اهمیت خاصی برخوردار است، مدیرانی از سینمای ایران در این بازار حاضر میشوند و آن را پراهمیت میدانند، اگر مدیران با برنامه در این بازار حضور یابند میتوانند در معرفی سینمای ایران بسیار موثر باشند. هر سال شاهد اعزام کاروان پر تعدادی از مدیران هنری از سوی وزارت ارشاد به فرانسه برای شرکت در جشنواره هستیم، اما دریغ از آمار و ارایه گزارش از عملکرد و حضور در بازار و اکران در کشورهای مختلف! امسال هم مانند سال گذشته کاروان مدیران به سرپرستی «حسن نجاریان» (قائم مقام بنیاد سینمایی فارابی) به فرانسه اعزام میشود. با توجه به افزایش قیمت دلار و مشکلات اقتصادی که کشور با آن مواجه است و پروژههایی که به دلیل نداشتن سرمایهگذار بر زمین مانده است امسال تعداد مدیران و سینماگرانی که از سوی دولت برایشان از سفارت فرانسه ویزا درخواست شده است افزایش یافته، به گونهای که سفارت فرانسه به تعدادی از درخواستکنندگان (حدود 20 نفر) بنا به دلایل مختلف ویزا نداده است. در میان گروه اعزامی به فرانسه، نام «جواد شمقدری» (رئیس سازمان سینمایی) به چشم میخورد اما در خبرها آمده بود که او در جشنواره حضور نمییابد اما نام شمقدری در لیست اسامی که برای آنها ویزا صادر شده است، دیده میشود. در بازار جشنواره کن امسال حضور پررنگ و پرتعداد موسسه رسانههای تصویری را شاهد هستیم که علاوه بر مدیرعامل این موسسه (محمدرضا عباسیان) تعدادی از همکاران وی در موسسه و یکی از اهالی رسانه نیز به چشم میخورد، مدتی است فعالیت موازی بنیاد سینمایی فارابی و موسسه رسانههای تصویری باعث اما و اگرهایی شده است و جالب است که دو نهاد دولتی با هم به رقابت میپردازند! از دیگر مدیرانی که در این جشنواره مهم جهانی حضور مییابند میتوان به سیداحمد میرعلایی (مدیرعامل بنیاد سینمایی فارابی)، حسن نجاریان (قائم مقام بنیاد سینمایی)، امیر اسفندیاری (مدیر امور بینالملل فارابی)، هاشم میرزاخانی (مدیرعامل انجمن سینمای جوان)، شفیع آقامحمدیان (مدیرعامل مرکز گسترش و سینمای تجربی)، شیرین نادری (مدیر بازرگانی مرکز گسترش و سینمای تجربی)، بهمن حبشی (مدیر دفتر مجامع سینمایی) و ... اشاره کرد. در این میان «سهیل جهانبیگلری» (مدیرعامل سازمان توسعه سینمایی حوزه هنری) به همراه هیئتی از حوزه هنری در جشنواره حاضر خواهند شد زیرا امسال برای اولینبار این سازمان دارای غرفهای مستقل خواهد بود.
* حضور هیئت ساماندهی صنوف سینمایی در کن
امسال علاوه بر حضور مدیران سینمایی، تعدادی از اعضای جامعه صنفی تهیهکنندگان سینمایی ایران، هیئت ساماندهی صنوف سینمایی و اعضای شورایعالی سینما نیز هیئت ایرانی را همراهی خواهند کرد. در میان افراد اعزامی نام «حسین زندباف»، «جهانگیر الماسی»، «سید ضیاء هاشمی» و «پرویز شیخطادی» نیز به چشم میخورد. حضور پرتعداد مدیران سازمان صدا و سیما و حوزه هنری نیز از دیگر نکات قابل تامل گروه اعزامی مدیران به شصت و پنجمین جشنواره بینالمللی کن است. امسال نیز طبق روال سالهای گذشته چتر سینمای ایران در بازار کن برپا میشود و بنیاد سینمایی فارابی، مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی، انجمن سینمای جوانان، شرکت آریا صنعت تخیل در چتر سینمای ایران حضور دارند. موسسه رسانههای تصویری، سازمان صدا و سیما و برای اولین بار سازمان سینمایی سوره غرفه مستقل خواهد داشت همچنین غرفههای موسسه مستقلهای سینمای ایران و رسانه شهرزاد دو غرفه بخش خصوصی در بازار کن خواهد بود. در چتر سینمای ایران بر اساس تقاضای تهیهکنندگانی که فرم حضور در بازار کن را پر کردهاند، امکان عرضه و نمایش آثار ارایه میشود اما در میان فیلمهای منتخب و به نمایش درآمده در بازار به این مسئله مهم که آیا فیلم دارای زبان بینالمللی هست و میتواند با مخاطب جهانی ارتباط برقرار کند یا خیر هیچ توجهی صورت نمیگیرد. بازار فیلم کن موقعیت بسیار مهمی است و با موفقیتهای گسترده اخیر ایران، نگاه دقیقتری به سینمای ایران در این بازار خواهد شد و بسیاری از جشنوارهها از جمله پوسان، لوکارنو، سن سباستین و کارلووی واری و ... با نگاهی عمیقتر سینمای ایران را رصد میکنند تا بتوانند نمایندهای از سینمای ایران در جشنواره خود داشته باشند و این اهمیت نحوه ارایه آثار و انتخاب آنها را دو چندان میکند. امسال دوستان باید دقت نظر بیشتری در ارایه آثار سینمایی در بازار بینالمللی کن صورت دهند و در انتخاب فیلمها برای عرضه در بازار و به نمایش گذاشتن و عرضه آنها دقت نظر صورت گیرد و گزینش شود تا بتواند بازده بهتری برای سینمای ایران داشته باشد. متاسفانه برخی از فیلمها تنها برای ارایه آمار مدیران سینمایی به برخی از گروهها و اذهان عمومی به بازار عرضه میشوند و توانایی ارتباط برقرار کردن با مخاطب خارجی را ندارند و تنها برای ارایه آمار و بیلان کاری مدیران در بازار به نمایش درمیآیند، این در حالی است که هر بار نمایش فیلم در سالنهای کوچک (با ظرفیت 30 تا 50 نفر) مبلغ 400 تا 450 یورو هزینه خواهد داشت، با این هزینههای گزاف بهتر نیست فیلمهای مناسب و آثار با زبان بینالمللی در این بازار مهم عرضه شود.
* اهمیت حضور و فعالیت در بازار کن
حضور و فعالیت در بازار بینالمللی کن و حمایت از بخش خصوصی بسیار اهمیت دارد؛ اگر دوستان دقت لازم را نکنند و برنامه درستی برای حضور در بازار نداشته باشند، جشنوارههای خارجی ظرفیت فیلمهای ایرانی خود را با فیلمهایی که در خارج از کشور از سوی کارگردانان ایرانی ساخته میشود، پر میکنند و جشنوارههای بینالمللی فیلمهای «عباس کیارستمی» و «بهمن قبادی» را به عنوان فیلم ایرانی میپذیرند، این مهم سیاستگذاری و برنامهریزی درست و اصولی مدیران را میطلبد. امسال نیز هیئت اعزامی مدیران در جشنواره حاضر میشوند اما جای خالی کارشناسان برای خرید و تعامل فرهنگی همچنین دستاندرکاران سینما از جمله مدیران فیلمبرداری، تدوینگران، صدابرداران، جلوههای ویژه بصری و... بسیاری از متخصصان در امر تولید خالی است تا بتوانند با هزینه بیتالمال برای حضور در کارگاهها و تعامل با بزرگان سینمای جهان برای سینمای کشور دستاوردی مناسب داشته باشند.منبع :فارس
[ دوشنبه 1391/02/18 ] [ ] [ محمود ]
گزارش فارس از فعالیت دیپلماتیک هنرپیشگان مشهور هالیوود امروزه فعالیت دیپلماتیک هنرپیشههای هالیوود به امری متداول تحت عنوان «دیپلماسی هالیوودی» تبدیل شده و این سوال مطرح میشود که این بازیگران که هرکدام از آنها رابطه بسیار نزدیکی با دولت آمریکا دارند، در کشورهایی که به نوعی مردمانشان طعم تلخ دشمنی آمریکا را کشیدهاند، چه میکنند؟
سالیان سال سفر چهرههای شناخته شده هالیوود به کشورهایی که به نوعی با مشکلات فراوان دست و پنجه نرم میکنند، سوژه رسانهها بوده، آنچنانکه امروز دیگر این مسئله به امری متداول تحت عنوان «دیپلماسی هالیوودی» تبدیل شده است. «آنجلینا جولی» نگران کودکان و زنان بیگناه و قربانی در جنگ، به عراق و افغانستان میرود، «جورج کلونی» نگران ناآرامیهای سودان، در این کشور کمپین به راه میاندازد و ماهواره هوا میکند و «لئونادرو دیکاپریو» نگرانتر از همه با دغدغههای محیط زیستی به روسیه میرود و با «ولدمیر پوتین» دیدار میکند. حال این سوال مطرح میشود که این بازیگران که هرکدام از آنها رابطه بسیار نزدیکی با دولت آمریکا دارند، در کشورهایی که به نوعی مردمانشان طعم تلخ دشمنی آمریکا را کشیدهاند، چه میکنند؟
«ویلیام اس کوهن»، وزیر دفاع سابق آمریکا در یکی از مصاحبههای خود میگوید: به دست آوردن قلب و روح مردم، پس از بمب و گلوله به ندرت اتفاق میافتد ولی آنهایی که طریق جادوی فیلم و فنآوری چند رسانهای ما را به چنین هدفی میرسانند، همانهایی هستند که صاحب قدرتی ورای هر ارتشی هستند و این واقعیتی غیرقابل انکار است.
«ناتان گاردلز» و «مایک مداوی»، نویسندگان آمریکایی، در کتاب مشترک خود تحت عنوان «چهرههای شاخص آمریکا پس از عراق: رقابتی برای به دست آوردن قلبها و روحها در عصر رسانههای جهانی» که 21 آوریل 2009 منتشر شد، مینویسند: برخوردی نزدیک با دنیای سیاست و سرگرمی و کسب تجربههای فراوان بیانگر این مطلب است، رسانهها و بالاخص هالیوود نقش بسزایی در حمایت از سیاستهای خارجی آمریکا دارند. به نظر میرسد که انتخاب مشاهیر هالیوود به عنوان سفیر صلح آمریکا در کشورهای مختلف جهان به دو دلیل عمل زیرکانهای است: اولا: اینان شخصیتهای محبوب و شناختهشدهای هستند، آنچنانکه «هوگو چاوز» منتفر از سیاستمداران آمریکایی، خود بارها عنوان کرده که حاضر نیست با هیچ سیاستمداری از ایالات متحده آمریکا ملاقات کند ولی با خشنودی حاضر است که با «شان پن» ساعتها به گفتگو بنشیند.
ثانیا: بازیگران هالیوودی، به خاطر حرفهای که دارند، میتوانند نقششان را هرچه باور پذیرتر در کشورهای مورد نظر اجرا کنند، آنچنانکه «جورج کلونی»، شخصی که به اعتراف خودش معتاد به مصرف کوکائین است و به دلیل مشکلات روحی و روانی، شبها، خواب راحتی ندارد، در نقش یک منجی وارد کشور سودان میشود و برای کشتهشدگان دارفو دل میسوزاند، سرزمینی که آمریکا تمام تلاشش را برای تجزیه آن به کار بست. جورج کلونی: «جورج کلونی»، بازیگر هالیوودی که به خاطر چهره جذابش تاکنون دو بار توسط مجله «پیپل» به عنوان یکی از سه مرد خوشتیپ اول جهان برگزیده شده، یکی از سیاسیترین هالیوودیهای آمریکاست که نه تنها تاکنون میلیونها دلار به ستادهای انتخاباتی «باراک اوباما» کمک کرده، بلکه خود نیز یکی از گزینههای احتمالی آینده آمریکا برای شرکت در انتخابات ریاستجمهوری این کشور است.
«کلونی» در عرصه آگهیهای تبلیغاتی نیز چهره شناخته شدهای است که آمارها نشان میدهد که حضور او در آگهی کمپانیهای «فیات»، «نسپرسو»، «پلیس» و ... به فروش این کمپانیها کمک شایانی کرده است.
شاید این چهره جذاب، به شدت سیاسی و پذیرفته شده در اذهان عمومی جهان، یکی از بهترین گزینههای انتخابی آمریکا برای حضور در کشورهایی باشد که یا دولت آمریکا در آن کشورها به شدت منفور است و یا آمریکا در آیندهای نزدیک برنامه حضور در آنجا را دارد!
«کلونی» که از 18 ژانویه 2008 به عنوان سفیر صلح آمریکا انتخاب شده است، تاکنون به کشورهای بسیاری سفر کرده ولی حضور او در کشور سودان، به اسم حل بحران این کشور، پررنگتر از دیگر کشورها بوده است، جایی که او درباره آن فیلم مستند میسازد، کمپین تبلیغاتی به راه میاندازد و چند هنرمند سودانی دیگر را با خود همراه میکند و آشکار و پنهان به تبلیغ آنچیزی میپردازد که آمریکا خواستار آن است: «تجزیه کشور اسلامی سودان». «شان پن»: «شان پن»، بازیگر هالیوودی است که در هر جایی که خبری باشد، او نیز در آنجاست. او یکی از پرکارترین و سیاسیترین بازیگران هالیوودی است. او کسی است که پیش از انتخابات نهم ریاست جمهوری ایران، به عنوان روزنامهنگار وارد ایران شد و پس از گذشت و گذار در نقاط مختلف تهران و ملاقات با برخی از شخصیتهای سیاسی به آمریکا بازگشت و گزارش کامل سفرش به ایران را در روزنامه سانفرانسیسکو کرونیکل، منتشر کرد.
«شان پن» همان کسی که در جریان انقلاب مردمی مصر، در میدان التحریر حضور یافت و در کنار آنها به تظاهرات پرداخت.
«پن» در دوران اشغال عراق به دست نیروهای آمریکایی نیز در این کشور حضور مییابد و در عکسهای تبلیغاتی خود ، تلاش میکند تا خود را همنوا و همصدا با مردم این کشور نشان دهد.
این بازیگر هالیوودی در جریان زلزله هائیتی نیز به همراه عده زیادی از اهالی رسانه، به کمک مردم این کشور میشتابد، در حالیکه کمکهای انسانی او لحظه به لحظه توسط رسانههای آمریکایی ضبط و پخش میشوند و جالبتر آنکه کشور هائیتی، تنها یک روز پس از زلزله این کشور به اشغال نیروهای اشغالگر آمریکایی در میآید. آنجلینا جولی و براد پیت:
این زن و شوهر هالیوودی که هر کدام جداگانه بارها به عنوان جذابترین مرد و زن جهان انتخاب شدهاند، یکی از رسانهایترین زوجهای هنری جهان هستند که طی سالهای اخیر با فرزند خواندگی چهار دختر و پسر غیرآمریکایی بر محبوبیت خود در افکار عمومی جهان افزودهاند.
این دو در برخی از سفرها در کنار هم و در برخی سفرها نیز تنها هستند ولی در کل جولی در این زمینه گوی سبقت را از همسر خود «پیت» ربوده است.
این هنرپیشه زن آمریکایی که در انتخاب فرزند خواندههایش اول از همه به سراغ ویتنام رفته است، در سفرهای خود نیز گزیده عمل میکند، او به کشورهایی چون عراق، پاکستان ، افغانستان و ... میرود که امروزه آمریکاییها به خاطر جنایتهایی که در این کشورها مرتکب شدهاند، منفورترین چهره را دارند.
«جولی» که از سال 2001 سفیر صلح سازمان ملل بوده، در سفرهایش به کشورهای اسلامی با پوشش اسلامی حضور مییابد و گاهی اوقات عکسهای تاثیرگذاری که در این سفرها از او انداخته میشود، زودتر از خبر سفرش در رسانهها منتشر میشود.
«آنجلینا جولی» و «براد پیت»، از طرفداران «باراک اوباما» در انتخابات ریاستجمهوری آمریکا هستند که تاکنون میلیونها دلار وجه نقد به ستاد انتخاباتی او کمک کردهاند. «مت دمون» و «لئونادرو دیکاپریو»:
«مت دمون» یکی از مشهورترین بازیگران هالیوود در سطح بینالملل و یکی از خوشتیپترین مردان زمان خود از دیدگاه مجله «پیپل» است که تاثیر حضور او در تبلیغات، نشان دهنده میزان تاثیر گذاری او در افکار عمومی است. او که فعالیتش کمی کمرنگتر از دیگر همکاران خود چون «شان پن»، «جورج کلونی» و «آقا و خانم پیت» است، علاوه بر فعالیت در زمینه جلوگیری از بحران دارفو و کمک به سیل زدگان هائیتی در چند انجمن و سازمان فعال در زمینه مبارزه با فقر آب و غذای آفریقا نیز عضو است.
«لئونادرو دیکاپریو» عمده فعالیتش را به بحث سلامت محیط زیست جهان اختصاص داده است، در حالی در راستای حفاظت از محیط زیست جهان، در کنفرانسهای مختلف در سراسر جهان شرکت میکند و برای ملاقات با «ولدمیر پوتین» تا قلب روسیه سفر میکند که گویا فراموش کرده که آمریکا خود یکی از اولین کشورهای آلاینده جهان است. «دان چیدل»، «مدونا»، «کوین اسپیسی»، «ریکی مارتین» «دایانا راس»، «اما ترومن»، «استیون اسپیلبرگ» و... «دان چیدل» همنوا با همکاران خود در بحران «دارفو»، در سال 2007 کتابی تحت عنوان «ماموریت پایان نسل کشی در دارفو و دیگر جاها» مینویسد و سه سال بعد در سال 2010 نیز در کتاب دیگری تحت عنوان «مبارزه برای پایان دادن به بدترین جنایت حقوق بشر»، در ادامه جلد اول آن مینویسد.
بقیه شخصیتهای هالیوود نیز در عرصههای مختلف از سفر به اقصی نقاط جهان، کمک به قربانیان سونامی، برگزاری کنفرانس و کنسرت در نقاط مختلف جهان، کمک به کودکان بیسرپرست، در کنار تبلیغات گسترده رسانهها، قدم در راهی میگذارند که خواسته رهبران سیاسی آمریکاست.منبع خبرگزاری فارس
[ یکشنبه 1391/02/17 ] [ ] [ محمود ]
هالیوودی ها درباره اسلام چه میگویند ویل اسمیت، لیام نیسون و تعدادی از بازیگران هالیوود، نظرات جالبی درباره دین اسلام دارند.
به نظر میرسد جریان اسلامستیزی در سینمای آمریکا، حتی پیش از تولد سینمای هالیوود وجود داشته است. در افکار عمومی غرب، اعراب همه مسلماناند و همه مسلمانان عرباند، به همین خاطر در اکثر فیلمهای هالیوودی برای مخدوش کردن چهره اسلام کافی است که یک عرب در حال قتل، بمبگذاری، تجاوز و دشنام به تصویر کشیده شود. در گزارش زیر سعی شده تا حدودی به این سوالات پاسخ داده شود: _اسلامستیزی از چه زمان وارد سینمای آمریکا شد؟ _فیلمهای اسلامستیز هالیوود کدامند؟ آیا اسلامستیزی در سینمای کمدی هالیوود نیز وجود دارد؟ _نقش سرمایهداران صهیونیستی هالیوود در پروسه اسلامستیزی موجود در این سینما تا چه اندازه است؟ _ آیا فیلم سینمایی «محمد رسولالله» ساخته «مصطفی العقاد»، یک پروژه هالیوودی است؟ _آیا هالیوود، در جهتگیریهای اسلامستیزانه خود، کودکان را بیبهره گذاشته است؟ _بازیگران هالیوود، درباره اسلام چه میگویند؟ _ستارههای مسلمان هالیوود، در این سینما چه میکنند؟ _چه کتابهایی درباره اسلام ستیزی در هالیوود نوشته شده است؟
* اسلامستیزی (مخدوش کردن چهره اعراب) از چه زمان وارد سینمای هالیوود شد؟
_«توماس ادیسون» سازنده اولین فیلم سینمایی اسلام ستیز در آمریکاست.
جریان اسلامستیزی در آمریکا، بالاخص در سینمای این کشور از زمان فیلمهای صامت و حتی پیش از آن وجود داشته و تا به امروز نیز ادامه دارد، پیش از تاسیس سینمای هالیوود در سالهای 1909 تا 1912، به نظر میرسد اولین فیلم عربستیز، در سال 1897 توسط «توماس ادیسون»، تحت عنوان «فاطیما میرقصد» ساخته شده باشد، در این فیلم زنی عرب و رقاصه تمام تلاشش فریب مردان است.
- از اسلام ستیزی موجود در سینمای هالیوود تحت عنوان سندرم 3B یاد میشود برخی از کارشناسان سینمای هالیوود، از اسلام ستیزی موجود در این سینما، تحت عنوان سندرم 3B یاد میکنند، به عقیده آنان اعراب و مسلمانان به تصویر کشیده شده در فیلمهای هالیوودی طی سه دوره در قالب BALLY DANCER (بالرین)، BILLONAIR (میلیاردر و پولدار) و BOMBERS (بمبگذار و تروریست) به تصویر کشیده شدهاند. _دوره بالرینها: در این دوره زنان عرب به عنوان زنانی رقاصه و کاملا تحت تسلط مردان به تصویر کشیده میشوند.
سینمای هالیوود اگرچه از همان ابتدا (از اوایل دهه 20) در برخی از فیلم همچون فیلم صامت «شیخ» در سال 1921، «کافهای در مصر» محصول 1924، «پسر شیخ» محصول سال 1926 (این فیلم از سال 2003 به عنوان یک اثر ملی فرهنگی در آرشیو ملی فیلم در کتابخانه کنگره آمریکا نگهداری میشود) و «پل بیابانی» محصول سال 1928 میلادی، اعراب را انسانهایی خشن، بیتمدن، دزد و بی سر پا معرفی میکرد ولی در اکثر فیلمهای دهههای اول قرن بیست، زنان عرب (مسلمان) رقاصههایی فریبنده و مرموز بودند که نه تنها عامل فریب مردان که به عنوان ابزار لهو و لعب تحت تسلط کامل مردان عرب بودند. _دوره بیلیونرها: پس از گذشت چند دهه از تاسیس سینمای هالیوود، با فرا رسیدن بحران جهانی نفت، اعراب تبدیل به میلیونرهایی شکمچران و بیخردی میشوند که مسئول اصلی این بحرانند. _دوره بمبگذارها و تروریستها: در این دوره، با فروپاشی شوروی و برطرف شدن خطر کمونیستها، در اواخر قرن بیست، هالیوود بار دیگر در فیلمهایش، به دنبال دشمن دیگری است. البته پس از جنگ جهانی دوم و برطرف شدن خطر کمونیستها، اینبار دوره فیلمهایی چون «عملیات کندور» و «جی.ای. جین» فرا میرسد و آمریکا در جستوجوی دشمنی جدید، این بار اعراب را در چهره تروریستهایی خطرناک وارد فیلمهایش میکند که این مسئله ادامه مییابد و پس از حادثه 11 سپتامبر به اوج خود میرسد. _ روشهای ساخت یک فیلم عربستیز موفق از دید یک نویسنده آمریکایی_مراکشی: «لیلا العلمی»، رماننویس و مقالهنویس آمریکایی_مراکشی، در مصاحبه 28 جولای سال 1997 خود با روزنامه لسآنجلس تایمز میگوید: 12 گام برای رسیدن به یک فیلم عربستیز موفق وجود دارد که از جمله آنها میتوان به این موارد اشاره کرد: _همه افراد شرور باید ریش داشته باشند. _همه افراد شرور باید کوفیه (دستار) بپوشند. _همه آنها باید اسامی چون علی، مصطفی و یا عبدالله داشته باشند. _آنها باید همه را تهدید به بمبگذاری یا قتل کرده باشند. به طور کلی اعراب (مسلمان) در چهره یک شیخ (فردی با ردا، ریش بلند، عینک آفتابی و بسیار پولدار)، بادیهنشین (افراد کوچنشین که با شتر بیابانگردی میکنند و در چادر میخوابند)، تروریست (افرادی وحشی و بیتمدن که برای به دست آوردن حوریان بهشتی حاضر به قتل و عام زنان و کودکان هستند)، دوشیزگان (دخترانی جوان و زیبارو که در حرمسراها نگهداری میشوند)، زنانی با پوشیه (اینان زنانی هستند که تمام چهره خود به جزء چشمانشان را پوشاندهاند تا مگر مردان عرب که قادر به کنترل احساسات جنسیشان نیستند به آنها صدمهای نرسانند)، فروشندگان یا خریدارانی ماهر در چانهزنی (آنچنانکه «لارن باکال» در فیلم «ملاقات با مرگ» محصول سال 1988 میگوید: اعراب شامه تیزی برای چانهزنی دارند.) و رقاصهها (زنانی که اغواگرانه میرقصند و به راحتی دست به هر عمل غیراخلاقی میزنند).
*برخی از فیلمهای اسلامستیزانه هالیوود بالاخص در نیمه دوم قرن بیست کدامند:
در دهه 80، سیل عظیم فیلمهایی با موضوع تجاوز اعراب به زنان سفیدپوست ساخته شد که از جمله آنها میتوان به فیلمهای «صحرا» با بازی «بروک شیدلز» و محصول سال 1983، «پروتکل» با بازی «گولدای هاون» و محصول سال 1984، «بلرو» با بازی «بو درک» و محصول سال 1984 و «جیمزباند: هرگز دوباره نگو، هرگز» با بازی «شان کانری» و «کیم بسینگر» و محصول سال 1986 اشاره کرد.
البته در این دوره و پس از آن نیز فیلمهای زیادی با مضمون تروریست و جنایتکار بودن مسلمانان ساخته شد که از جمله آنها میتوان به فیلمهای «روز استقلال»، «من یک افسانهام»، «بیپروا»، «یک روز پس از فردا»، «عملیات روز کندور»، «بازگشت به آینده»، «سریانا»، «یونایتد 99»، «پایان دنیا» و ... اشاره کرد.
_بدترین فیلمهای اسلامستیز تاریخ سینمای هالیوود به گفته استاد یکی از دانشگاههای آمریکا: البته «دکتر جک شاهین»، استاد دانشگاه ایلینویز آمریکا و نویسنده چند کتاب در رابطه با اسلامستیزی موجود در سینمای هالیوود که طی سالیان سال، بیش از هزار فیلم هالیوودی را مورد مطالعه قرار داده، عقیده دارد که بدترین فیلمهایی که تاکنون در اینباره در سینمای هالیوود ساخته شده، سه فیلم «تحت تعقیب: مرده یا زنده»، «دروغهای حقیقی» و «قواعد تعامل» است.
* فیلم «تحت تعقیب: مرده یا زنده»:
این فیلم را «گری شرمن»، سازنده فیلم «ارواح خبیثه 3»، در سال سال 1987 ساخت.
در این فیلم اعراب انسانهای بیاحساسی معرفی میشوند که قصد دارند لسآنجلس را به آتش بکشند و میلیونها نفر را بکشند.
* فیلم «دروغهای حقیقی»:
«جیمز کامرون» کارگردان فیلمهای «تایتانیک» و «آواتار» سال 1994 این فیلم را با بازی «آرنولد شواتزینگر» جلوی دوربین برد.
در این فیلم، مسلمانان به عنوان دشمنان نه دولت آمریکا که مردم این کشور معرفی میشوند که قصد انجام عملیاتی شهادتطلبانه را دارند ولی به دست قهرمان داستان به راحتی نابود میشوند.
* فیلم «قواعد تعامل» (قوانین مبارزه با دشمن):
این فیلم محصول سال 2000 میلادی است که در آن حمله نیروهای دریایی آمریکا به زنان و بچههای عرب را امری معمولی و بیاهمیت نشان میدهد، چون به ادعای «ویلیام فردکین» سازنده فیلم «جنگیر»، هر یک از این زنان و بچهها تروریستهایی هستند که دغدغه اصلیشان قتل و ترور است. «شاهین» در مصاحبهها و کتابهایش بارها بر این نکته تاکید کرده که «اسلامستیزی» از همان بدو تولد هالیوود، در بدنه این سینما وجود داشته، تا به امروز ادامه پیدا کرده و پس از 11 سپتامبر نیز به اوج خود رسیده است.
* اسلامستیزی در سینمای کمدی هالیوود
از سینمای سیاسی، جنگی، جنایی و حادثهای که بگذریم، در ژانر کمدی نیز شاهد آن هستیم که کمدینهای مشهور هالیوود که مورد علاقه مردم هستند، عربها (مسلمانان) را نه به عنوان تروریست و یک تهدید که به عنوان دلقکهایی کودن و مسخره، مورد تمسخر قرار میدهند.
از جمله این موارد میتوان به «لورل و هاردی» در فیلم «بیو هانکز» (سال 1931 میلادی)، «باب هوپ» و «بینگ کروسبای» در فیلم «جادهای به سوی مراکش»، «برادران مارکس» در فیلم «یک شب در کازابلانکا» (سال 1946 میلادی)، «ابوت و کاستلو» در فیلم «ابوت و کاستلو در هنگ بیگانگان» (محصول سال 1950)، «پسران بووری» در فیلم «بووری به سوی بغداد» (محصول سال 1955)، «پیل سیلوز» در «به دنبال آن شتر» (محصول سال 1967) و «داستین هافمن و وارن بیاتی» در فیلم «ایشتار» (محصول سال 1987) اشاره کرد.
* نقش صهیونیستها در پروسه اسلامستیزی موجود در سینمای هالیوود:
امروز مهمتر از سیطره سیاستمداران آمریکایی بر هالیوود، سلطه صهیونیسم بر این صنعت سینمایی است که خود آمریکاییها بارها بدان اذعان داشتهاند، جالب آنکه 12 نفر اول لیست یکصد فرد موثر بر سینمای آمریکا، همگی یهودیاند، این درحالی است که آنها تنها 4 درصد از کل جمعیت آمریکا را تشکیل میدهند. همچنین طبق آماری که چند دهه پیش از این منتشر شد، از 85 فرد تأثیرگذار بر صنعت سینمایی هالیوود در سال 1936 میلادی، 53 تن یهودی بودهاند. همچنین «لوییس بیمایر»، یکی از پیشگامان یهودی هالیوود در کتاب «امپراتوری از میان خودشان؛ چگونه یهودیان هالیوود را ابداع نمودند.» به این مسئله اعتراف کرده و «هلن توماس» روزنامهنگار مشهور آمریکایی در مصاحبه با روزنامه دیترویت فری پرس آمریکا میگوید: صهیونیستها گردانندگان اصلی کنگره آمریکا، کاخ سفید، هالیوود و والاستریت هستند و هیچ شکی در این نیست. امروز متاسفانه، من به عنوان یک آمریکایی میتوانم از رییسجمهور کشورم انتقاد کنم ولی به آسانی نمیتوانم یک اسرائیلی را مورد انتقاد قرار دهم. «ساشا بارون کوهن»، بازیگر بریتانیایی هالیوود نیز چند ماه پیش در جریان جنجال خبری ورودش با لباس یک دیکتاتور به مراسم اسکار گفت: امروز توانستیم با اقتدار بر تمام مارهای صهیونیستی هالیوود پیروز شویم.
«هنری فورد» بنیانگذار کارخانه خوردوسازی «فورد»، هشتاد سال پیش از این، یعنی در حالی که تنها قریب به دو دهه از تاسیس هالیوود گذشته بود، در روزنامه «دیربون ایندیپندنت»، سینمای آمریکا (هالیوود) را ماهیتاً یهودی معرفی میکند و آن را مهمترین و مؤثرترین ابزار تبلیغی یهودیان برمیشمرد. و البته سیاستمداران اسرائیلی نیز خود به این مسئله معترفاند، آنچنانکه «شیمون پرز» رییس رژیم صهیونیستی، در سفر چهار روزه خود به لسآنجلس، از کمپانی «دریمورکس» دیدار میکند و ضمن اشاره به نقش یهودیها در تاسیس تجارت استودیوهای بزرگ فیلمسازی هالیوود، متذکر میشود که هالیوودیها وظیفه دارند تا پیام اسرائیل را در جهان توزیع کنند. با همه این موارد و با استناد به گفته عده بسیاری از جمله «نیل گابلر»، نویسنده یهودی، امروزه دیگر بر کسی پوشیده نیست که صاحبان کمپانیهای «کلمبیا»، «مترو گلدن مایر»، «برادران وارنر»، «پارامونت»، «والت دیزنی»، «یونیورسال» و «فوکس قرن بیستم» همگی یهودی و سرسپرده رژیم صهیونیستی هستند. اگرچه صهیونیستها از همان ابتدا در پروسه تولید فیلمهای اسلامستیزانه هالیوود نقش بسزایی داشتند ولی حضور آنها از سال 1948 و با تاسیس رژیم صهیونیستی پررنگتر از پیش شد و در دهه 80 نیز به اوج خود رسید.
_خرید کمپانی فیلم کانن توسط دو تهیهکننده اسرائیلی و ساخت بیش از 26 فیلم ضد اسلامی در کمتر از 10 سال:
«مناچم گلدن» و «یورام گلوبوس»، دو تهیهکننده اسرائیلی در این دهه اقدام به خرید «کمپانی فیلم کانن» میکنند و در نیمه دوم دهه 80 و اوایل دهه 90 دست به تولید زنجیرهای 26 تایی از فیلمهای ضد عرب میزنند که از جمله این فیلمها میتوان به «جوخه جهنمی» (محصول سال 1985میلادی)، «یورش به آمریکا» (محصول سال 1985)، «دلتا فورس 1و 2» (محصول سال 1986)، «کشتار خیابانی» (محصول سال 1991) اشاره کرد. در این فیلمها و دیگر فیلمهایی که در این دوره و پس از آن ساخته شد، یهودیان اسرائیلی و دوستان آمریکاییشان همواره نقش انسانهای خوب را بازی میکردند. کسانی که برای بازی در این نقشها انتخاب میشدند معمولا بازیگران آمریکایی_ یهودی محبوبی چون «پل نیومن، «تونی کرتیس»، «کرک داگلاس» و بازیگران غیر یهودی ولی خوش چهرهای چون «یول براینر»، «جان وین»، «جین فوندا»، «فرانک سیناترا»، «چارلتون هستون»، «روک هادسون» و «آرنولد شوارزینگر» بودند و البته نقش عربها را بازیگران بدقیافه، بد هیکل و اغلب سیاهچرده بازی میکردند.
_تشدید افکار عربستیز در میان بازیگران هالیوودی: جین فوندا: اعراب انسانهایی نامتعادل، تندرو و زنستیز هستند. اکثر بازیگران هالیوود که در چنین فیلمهایی بازی میکردند، خود نیز افکار نژادپرستانه و گاه اسلامستیزانه نیز داشتند. «جین فوندا»، پس از بازی در فیلم «چرخش» (که عربها اقدام به تخریب سیستم مالی جهانی میکنند) در مصاحبهای میگوید: اگر ما از عربها نترسیم، بهتر از اینها میتوانیم از نیروی فکریمان استفاده کنیم، آنها انسانهایی نامتعادل، تندرو، مستبد، ضد زن و ضد آزادی مطبوعات و رسانهها هستند.
* چند پروژه مهم سینمایی دیگر که توسط کمپانیهای صهیونیستی هالیوود و با افکاری اسلام ستیزانه ساخته شد:
_فیلم «تصمیم اجرایی»: کمپانی «برادران وارنر» در سال 1996 میلادی فیلم «تصمیم اجرایی» را میسازد که یکی از پروژههای بزرگ اسلامستیزانه هالیوود محسوب میشود.
در این فیلم 55 میلیون دلاری، تروریستها یک هواپیمای بوئینگ 747 را میربایند و در این میان برای رسیدن به هدفشان که نابودی ساختمان گنگره آمریکاست، مردم بیگناه را ضرب و شتم میکنند و به قتل میرسانند، حتی زمانی که یکی از تروریستها خطاب به دیگر تروریستها میگوید که خداوند از چنین کاری راضی نیست، سریع به قتل میرسد.
_فیلم «محاصره»: کمپانی «فوکس قرن بیستم» نیز دو سال بعد در سال 1998 اقدام به ساخت فیلم 70 میلیون دلاری «محاصره» با بازی «دنزل واشنگتن» و «بروس ویلیس» میکند.
در این فیلم عدهای تروریست قصد دارند تا با بمبگذاری در چند منطقه مختلف نیویورک، این شهر را مورد حمله قرار دهند.
_فیلم «قوانین مبارزه با دشمن»: در سال 2000 نیز کمپانی «پارامونت» با بودجهای بالغ بر 60 میلیون دلار اقدام به ساخت فیلم «قوانین مبارزه با دشمن» میکند که پیش از این در این گزارش، به نقل از «دکتر جک شاهین» از او به عنوان یکی از بدترین فیلمهای ساخته شده درباره مسلمانان در تاریخ سینمای هالیوود،نام برده شد. در این فیلم زنان و کودکان مسلمان هر یک به عنوان تروریستهایی بالقوه به تصویر کشیده میشوند که پلیس و ارتش آمریکا که وظیفه حمایت از جان و مال شهروندان آمریکایی را دارند چارهای جزء کشتن این افراد ندارند. در صحنهای از فیلم شاهد اجتماع عدهای از عربهای معترض که به نظر منطقی میرسند، در خارج از یکی از سفارتخانههای آمریکا هستیم، ولی فرمانده آمریکایی که یقین دارد در میان این جمعیت عدهای قصد کشتن سربازانش را دارند، دستور آتش میدهد و زمانی که دودهای ناشی از شلیک میخوابد، 83 نفر از جمله عده زیادی زن و کودک کشته شدهاند و بیش از 100 نفر نیز زخمی شدهاند، در ابتدا مخاطبان نسبت به دختر بچهای لنگان و عصا به دست که در میان قربانیان بوده احساس همدردی میکنند ولی در اواسط فیلم با فلاشبکی به عقب، مخاطب میبیند که همان کودک در کنار دیگر زنان و مردان در حال شلیک اسلحه است.
آنچه که در فیلم «قوانین مبارزه با دشمن» میبینیم، درست همان پیامی است که سیاستمداران آمریکایی و صهیونیست، سالهاست که در تلاشند تا آن را به مردم منتقل کنند و این چیزی نیست مگر اینکه در جنگ با تروریستها، ممکن است عدهای کودک و زن و مرد بیگناه نیز کشته شوند که امری عادی و اجتنابناپذیر است.
* «محمد رسولالله» ساخته «مصطفی العقاد»، پروژهای سینمایی که به خاطر مخالفتهای هالیوود، در خارج از آمریکا ساخته شد:
پروژه سینمایی «محمد رسولالله» با کمک 35 میلیون دلاری «معمر قذافی» و در لیبی به اتمام رسید.
«مصطفی العقاد»، تهیهکننده و کارگردان سوریالاصل هالیوود سال 1930، در عنفوان جوانی، زادگاه خود را به مقصد آمریکا ترک کرد.
خود او میگوید: هنگامی که میخواستم به آمریکا بیایم، پدرم در یک جیبم 200 دلار و در جیب دیگرم یک جلد قرآن کریم قرار داد تا هیچگاه یادم نرود که یک مسلمانم. «مصطفی العقاد» در یکی از مصاحبههای خود درباره انگیزهاش از ساخت فیلم «محمد رسولالله» میگوید: از آنجایی که در غرب زندگی میکنم، وظیفه و تکلیف دینی خود میدانم که حقیقت اسلام را بازگو کنم، اسلام دینی است که 700 میلیون پیرو دارد و این درحالی است که این مسئله را عده بسیار کمی در غرب میدانند و این موضوع باعث تعجب من است، با خودم فکر کردم که من باید این داستان را به تصویر بکشم تا پلی شود بر شکافی که میان مسلمانان و غرب افتاده است.
«العقاد» که به پشتوانه تهیهکنندگی یک سری 8 قسمتی از فیلمهای «هالوین»، در هالیوود به شهرت و اعتبار دست یافته بود در سال 1976 تصمیم گرفت پروژه سینمایی «محمد رسولالله» را جلوی دوربین ببرد ولی از آنجایی که این فیلم درباره ظهور دین اسلام بود، هالیوود حاضر به حمایت از این فیلم نشد و این پروژه برای مدتی تعطیل شد و در نهایت «العقاد» مجبور شد برای ساخت آن از آمریکا خارج شود و به مراکش برود. او در این میان تلاش کرد تا نظر مثبت علمای جهان اسلام را به خود جلب کند و اگرچه علمای دانشگاه الازهر مصر فیلم او را تایید کردند ولی این پروژه سینمایی از سوی اتحادیه جهانی مسلمانان در عربستان سعودی رد شد. دولت کویت، لیبی و مراکش به «العقاد» قول همکاری و حمایت مالی داده بودند ولی زمانیکه اتحادیه جهانی مسلمانان این فیلم را رد کرد، دولت کویت نیز دست از حمایت این فیلم برداشت و پادشاه حسن دوم، پادشاه مراکش، حمایت این فیلم را به عهده گرفت. تولید این فیلم 1 سال به طور میانجامید ولی زمانیکه هنوز 6 ماه به اتمام آن مانده بود، او به خاطر فشارهای دولت عربستان بر دولت مراکش مجبور شد تا این پروژه را به صورت موقت تعطیل کند و نزد «معمر قذافی» برود و از او بخواهد تا اتمام این پروژه او را حمایت کند. قذافی به این پروژه، 35 میلیون دلار کمک مالی کرد و اجازه داد تا بقیه این فیلم در لیبی ساخته شود. «العقاد» که عقیده داشت دوبله نسخه انگلیسی این فیلم به عربی کافی نیست و سبک بازی بازیگران عربی با بازیگران هالیوودی کاملا متفاوت است، همزمان اقدام به ساخت نسخه عربی این فیلم نیز کرد ولی این نسخه از فیلم هیچگاه نتوانست با نسخه هالیوودی آن رقابت کند. حمایت مالی قذافی از فیلم «محمد رسولالله» ، باعث شد که این فیلم علیرغم محبوبیت «عقاد» در سینمای آمریکا، در گیشه با استقبال چندانی روبرو نشود. البته پیش از آن نیز اکران این فیلم به دلیل اعتراض مسلمانان نیویورک یک بار به تاخیر افتاده بود، آنها فکر میکردند که «آنتونی کوئین» در این فیلم نقش حضرت محمد (ص) را بازی کرده است. «مصطفی العقاد» در مصاحبههای خود گفته است: ساخت لوکیشنهای مکه و مدینه در این فیلم بیش از 4 ماه و نیم به طول انجامیده است.
_«العقاد» چگونه و در کجا کشته شد؟ «العقاد» نوامبر سال 2005 در سن 75 سالگی به همراه دختر 34 سالهاش، ریما، که در یک عروسی اسلامی در هتلی در اردن شرکت کرده بودند در بمب گذاری گروه القاعده به همراه 56 نفر دیگر کشته شدند. _ نظر دو نفر از همکاران هالیوودی «مصطفیالعقاد» درباره فیلم «محمد رسولالله»: «اسکار زغبی»، تهیهکننده پنجمین قسمت از فیلم «هالووین» درباره فیلم «محمد رسولالله» گفت: ما برای کار «العقاد» احترام زیادی قائلیم ولی از دهه 70 تاکنون تکنولوژی پیشرفتهای زیادی کرده است. «رامسی توماس»، مشاور فیلمنامه پروژه سینمایی «شیر صحرا» نیز در اینباره میگوید: با وجود این فیلم، ولی در قرن 21، حقیقتا نسبت به وجود فیلمی با موضوع «تولد اسلام» احساس نیاز میشود.
* اسلامستیزی و مخدوش کردن چهره اعراب و مسلمانان در محصولات کودکان:
«شیمون پرز»، رییس جمهور رژیم صهیونیستی، در دیدار چند ماه خود با سران هالیوود بر این نکته تاکید کرد که «نباید ارتباط حیاتی میان هالیوود و آموزش را نادیده گرفت و باید بدانید که کودکان بیش از سیاستمداران، به بازیگران اعتقاد دارند.» و البته سرمایهگذاران هالیوود، بالاخص صاحبان کمپانیهای صهیونیستی انیمیشنسازی این سینما، پیش از این نیز از این امر غافل نبوده و در زمینه اسلامستیزی، تلاش کردهاند تا ذهن شهروندان آمریکایی را از همان کودکی آماده پیوستن به این چرخه کنند. آنچنانکه «دکتر جک شاهین»، استاد دانشگاه ایلینویز، اعتقاد دارد که تاکنون بیش از دهها کارتون ضد اسلامی و عربستیز در سینمای هالیوود ساخته شده که از جمله آنها میتوان به «باگز بانی»، «گوفی»، «ملوان زبل»، «یوسمیت سم»، «دارکوب زبله»، «پوپی»، «اسکوبی دو»، «هکل و جکل»، «پورکی پیگ»،«دنل داک»، «مرد پلاستیکی»، «ریچی ریچ»، «پینکی و برین»، «سندباد» و «علاءالدین» اشاره کرد.
در این کارتونها، زنان مسلمان و عرب در چهره رقاصه و زنان حرمسرا و مردان نیز در چهره غارتگر، تروریستهای وحشی و شیخهای پولدار و صاحب نفت معرفی شدهاند. _کارتون علیبابا و چهل دزد:
در این کارتون علیبابا که معرف مسلمانان است، با چهرهای مهیب و خشن ظاهر میشود، او به همراه چهل همراه خود که همگی همانند او دزد و غارتگرند قصد حمله به یک قلعه بیابانی را دارند که شخصیت کارتونی «پورک» طی نامهای به این مضمون «اعترافات یک جاسوس کثیف: پورکی عزیز، علیبابا و افراد کثیفش قصد حمله به قلعه بیابانی را دارند.» ماموریت پیدا میکند تا از آن محافظت کند. _کارتون «ملاقات ملوان زبل با 40 دزد علیبابا»:
این انیمیشن ساخته «دیوید فلایشر» است، در این انیمیشن، ملوان زبل همراه با همسرش و یکی از دوستانشان به شهری کوچک و بیابانی میرسند که روی دیوار عکس یک عرب را به عنوان یک تحت تعقیب چسپانده شده است. در ادامه شهر مورد نظر مورد حمله «علی بابا»ی و همراهانش که 40 دزد و یاغی هستند، قرار میگیرد ولی ملوان زبل بر او غلبه میکند. _کارتون «باگز بانی: خرگوش صحرا»: این کارتون در سال 1955 به کارگردانی «فریز فرلنگ» ساخته شد.
در این کارتون خرگوش «باگز بانی» که نماد انسانی غربی است، حتی در بیابان به تمیزی اهمیت میدهد و اتومبیل سوار میشود، ولی عرب شتر سوار، بیابانگردی بیتمدن، خشن و اسلحه به دست است که حتی در برخورد با حیوانی که به او سواری میدهد بسیار خشن و غیر انسانی رفتار میکند.
* بازیگران هالیوودی درباره اسلام چه میگویند: _ویل اسمیت: این بازیگر هالیوود سال 2001 پس از بازی در فیلم زندگی «محمد علی کلی» گفت: آنچه که از این فیلم برای من به یادگار ماند شریک شدن در درکی بود که او از دین اسلام و خداوند داشت، او به عنوان یک مسلمان توانست آنچنان درکی از خداوند به من دهد که هیچکس دیگری تاکنون نتوانسته بود این کار را بکند، آرزو دارم مانند او باشم. او از آن پس یک قرآن و یک سجاده در خانه خود نگاه میدارد. پس از این مصاحبه بود که بارها شایعه مسلمان شدن «ویل اسمیت» سر زبانها افتاد ولی این خبر هیچگاه به طور رسمی تایید نشد.
* لیام نیسون: اذان زیباترین آوایی است که در زندگیام شنیدهام، آرزو دارم مسلمان شوم
این بازیگر 59 ساله هالیوود که در فیلمهایی چون «فهرست شیندلرز»، «تیکن» و «جنگ ستارگان» بازی کرده است، چند ماه پیش برای بازی در فیلم جدیدش به ترکیه میرود و در بازگشت خود به آمریکا در اولین مصاحبهاش به این مسئله اقرار میکند که آرزو دارد مسلمان شود. او در این مصاحبه گفت: آن اوایل که به ترکیه رفته بودم از آنجائیکه اذان پنج بار در روز تکرار میشد، کم مانده بود از آن همه صدا با هم به طور همزمان دیوانه شوم ولی بعد از یک هفته احساس کردم که این صدا به روحم نفوذ کرده است و باید اعتراف کنم که اذان زیباترین آوایی است که در عمرم شنیدهام، اکنون با تمام وجود دوست دارم مسلمان شوم.
* شان استون: فکر نمیکردم اسلامستیزی در هالیوود تا این حد عمیق و ریشهدار باشد
«شان استون»، پسر «الیور استون» است که در عرصه بازیگری و کارگردانی هالیوود فعالیت میکند و اخیرا به دین مبین اسلام گرویده است، او که نام «علی» را برای خود برگزیده، درباره مسلمان شدنش و بازخورد آن در هالیوود چنین میگوید: من پس از تحقیقات و مطالعات بسیار مسلمان شدهام و برخلاف تبلیغات رسانههای غربی، اسلام دین صلح و آرامش است. «فکر نمیکردم که اسلام ستیزی در هالیوود تا این حد عمیق باشد، من هماکنون در حال تجربه یک دشمنی نژادپرستانه هستم،افراد زیادی در صنعت فیلمسازی هالیوود هستند که ابراز داشتهاند که دیگر تمایل ندارند با من کار کنند و مطمئنم که از سوی برخی از افراد قدرتمند و صاحب نفوذ کنار گذاشته میشوم ولی تنها میتوانم در جواب به آنها یک عبارت عبادت گونه ساده را بگویم: هیچخدایی مگر خداوند یکتا وجود ندارد و محمد پیامبر و فرستاده اوست.» _«نی_یو»:
این بازیگر هالیوودی متولد 30 ساله هالیوود درباره دین اسلام میگوید: اسلام عشق است و قرآن عقل این دین است. _«ایسای مورالس»:
این بازیگر و تهیهکننده 49 ساله هالیوود که در فیلم «پسران بد» در کنار «شان پن» بازی کرده است در اینباره میگوید: اسلام دین عشق، صلح، آرامش و حقیقت است. _«کولیو»:
این کمدین و صدا پیشه جوان هالیوود که خود چند سال پیش به دین مبین اسلام پیوست است، میگوید: به اینکه یک مسلمانم افتخار میکنم و از این بابت مدیون خداوندم. _«باست ریمس»:
این بازیگر 40 ساله هالیوود که در جوانی مسلمان شده است درباره دین اسلام میگوید: من با اسلام است که به زندگی علاقمند شدهام. _«مونتل ویلیامز»:
این بازیگر 56 ساله فیلمهای «رویاهای آمریکایی»، «همه بچههای من» و «حوادث جدید رابین هوود» که در سال 1999 به دین مبین اسلام پیوسته است، دراینباره میگوید: من در اینباره مطالعات زیادی کردم و فهمیدم علیرغم تبلیغات گسترده رسانهها، «اسلام» همچون دیگر ادیان بهترینهای زندگی را به ما نشان میدهد و آنچه که پس از تحقیق فراوان به آن دست یافتم، با آنچه که پیش از آن به من گفته میشد، از زمین تا آسمان فرق میکرد.
* ستارههای مسلمان هالیوود چه میکنند؟
_کامران پاشا:
این فیلمنامهنویس جوان هالیوود سالها پیش در مصاحبه با نشریههای سینمایی گفته بود که احساس میکند مجبور است کارش را به دینش در اولویت قرار دهد و حتی گاهی به خاطر فشردگی کارش نمازش را فراموش میکند و مجبور است به خاطر سختی کار ماه رمضان را فراموش کند. «پاشا» در سال 2008، مادرش را به سفر حج میبرد و از آن پس متحول میشود و در مصاحبه دیگری عنوان میکند که تازه به درک درستی از دین اسلام رسیده و احساس میکند که داستان زندگی حضرت محمد و دین اسلام فراتر از هر داستان حماسی است که در هالیوود ساخته میشود و اگرچه مسلمانان زیادی در هالیوود زندگی نمیکنند ولی چیزهای زیادی در ارتباط با اسلام وجود دارد که باید شنیده شود. _«دیو چاپل»: این کمدین هالیوودی، در سال 1998 مسلمان شده است، او که در سال 2003 میلادی مجری «شوی تلویزیونی دیو چاپل» بود و در این زمینه نیز بسیار موفق بود، ناگهان سال 2005 از این پروژه کنار گذاشته شد. «چاپل» در مصاحبه با مجله تایم در اینباره میگوید: چرا یک کمدین باید از یک پروژه 50 میلیون دلاری به یکباره کنار گذاشته شود، این تنها به خاطر مسلمان بودن من است. او که کمدین موفقی بود پس از مسلمان شدن، تنها توانست نقش کوچکی در فیلم «فورست گامپ» و کمدی «رابین هوود» به کارگردانی «مل بروک» به دست آورد و پس از آن نیز تنها در چند پروژه کوچک تلویزیونی بازی کند. _مارا بروک اکیل:
این فیلمنامهنویس و تهیهکننده موفق هالیوود چند بار در مصاحبههای خود به این مسئله اعتراف کرده که به اینکه یک مسلمان است افتخار میکند ولی برای موفقیتش در عرصه کار، مجبور است، اعتقاداتش را کنار بگذارد. _سعید تغماوی:
بازیگر فیلمهای «بادبادکباز» و «بینالنهرین»، که یک بازیگر مسلمان هالیوودی است زمانیکه در فیلم «جی آی جو: ظهور کبرا» به کارگردانی «استیفن سامرز» بازی کرد به این مسئله اعتراف کرد که تاکنون مجبور بوده در نقشهای کوتاه و یا تروریستی ایفای نقش کند ولی اکنون برای اولین بار توانسته در یک فیلم علیه تروریستها مبارزه کند. _سه زوج هنری هالیوود: «مازیار جبرانی»، «احمد احمد»، «آرون کادار»:
این سه تن در فیلمها و شوهای کمدی بازی میکنند و تورهای شادی در سراسر آمریکا راه میاندازند، جبرانی طی مقالهای در سایت نیوویک دات کام اعلام کرد که به او پیشنهاد شد تا در فیلم 24 در نقش یک تروریست بازی کند ولی او حلاضر به قبول این نقش نشده است. _«آسیف مندوی»: او یک مسلمان هندیالاصل است که نقش کوچکی در فیلمهای «مرد عنکبوتی 2»، «سرزمین آزادی» و چند پروژه دیگر داشته ولی علیرغم قابلیتهایش نتوانسته نقش قابل توجهی در هالیوود به دست آورد. _سعید بدریا:
او متولد مصر است و به عنوان اولین مسلمانی که توانسته در دهه 60 و 70 در نقش یک مسلمان بازی کند، شهرت دارد، او که از اواخر دهه 60 وارد هالیوود شد، تنها با بازی در نقشهای منفی و تروریستی توانست در فیلمهایی چون «3 پادشاه»، «درون»، «روز استقلال» و «مرد آهنی» نقش بگیرد. او که بارها در مصاحبههایش به این مطلب اعتراف کرده بود که از بازی در نقشهای منفی و تروریستی، خشنود نیست و دیگر خسته شده است، اینبار خود دست به تاسیس یک کمپانی فیلمسازی تحت عنوان «ZOOM IN FOCUS» زد که به مرکزی برای مسلمانان و اعراب تبدیل شد تا بتوانند در آنجا دست به تولید فیلمهای کوتاه و پروژههای نه چندان گران سینمایی بزنند. _موسی، عثمان، عمر:
این سه تن کمدینیهایی هستند که اعتقاد داردند تنها راه تبلیغ دینشان موعظه نیست، بلکه میتوان با خنداندن مردم و معرفی چهرهای مثبت از مسلمانان، تبلیغ دین اسلام را کرد. آنها از سال 2008 وارد هالیوود شدهاند، گفته میشود از میان همه بازیگران نویسندگان، تهیهکنندگان و کمدینهایی که در هالیوود وجود دارند، این سه تن بیش از بقیه مروج دیناشان بودهاند.
_«شهره آغداشلو»:
بازیگر فیلمهای «خانهای در شن»، «24» و «سنگسار ثریا»، علیرغم سالها کار در هالیوود تنها تواسته با بازی در نقشهای تروریستی، مهاجر و همچنین ضد اسلامی، جایگاه خود در این صنعت سینمایی را تا حدودی حفظ کند. _عرفان خان، خالد عبداله و آ.آر.رحمن: «عرفان خان» و «خالد عبدالله»، بازیگران و «آ.آر.رحمن»، آهنگساز هالیوودی و از معدود مسلمانانی هستند که در توانسته در هالیوود به افراد موفقی تبدیل شوند. این سه تن موقعیتشان در این سینما را مدیون شهرتی هستند که پیش از آن در بالیوود (سینمای هند) به دست آورده بودند. «عرفان خان»: با فیلمهای «یک قلب توانا»، «میلیونر زاغه نشین» و «قطار دارجلینگ» وارد هالیوود شد. «خالد عبدالله»: از نقش یک تروریست در فیلم «پرواز یونایتد 93» شروع کرد و با بازی در نقش یک قهرمان در فیلم «باد بادک باز» پیشرفت کرد و در سال 2010 توانست در فیلم «منطقه سبز» در کنار «مت دمون» بازی کند. _آ.آر.رحمن: نیز چند سال پیش برای فیلم «میلیونر زاغه نشین»، برنده جایزه اسکار بهترین موسیقی فیلم شد و از آن پس نیز پروژههای بزرگی در هالیوود به او پیشنهاد شد.
آمار دقیقی درباره مسلمانان سینمای هالیوود وجود ندارد ولی در این میان افرادی چون «فاران هارون»، بازیگر سریال «لاست»، «مرد آهنی» و «فضانوردان» و «عزیز انصاری»، فیلمنامهنویس نیز وجود دارند که ترجیح میدهند برای حفظ موقعیتشان در هالیوود خیلی درباره اعتقادات دینیاشان صحبت نکنند و معمولا در اینباره به هیچ سوالی پاسخ نمیدهند. *کتابهایی که در رابطه با عربستیزی (اسلامستیزی) در هالیوود نوشته شده است، کدامند؟ _کتاب «چرخه عربهای بد: هالیوود چگونه از عدهای مردم چهرهای شیطانی میسازد»: این کتاب نوشته «دکتر جک شاهین» است که 16 ژوئن سال 2009 منتشر شده است.
«شاهین»، استاد دانشگاه ایلینویز آمریکا ، در این کتاب پس از بررسی و مطلالعه بیش از یک هزار فیلمی که در هالیوود ساخته شده، این بحث را مطرح میکند که یک نوع نژاد پرستی و اسلام ستیزی از اولین سالهای تولد هالیوود، در بدنه این سینما وجود داشته که تا به امزور نیز ادامه دارد.
«شاهین» معتقد است که هالیوود با محصولات خود، جامعه غرب را از همان کودکی شستوی مغزی میدهد و به آنها میقبولاند که اعراب (مسلمانان) همان دشمنانی هستند که اگر نابودشان نکنی، نابودت میکنند.
_کتاب «پوشش خبر اسلام: چگونه رسانهها و کارشناسان بر درک ما از بقیه دنیا تاثیر میگذارند؟»:
«ادوارد دبلیو سید» در این کتاب که 11 مارس 1997 منتشر شده است، بیشتر به بررسی پوشش اخبار جهان اسلام توسط رسانههای غربی و ارائه چهرهای منفی از مسلمانان و دین اسلام در این اخبار میپردازد، البته «ادوارد سید» در گوشهای از این کتاب به نقش پررنگ سینمای هالیوود در ارائه چهرهای منفی از دین اسلام نیز اشاره میکند. _کتاب «گناه، قضاوت هالیوود درباره اعراب پس از 11 سپتامبر»: این کتاب نوشته «جک جی شاهین» است که 1 سپتامبر 2006 منتشر شده است. «شاهین» در این کتاب متذکر میشود که پس از حادثه 11 سپتامبر از هر 4 فیلم یک فیلم به جنگ و انفجار در خاورمیانه، ارائه تصویری تروریستی، خشن و غیرمتمدنانه از اعراب، فلسطینیها و هرآنکس که به نوعی با اسلام در ارتباط است، اختصاص دارد. _کتاب «اعراب شیطانی در فیلمهای مشهور آمریکایی: شرقگریزی»: این کتاب 1 سپتامبر 2006 به نویسندگی «تیم جان سمرلینگ» منتشر شده است.
«سمرلینگ» در این کتاب با استناد به فیلمهای مشهور آمریکایی از جمله «جنگیر»، «یکشنبه سیاه»، « سه پادشاه»، «پارک جنوبی» «چرخش» و ... بر این نکته تاکید میکند که در این گونه فیلمها، اعراب و مسلمانان همیشه افرادی شیطانی معرفی میشوند که جلوی آمریکاییها (انسانهای خوبی که برای اهداف انسانی مبارزه میکنند) ایستادهاند. او در این کتاب به رابطه عجیب داستان این فیلمها و اتفاقاتی که در دنیای واقعی به وقوع میپیوندد اشاره میکند.منبع خبرگزاری فارس
[ شنبه 1391/02/16 ] [ ] [ محمود ]
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| [ طراح قالب : پیچک ] [ Weblog Themes By : Pichak.net ] | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||