تبليغاتX
کات
خبرنامه ی سینمای ایران و جهان
  سوپر استار

کارگردان:  تهمينه ميلاني

بازيگران: شهاب حسيني، فتانه ملك محمدي، ليلا زارع، فريبا كوثري، سارا زماني، نسرين مقانلو، رضا رشيد‌پور

......................................................

ديگر عوامل و توضیحات بیشتر:

فيلمنامه: تهمينه ميلاني (اقتباسي از داستان «آگوستوس» نوشته هرمان هسه)
مدير فيلمبرداري: عليرضا زرين‌دست
تدوين: مستانه مهاجر
موسيقي متن: ناصر چشم آذر
صدابردار: اسحاق خانزادي
طراح‌صحنه و لباس: محمد نيك‌بين
طراح چهره‌پردازي: مينا قريشي
منشي صحنه: فرناز جمشيدي‌مقدم
موسيقي: ناصر چشم‌آذر
دستيار اول كارگردان و برنامه‌ريز: سيامك خواجه‌وند
دستيار دوم: السا فيروز آذر

......................................................

خلاصه داستان: داستان فيلم درباره زندگي بازيگر مشهوري است كه دچار غرور شده اما ورود دختري نوجوان به زندگي‌اش او را متحول مي‌كند.

......................................................

يادداشت: "سوپراستار" پس از فيلم هاي "آتش بس" (1384) و "تسويه حساب" (1386) كه به نمايش درنيامده جديدترين ساخته تهمينه ميلاني در مقام كارگردان است.

......................................................

سال ساخت: 1387

 

حرکت اول

کارگردان:  فرهاد نجفي

بازيگران: الناز شاكردوست، ليلا اوتادي، پوريا پورسرخ، تيرداد كيائي، علي صادقي، مجيد مشيري، بهمن دان،‌كيانوش گرامي ، مهدي صفائي، مهراج محمدي،‌پرويز شفيع زاده،‌مهرداد نقيبي، سيد ابراهيم بحرالعلومي، مهرداد نيكنام، آرزو پرو وصال، ‌ليلا جهانديده، پريا عطائي،‌علي نيكو و بازيگر خردسال پرهام فلاح

......................................................

ديگر عوامل و توضیحات بیشتر:

فيلمنامه: فرهاد نجفي، پيمان عباسي،
تهيه‌كننده: مرتضي شايسته
مدير فيلمبرداري: عليرضا رجائي‌مقدم
تدوين: فرهاد نجفي
موسيقي: امير توسلي
طراح صحنه و لباس: آيدين ظريف
طراح چهره‌پردازي: مسعود ولدبيگي
مدير توليد: هادي انباردار
صدابردار: اميرحسين رسولي
جلوه‌هاي ويژه كامپيوتري: فرهاد نجفي
عكاس: محسن بيگلري
به سفارش: موسسه رسانه‌هاي تصويري
محصول: هدايت فيلم
شروع فيلمبرداري: 4 اسفند 1386 (تهران)
پايان فيلمبرداري: 4 ارديبهشت 1387 (جزيره كيش)

......................................................

خلاصه داستان: معتمدي، خلافكار بزرگ، بر اثر اختلاف، شريك خود روشن را، در خارج از كشور به قتل رسانده و براي به‌دست آوردن اموال او و با هويت جعلي وارد ايران مي‌شود. پليس كه در جريان اين ماجرا قرار گرفته درصدد پيدا كردن مخفيگاه معتمدي و دستگيري او برمي‌آيد. از طرفي ديگر سارا كه نوه روشن است تصميم مي‌گيرد با همكاري دوستان خود به نام‌هاي آناهيتا، سام، فرهاد و كيوان ضمن گرفتن انتقام از معتمدي اموال مسروقه پدر بزرگ خود را پس بگيرد.

......................................................

يادداشت: «حركت اول» يك پروژه اكشن با جلوه‌هاي خاص است كه از تروكاژهاي ويژه كامپوتري در آن استفاده مي‌شود. اين كار اولين تجربه كارگرداني «فرهاد نجفي» بوده و براي توليد و ساخت اين فيلم از عوامل طراز اول و حرفه‌اي و بازيگران سرشناس و موفق سينماي ايران استفاده شده است.
بخش‌هايي از فيلم با جلوه‌هاي ويژه كامپيوتري همراه است كه تدوين آن را پس از انجام كارهاي مربوط به جلوه‌هاي ويژه، فرهاد نجفي به تنهايي انجام مي‌دهد.
«مرتضي شايسته» تهيه‌كننده «حركت اول» درباره اين فيلم گفت: من اميد زيادي به اين فيلم دارم و «حركت اول» در ژانر اكشن فيلمي نمونه و جديد است كه تا به حال همانند آن را در سينماي ايران نداشته‌ايم.

......................................................

سال ساخت: 1387

 

امشب شب مهتابه

کارگردان:  محمدهادی کریمی

بازيگران: مهناز افشار، دانیال عبادی، امیرحسین آرمان، مهوش افشارپناه، ایمان حضرتی، شیوا خنیاگر، آرش تاج

......................................................

ديگر عوامل و توضیحات بیشتر:

فیلمنامه: محمدهادی کریمی
تهیه کننده: مرتضی شایسته - هدایت فیلم
مدیر فیلمبرداری: محمود کلاری
تدوین: حسن ایوبی
آهنگساز و خواننده ترانه ها: احسان خواجه امیری
طراح صحنه و لباس: سارا سمیعی
صدابردار: آرش برومند
طراح چهره پردازی: امیر ترابی
پایان فیلمبرداری: 7 تیرماه 1378

......................................................

خلاصه داستان: یک آهنگساز در زندگی اش دچار مشکلاتی می شود.

......................................................

يادداشت: "امشب شب مهتابه" پس از "غیرمنتظره" دومین ساخته سینمایی محمدهادی کریمی است که پیش از این به فیلمنامه نویس شناخته شده بود. دانیال عبادی پس از "غیرمنتظره" دومین فیلم سینمایی اش را به عنوان بازیگر تجربه می کند.

......................................................

سال ساخت: 1387

 پوسته

کارگردان:  مصطفي آل احمد

بازيگران: حميد فرخ نژاد ، الناز شاکردوست، مريم کاوياني ،حميدرضا فلاحي ، امير غفارمنش ،حسن مؤذني

......................................................

ديگر عوامل و توضیحات بیشتر:

فيلمنامه: مصطفي آل احمد
تهيه کننده: مرکز گسترش سينماي مستند و تجربي
مشاور تهيه: سيد جمال ساداتيان
مشاور کارگردان: عليرضا رئيسيان
مدير فيلمبرداري: محمد آلادپوش
صدابردار: محمد امامي
چهره پرداز: عباس عباسي
عکاس: حميدرضا کشاني
مدير توليد: محمود محمد طائمه

......................................................

خلاصه داستان: داستان فيلم درباره درباره يك زنداني محكوم به مرگ است كه پس از اثبات بي‌گناهي‌اش آزاد مي‌شود و بلافاصله در شرايطي قرار مي‌گيرد كه شواهد مي‌تواند او را يك بار ديگر روانه زندان كند.

......................................................

يادداشت: مصطفي آل احمد پيش از اين فيلم‌هاي کوتاه، مستند و انيميشن ساخته و فيلم‌هاي کوتاه او به جشنواره‌هاي «مونترال»، «پوسان» و «توکيو» راه يافته و برنده مدال يونيکا و برنده جايزه بهترين فيلم تجربي «ايبنز» اتريش نيز بوده است.

......................................................

سال ساخت: 1387

 

 


نوشته شده در تاريخ یکشنبه 1387/04/30 توسط محمود
مرور کامل و پر از جزئیات کارنامه سینمایی خسرو شکیبایی؛از آغاز تا انجام
مرور کامل و پر از جزئیات کارنامه سینمایی خسرو شکیبایی؛از آغاز تا انجام


اگرچه سينماي ايران در زمينه هاي محتوايي و فني كمبودهاي بسياري را تجربه كرده، اما از همان سال هاي شكل گيري اش و آغاز حركتش در مسير حرفه اي شدن و جا افتادن در اذهان جامعه هنري ايران به عنوان يك صنعت و هنر، پذيراي بازيگران تواناي بسياري بوده است. با وجود آن كه در دل همان سينماي پيش از انقلاب نيز بزرگاني همچون بهروز وثوقي در كنار اساتيد اهل تئاتر نظير عزت الله انتظامي، علي نصيريان، جمشيد مشايخي نقش آفريني هاي ماندگاري را در حافظه ماندگار سينماي ايران خلق كردند، اما در سال هاي ابتدايي دهه شصت با توجه بيشتر بانيان سينما به اهميت مقوله بازيگري، پاي خيلي از بازيگران تحصيل كرده و تئاتري به سينماي ايران باز شد و در گذر اين سال ها هنرنمايي هاي چشمگيري را از اين بازيگران توانمند در فيلم هاي مان شاهد بوده ايم. بدون شك خسرو شكيبايي يكي از اين هنرپيشگان توانا است كه محبوبيت او در ميان عامه مردم كمتر از مقبوليتش در ميان منتقدان و نويسندگان سينمايي و پيگيران جدي سينماي ايران نيست. متاسفانه در ظهر روز جمعه خبرگزاري ها اعلام كردند اين بازيگر بزرگ سينماي ايران در ساعت بامداد همان در اثر نارسايي قلبي و پس از مدت ها دست و پنجه نرم كردن با سرطان كبد در بيمارستان پارسيان در گذشته است. پس از انتشار اين خبر تمام دوستدارانش به هر صورتي كه ممكن بود يكديگر را از مرگ استاد آگاه كردند و طولي نكشيد كه تا نيمه هاي روز جمعه همگان از اين خبر ناگوار با اطلاع شدند و خيلي ها به سوگ او نشستند.
خسرو شكيبايي در سال 1323 در تهران به دنيا آمد و پس از پايان تحصيلات متوسطه به دانشگاه تهران رفت و در رشته بازيگري در دانشكده هنرهاي زيبا مشغول به تحصيل شد. او در همان دوران دانشجويي و نيز پس از فراغت از تحصيل، بر روي صحنه تئاتر و در كنار بسياري از بازيگران مشهور امروزي تحت هدايت اساتيد شناخته شده تجربه اندوزي كرد و خيلي زود با بروز استعداد نابش در حفظ و بيان كوبنده ديالوگ ها و مونولوگ هاي طولاني و نفس گير نگاههاي اهل نمايش را به سمت خود جلب نمود. با اين حال شكيبايي تا نزديك به يك دهه خواست كه در حاشيه بماند و بيشتر از آن كه به فكر رسيدن به شهرت در نزد عوام باشد، سعي داشت در هر فيلم يا مجموعه اي كه ظاهر مي شود، نقشي متفاوت در كارنامه خود خلق كند و بهتر از گذشته باشد. او اولين بار در فيلم خط قرمز (مسعود كيميايي، 1360) در نقش جمال، يكي از مبارزان مسلح عليه حكومت پهلوي، ظاهر شد اما به دليل توقيف فيلم بازي خوبش در آن نقش مكمل آن طور كه بايد به چشم نيامد. بازي شكيبايي در نقش هايي نه چندان مطرح در فيلم هاي دادشاه (حبيب كاوش، 1363) و صاعقه (سيدضياءالدين دري، 1364) بيشتر از آن كه اعتباري براي او باشد، تنها بهانه اي براي باز شدن پاي او به مناسبات حرفه اي سينماي ايران به حساب مي آمد. شكيبايي در فيلم رابطه (پوران درخشنده، 1365) در نقش معلم آن نوجوان كر و لال بازي محكمي از خود نشان داد و سكانسي كه او با آن پسر مشغول صحبت است، مهر تاييدي بود بر توانمندي او در رعايت ريزه كاري هاي فن بيان. دزد و نويسنده (كاظم معصومي، 1365) فيلم ديگر شكيبايي بود كه اين فرصت را براي او به وجود آورد تا در كنار علي نصيريان به ايفاي نقش بپردازد و انصافا هم توانست در كنار استاد نصيريان بازي خوبي از خود به نمايش بگذارد. بازي در نقش كاراكتر مصطفي در فيلم شكار (مجيد جوانمرد، 1366) نقش آفريني ديگري از او در نقش يك مبارز زمان حكومت سابق بود. نكته حائز اهميت اين فيلم همبازي بودن شكيبايي با پرويز پرستويي است كه هر دوي آن ها بعدها توانستند استعداد والاي خود را بروز دهند و به ستاره هاي محبوب سينما و تلويزيون تبديل شوند. كاراكتر آن جوان لوكوموتيوران در فيلم ترن (امير قويدل، 1366) هم نتوانست موفقيت چنداني براي خسرو شكيبايي به وجود آورد و بازي قابل قبول او در سايه حضور درخشان فرامرز قريبيان چندان به چشم نيامد. با اين وجود علاقه او به بازي در صحنه هاي خطرناك و پرتحرك فيلم، آن هم بدون استفاده از بدل، نشان داد كه بازيگري در خون و شكيبايي جريان دارد و او براي باورپذيرتر شدن نقش حاضر است هر خطري را با جان و دل پذيرا باشد.
اما سال 1368 اوجي در كارنامه خسرو شكيبايي به حساب مي آيد. هنرنمايي بي چون و چراي شكيبايي در نقش حميد هامون در فيلم هامون (داريوش مهرجويي) يكي از بهترين بازي هاي تاريخ سينماي ايران را رقم زد. مهرجويي در زمان نگارش فيلمنامه درخشان فيلم هامون مي دانست كه اجرايي درست از نقش قهرمان فيلمش كار هر كسي نيست. به همين خاطر اين كارگردان بزرگ در پيدا كردن هنرپيشه اي مناسب وسواس خاصي پيدا كرده بود تا اين كه روزي اجراي شكيبايي را بر صحنه يكي از تئاترهاي آن زمان مي بيند و بلافاصله به او پيشنهاد بازي در نقش كاراكتر حميد هامون را مي دهد. شكيبايي به مدد هوشمندي مهرجويي در خلق يك كاراكتر جاندار و جذاب و آزاد بودنش در سر صحنه فيلم برداري آن قدر در جلد نقش فرو رفت كه همگان را به تحسين واداشت. شكيبايي با رعايت جزييات خيره كننده در بازي اش و بهره گيري از توانايي ذاتي اش در اداي ديالوگ ها آن قدر استادانه عمل كرد كه حميد هامون به شمايلي دوست داشتني و ماندگار براي نسل سينماروهاي دهه شصت تبديل شد. در واقع شكيبايي حميد هامون را بازي نكرد، بلكه آن را بر روي پرده سينما زنده و جاودان كرد. گستره بازي پرانرژي و خيره كننده خسرو شكيبايي در اين فيلم آن قدر زياد بود كه در سال هاي بعد بسياري از نسل سومي هاي علاقه مند به سينما هم عاشق كاراكتر حميد هامون شدند. اين شيفتگي نسبت به بازي شكيبايي و كاراكتر هامون در برخي از پيگيران سينما به اندازه اي است كه آن ها خود را يك "هامون باز" مي خوانند و در بسياري از محفل هاي دوستانه و نزديك ديالوگ هاي ماندگار هامون را با يكديگر مرور مي كنند. بازي شكيبايي در اين فيلم از چشم داوران هشتمين دوره جشنواره فيلم فجر دور نماند و سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نقش اول مرد به او اهدا شد. منتقدان و نويسندگان سينمايي هم در آن سال متفق القول بازي شكيبايي را ستودند و او را به عنوان بهترين بازيگر سال انتخاب كردند. بعدها خود شكيبايي اعتراف كرد كه تا مدت ها پس از پايان فيلم برداري اسير حال و هواي نقش حميد هامون بوده و نمي توانسته حتي براي لحظه اي از فكر آن خارج شود. حتي با مرور كارنامه شكيبايي مي توان ادعا كرد كه بازي او تا نزديك به يك دهه تحت تاثير نقش آفريني درخشانش در فيلم هامون قرار داشت و اجراي او در فيلم ها و مجموعه هاي تلويزيوني خاطره اين فيلم ماندگار را براي علاقه مندان به سينما زنده مي كرد. شكيبايي در همان سال در فيلم عبور از غبار (پوران درخشنده) نيز به ايفاي نقش پرداخت و بازي اش در نقش معلمي كه درگير بيماري كليه همسرش مي شود، مورد توجه قرار گرفت. كاراكتر سعيد در فيلم ابليس (احمدرضا درويش، 1369)، چه از لحاظ شيوه پرداخت در فيلمنامه و چه از منظر بررسي بازي شكيبايي، تحت تاثير فيلم هامون بود و تنها نكته پراهميت آن حضور شكيبايي در بيش از نيمي از فيلم بر بالاي جرثقالي عظيم روي يكي از ساختمان هاي مرتفع تهران بود كه باز هم نشان داد شكيبايي برخلاف بسياري از بازيگران از نقش هاي دشوار واهمه اي ندارد و حاضر است جانش را براي بهتر شدن نقش به خطر بيندازد. جستجو در جزيره (مهدي صباغزاده، 1369)، پرواز را به خاطر بسپار (مرحوم رضا رخشاني، 1371) و بلوف (مرحوم ساموئل خاچيكيان، 1372) از فيلم هايي بودند كه شكيبايي در آن سال ها بازي كرد و هيچ كدام نتوانستند اعتباري قابل توجه براي او داشته باشند. حضور شكيبايي در نقش هاي مكمل دو فيلم داريوش مهرجويي، بانو (1370) و سارا (1371)، بيشتر از آن كه براي رسيدن به نقطه اي تازه در كارنامه او باشد، حاصل تعامل اين بازيگر بزرگ سينما با يكي از بهترين فيلم سازان تاريخ سينماي ايران بود. بازي هنرمندانه شكيبايي در نقش محمود در فيلم يكبار براي هميشه (سيروس الوند، 1371) توفيقي ديگر براي اين هنرمند توانمند بود. شكيبايي در پاورپذيري اين فيلم اجتماعي نقش مهمي داشت و به سيروس الوند كمك كرد كه يكي از بهترين آثارش را خلق كند. كيميا (1373) دومين همكاري خسرو شكيبايي با احمدرضا درويش بود كه توانست دومين سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نقش اول مرد را براي او به ارمغان بياورد. شكيبايي در اين فيلم توانست از پس دوپارگي نقش اش در دو برهه زماني از داستان فيلم برآيد و دو بازي كاملا متفاوت را دو نيمه فيلم از خود نشان دهد. بازي در نقش اسد در فيلم پري (داريوش مهرجويي، 1373) چهارمين همكاري شكيبايي با مهرجويي به حساب مي آمد. كاراكتر اسد يكي از پيچيده ترين و متفاوت ترين نقش هاي كارنامه شكيبايي بود كه يك بار ديگر توانمندي هاي اين بازيگر كاركشته را به اثبات رساند. درد مشترك (ياسمين ملك نصر، 1373) و عاشقانه (عليرضا داوودنژاد، 1374) كارهاي بعدي شكيبايي بودند كه حضور پر رنگ او در اين دو فيلم توانست بر جذابيت آن ها نزد مخاطبان بيفزايد. شكيبايي با آن كه در نيمه هاي دهه هفتاد چهره اي شناخته شده به حساب مي آمد، اما در سايه به سايه (علي ژكان، 1375) تنها در چند دقيقه ابتدايي فيلم ظاهر شد و ثابت كرد مسائل ظاهري و سطحي سينما برايش اهميت چنداني ندارد و حاضر است به تجربه هاي جديدي دست بزند. هر چند كه سايه به سايه نتوانست انتظارات را برآورده كند. همكاري با كيومرث پوراحمد در ملودرام موزيكال خواهران غريب (1374) موفقيت تازه اي براي شكيبايي بود، به طوري كه بازي او هم از سوي منتقدان مورد استقبال قرار گرفت و هم اين كه فيلم در زمان اكرانش موفق شد عنوان پرفروشترين فيلم سال را از آن خود كند. احمدرضا درويش در فيلم سرزمين خورشيد (1375) براي سومين بار با خسرو شكيبايي همكاري كرد و از او در نقش پزشكي ترسو در بحبوحه سقوط خرمشهر استفاده كرد. با اين حال به دليل ضعف در شخصيت پردازي و تمركز كارگردان بر اجراي صحيح صحنه هاي عظيم فيلم، بازي شكيبايي نتوانست تازگي و جذابيتي براي مخاطب داشته باشد. رواني (داريوش فرهنگ، 1376)، زندگي (اصغر هاشمي، 1376) و لژيون (سيد ضياءالدين دري، 1376) از كارهاي بعدي خسرو شكيبايي بودند كه به دليل ضعف هاي آشكار در اجرا و مضمون شكستي در كارنامه او به حساب مي آمدند. در همان سال ها شكيبايي در دو پروژه ديگر با داريوش مهرجويي همكاري داشت؛ يكي در اپيزود دختر دايي گمشده (1377) از مجموعه آثار قصه هاي جزيره بود كه به دليل به وجود آمدن حاشيه هايي فرامتني در دور و بر اين مجموعه فيلم ها، اين اپيزود نتوانست آن طور كه شايسته اش بود، مطرح شود و ديگري ميكس (1378) بود كه بازي اش در نقش كارگرداني كه مي خواهد فيلمش را به جشنواره فيلم فجر برساند توجه ها خيلي از علاقه مندانش را به خود جلب كرد. با اين وجود فيلم به خاطر چند سكانس اش مورد بي مهري منتقدان و نويسندگان قرار گرفت و در اكران نيز شكست خورد. در سال هاي انتهايي دهه هفتاد و روزهاي ابتداي دهه هشتاد شكيبايي در فيلم هاي دختري به نام تندر (حميدرضا آشتياني، 1379)، مزاحم (سيروس الوند، 1380)، اثيري (محمدعلي سجادي، 1381)، صبحانه اي براي دو نفر (مهدي صباغزاده، 1382) و ازدواج صورتي (منوچهر مصيري، 1382) بازي كرد كه حضور او در اين آثار بيشتر براي بالا بردن اعتبار آن ها و تضمين فروش بيشتر در گيشه بود كه البته برخي از اين فيلم ها در جلب رضايت مخاطبان نيز ناكام بودند. شايد در اين سال ها بتوان به كاغذ بي خط (ناصر تقوايي، 1380) و سالاد فصل (فريدون جيراني، 1383) اشاره كرد كه توانستند در حد و اندازه هاي نام شكيبايي باشند. بازي روان و جذاب شكيبايي در فيلم استاد تقوايي و در كنار ستاره اي همچون هديه تهراني موفقيتي ديگري را براي او رقم زد. به طوري كه نامزدي او را براي كسب سيمرغ بلورين بهترين بازيگر مرد جشنواره فجر به دنبال داشت. اما هنرنمايي متفاوت و تحسين برانگيز شكيبايي در نقش عادل مشرقي در فيلم سالاد فصل نشان داد كه او مي تواند در پرسونايي متفاوت با كاراكتر شناخته شده هامون نيز عرض اندام كند. اجراي خوب شكيبايي از كاراكتر لمپن و دوست داشتني عادل مشرقي مورد پسند داوران بيست و سومين دوره جشنواره فيلم فجر قرار گرفت و سيمرغ بلورين بهترين بازيگر مكمل مرد را براي او به ارمغان آورد. خسرو شكيبايي در طول چند سال گذشته بسيار پركار بود. عروسك فرنگي (فرهاد صبا، 1383)، ستاره بود (فريدون جيراني، 1384) كه اپيزودي از مجموعه ستاره ها به حساب مي آمد، حكم (مسعود كيميايي، 1384)، چه كسي امير را كشت ؟(مهدي كرم پور، 1384)، پيشنهاد پنجاه ميليوني (مهدي صباغزاده، 1384)، رييس (مسعود كيميايي، 1385)، اتوبوس شب (كيومرث پوراحمد، 1385) و دستهاي خالي (ابوالقاسم طالبي، 1385) فيلم هاي او در سال هاي مياني دهه جاري بوده اند. در ميان اين آثار بازي او در نقش حد ميثاق در فيلم حكم، اجراي مسلط او از نقش كوتاه دكتر در فيلم رييس و از همه مهم تر بازي جاندار و مثال زدني او در نقش آن راننده پير و خسته در اتوبوس شب ثابت كرد كه شكيبايي مي تواند افق هاي جديدي در كارنامه بازيگري اش به وجود آورد. شكيبايي براي فيلم اتوبوس شب موفق شد در آخرين جشن خانه سينما جايزه بهترين بازيگر مرد سال را از آن خود كند.
خسرو شكيبايي در مجموعه هاي تلويزيوني هم درخشش چشمگيري داشت و با بازي خوب خود توانست خيلي از مخاطبان را پاي جعبه جادويي بنشاند. هنوز هم خيلي از علاقه مندان به خسرو شكيبايي تسلط او را در بيان مونولوگ هاي طولاني در مجموعه مدرس (كه در سال هاي مياني دهه شصت از تلويزيون پخش مي شد) به ياد دارند. يك دهه بعد شكيبايي با نقش آفريني خاطره انگيزش در مجموعه خانه سبز (مسعود رسام و بيژن بيرنگ) به يكي از محبوب ترين بازيگران در ميان مخاطبان عام تبديل شد و جايگاهش تا مقام يك ستاره بالا رفت. به طوري كه فروش بالاي برخي از فيلم هاي آن سال ها كه خسرو شكيبايي در آن بازي مي كرد، مرهون حضور اين هنرپيشه دوست داشتني بود. مجموعه كاكتوس (محمدرضا هنرمند) يكي ديگر از آثار تلويزيوني شكيبايي بود كه تا همين چند سال پيش به روي آنتن مي رفت و تا حد بسياري در جذب رضايت مخاطبان موفق عمل كرد و البته در اين بين بازي شكيبايي وزنه سنگيني براي جذابيت اين مجموعه تلويزيوني به حساب مي آمد. شكيبايي در جشنواره فيلم فجر سال گذشته دو فيلم دل شكسته (علي روئين تن، 1386) و شب (رسول صدرعاملي، 1386) را داشت كه بازي قابل قبولش در كنار استاد انتظامي و امين حيايي در فيلم شب مورد استقبال نسبي منتقدان و نويسندگان قرار گرفت. طبق شنيده ها قرار است به زودي دو فيلم نسكافه داغ داغ (علي رويين تن) و دايناسور (پرويز شيخ طادي) با بازي شكيبايي در سينماهاي كشور اكران شوند. همين چند هفته پيش بود كه شكيبايي از سوي انجمن منتقدان و نويسندگان سينمايي به عنوان يكي از بازيگران بزرگ سينماي ايران مورد تقدير و تكريم قرار گرفت و حضور او بر روي صحنه مراسم خيلي ها را كه نگران سلامتي او بودند، خوشحال كرد. اما افسوس كه عفريت مرگ بار ديگر چهره خود را نمايان ساخت و يكي از دوست داشتني ترين هنرمندان ايران زمين را از جمع دوستداران هنر جدا كرد.
خسرو شكيبايي چه در نزد اهل فن و چه از ديد عامه مردم چهره اي محبوب و دوست داشتني بوده كه نام او تداعي كننده بسياري از كاراكترها و فيلم هاي ماندگار تاريخ سينما و تلويزيون ايران است. شنيدن خبر درگذشت خسرو شكيبايي نازنين بسيار تلخ و غير قابل هضم است، اما بدون شك بازي هاي تحسين برانگيز او هيچ گاه از ياد و خاطره دوستداران اين هنرمند بزرگ و علاقه مندان به سينماي ايران پاك نخواهد شد. خسرو شكيبايي در سينماي اين مملكت براي هميشه جاودان است.

نوشته شده در تاريخ شنبه 1387/04/29 توسط محمود

گزارش تصویری: ۰فیلم سینمایی پسرتهرونی ۰


نوشته شده در تاريخ جمعه 1387/04/14 توسط محمود
شيلا خداداد هم به جمع بازيگران «پسر تهراني» اضافه شد
شيلا خداداد هم به جمع بازيگران «پسر تهراني» اضافه شد


شیلا خداداد به جمع بازیگران پروژه سینمایی "پسر تهرانی" به کارگردانی کاظم راستگفتار پیوست.  در آخرین روزهای فیلمبرداری "پسر تهرانی" خداداد هم به جمع بازیگران این فیلم اضافه و بخش مربوط به بازی وی آغاز شد. خداداد در "پسر تهرانی" با محمدرضا شریفی‌نیا همبازی است.
امین حیایی، سارا خوئینی‌ها، طناز طباطبایی، فلامک جنیدی، محمدرضا امیرصادقی، یوسف صیادی، نادر سلیمانی، امیر نوری، جواد هاشمی، داود موثقی، محمد ابهری، عاطفه باقری و... از دیگر بازیگران این فیلم هستند که داستان ازدواج پسر تازه از فرنگ برگشته منصور تهرانی پس از پنج بار شکست عشقی را روایت می‌کند.
عوامل تولید "پسر تهرانی" عبارتند از نویسنده: حمیدرضا محسنی، بازنویسی: راستگفتار، مدیر فیلمبرداری: تورج منصوری، دستیار کارگردان: علیرضا شمس، منشی صحنه: بهناز تاجیک، طراح صحنه و لباس: مرجان شیرمحمدی، طراح گریم: ایمان امیدواری، صدابردار: محمود خرسند، مدیر روابط عمومی: آرامه اعتمادی و عکاس: احمدرضا شجاعی.

جدول مقايسه‌ فروش فيلم‌هاي سه بازيگر محبوب ايران در دهه 1380: نظر شما چيست؟
امين حيايي(6 ميليارد و 753 ميليون تومان )؛ محمدرضا گلزار (4 ميليارد و 910 ميليون تومان )؛ بهرام رادان (2 ميليارد و 170 ميليون تومان)
امين حيايي(6 ميليارد و 753 ميليون تومان )؛ محمدرضا گلزار (4 ميليارد و 910 ميليون تومان )؛ بهرام رادان (2 ميليارد و 170 ميليون تومان)

فروش فيلم‌ها در همه دنيا مهم‌ترين دليل اعتبار ستاره‌هاي سينماست. اصلاً ستاره‌بودن (به معناي دقيق و حرفه‌اي كلمه) چيزي جز علاقه و گرايش مخاطب به پول‌دادن و بليت‌خريدن براي تماشاي فيلمي از ستاره محبوب‌شان نيست. توجه كنيد كه داريم در مورد ستاره‌بودن حرف مي‌زنيم و نه «بازيگري» كه موضوع و مقوله‌اي متفاوت است. گرچه ممكن است اين دو مقوله در جاهايي و در مورد افرادي با هم تلاقي فرخنده‌اي داشته باشند و كسي را به عرش ببرند. اما غير از اين، بخش عمده و اساسي شهرت و محبوبيت و اعتبار ستاره‌هاي سينما را همين جدول‌ها و گزارش‌هاي فروش و پول‌هاي رد و بدل‌شده در گيشه‌هاي سينما به وجود مي‌آورد و ميزان آن را بالا و پايين مي‌برد. آمار و جدول‌هاي زير، فروش فيلم‌هاي اكران‌شده سه ستاره محبوب سينماي ايران در شش سال گذشته (نيمه نخست دهه 1380) است.عجالتاً به اين آمار و عدد و رقم‌ها توجه كنيد و تحليل و تفسيرشان را به فرصت ديگري (به همين زودي‌ها) موكول مي‌كنيم.
سينما همه چيزش جذاب است و ديدن اين جدول و مقايسه عددها و بازي‌هاي مختلفي كه مي‌شود با آن‌ها كرد، سرگرمي جذابي خواهد بود، در عين حال كه مي‌تواند روشن‌كننده خيلي چيزها در ساز و كار معيوب صنعت سينما و سرگرمي ايران هم باشد.
گزارشي درباره سريال‌هاي در دست ساخت تلويزيون
شبكه‌هاي مختلف براي توليد سريال مناسبتي رمضان رقابت مي‌كنند
شبكه‌هاي مختلف براي توليد سريال مناسبتي رمضان رقابت مي‌كنند


تنها دو ماه مانده به آغاز ماه مبارك رمضان، سريال‌هاي مناسبتي شبكه‌هاي اول و تهران كليد خوردند. تصويربرداري سريال شبكه سه سيما نيز چند روز است كه آغاز شده و از تصويربرداري سريال ماه رمضان شبكه دو سيما چهار ماه مي‌گذرد.

شبكه‌ي اول سيما كه با وجود اعلام قبلي تا روز گذشته تمايلي به معرفي سريال ماه رمضان خود نداشت، سرانجام 11 تيرماه به طور قطع اعلام كرد كه اين سريال به كارگرداني سيروس مقدم كليد خورده است. مقدم كه سريال ماه رمضان سال گذشته شبكه‌ي اول را هم كارگرداني كرده بود، باز هم با همكاري عليرضا افخمي در سمت فيلمنامه‌نويس و البته با مشاركت سجاد ابوالحسني (ديگر نويسنده‌ي خواب‌زده) سريال امسال را مي‌سازد.

در سريال «خواب‌زده» كه مهران رسام در سمت تهيه‌كننده ترجيح مي‌دهد قصه‌ي آن لو نرود، فرامرز قريبيان، افسانه بايگان، مهرآوه شريفي‌نيا و پوريا پورسرخ به عنوان بازيگران اصلي ايفاي نقش مي‌كنند.

اما آن‌طور كه گفته مي‌شود سه قسمت نخست «خواب‌زده» با اشكالاتي در فيلمنامه همراه بوده است كه بنابراعلام عليرضا افخمي اين اشكالات برطرف و فيلمنامه مجددا بازنويسي و به شبكه تحويل داده شده است. «خواب‌زده» در لوكيشن خيابان كليد مي‌خورد و آن‌طور كه مهران رسام اعلام كرده‌است تصويربرداري تا اواسط ماه رمضان ادامه خواهد يافت؛ هم‌چنين تدوين و ساير مراحل فني اين سريال هم به‌طور همزمان انجام خواهد شد.

سريال شبكه‌ي تهران با عنوان «مامور بدرقه» نيز يازدهم تير ماه در منطقه‌ي شهر آراي تهران كليد مي‌خورد.

دراين سريال به كارگرداني سعيد سلطاني و تهيه‌كنندگي اسماعيل عفيفه، سيروس گرجستاني، مهرانه مهين‌ترابي، جواد رضويان، بهاره رهنما و محسن طنابنده بازي مي‌كنند. فيلمنامه‌ي «مامور بدرقه» براساس طرحي از خشايار الوند و توسط اميرعباس پيام نوشته مي‌شود و مضموني كمدي دارد. اين سريال داستان استواري را روايت مي‌كند كه يك روز مانده به بازنشستگي متهم از دست او فرار مي‌كند.

سريال‌هاي شبكه‌ي تهران و اول سيما در حالي به عنوان آخرين سريال‌هاي كليد خورده ماه رمضان معرفي مي‌شوند كه مدتي طولاني از كليد خوردن سريال شبكه سه سيما نيز نمي‌گذرد.

«بزنگاه» به كارگرداني رضا عطاران سه روز پيش (هشتم تير ماه) در منطقه ازگل كليد خورد تا نگراني كمبود وقت براي اين سريال نيز مطرح باشد. اين سريال كه همانند «مامور بدرقه» در بستر طنز و بر اساس فيلمنامه‌اي از سروش صحت به تصوير كشيد مي‌شود، روايت خانواده‌اي است كه پدرشان از نانوايان قديمي شهر است؛ او فوت مي‌كند و پس از آن بر سر ارث و ميراث ميان اعضاء خانواده اختلاف ايجاد مي‌شود.

در سريال «بزنگاه» رضا عطاران علاوه بر كارگرداني بازي مي‌كند؛ او ايفاگر نقش يك معتاد است كه همسرش، او و دخترش را به دليل اعتياد ترك كرده ‌است.


شبكه دو سيما كه سرانجام به طور قطع «مثل هيچ كس» را سريال ماه رمضان خود معرفي كرد، وضعيت بهتري نسبت به ساير شبكه‌ها دارد. اين سريال به كارگرداني عبدالحسن برزيده و با بازي حسين ياري، پرويز پورحسيني، پروانه معصومي و اصغر همت بر اساس فيلمنامه‌اي از علي‌اكبر محلوجيان ساخته مي‌شود. «مثل هيچ كس» در نخستين روزهاي سال با نام «دادشي» در پاساژي در منطقه جمهوري تهران كليد خورد و تاكنون چند لوكيشن كه تمامي آن‌ها خانه‌هاي قديمي تهران بوده‌اند را پشت سر گذاشته و همزمان تدوين را نيز آغاز كرده است.

سريال‌هاي «خواب‌زده»، «مامور بدرقه» و «بزنگاه» در حالي تنها دوماه مانده به آغاز ماه رمضان كليد خورده‌اند كه معاون سيما در آخرين روزهاي سال‌گذشته و همزمان با پخش سريال‌هاي نوروزي سيما اعلام كرد كه از اين پس تنها سريال‌هايي براي پخش در مناسبت‌ها انتخاب مي‌شوند كه 10 قسمت آن‌ها همزمان با آغاز مناسبت آماده‌ي پخش شده باشد؛ اما با كليد‌خوردن سريال‌هاي ماه رمضان امسال در دقيقه‌ي 90 به نظر مي‌رسد بازهم نگراني هر ساله مسوولان تلويزيون و دست‌اندركاران اين مجموعه‌ها براي رسيدن تك تك قسمت‌ها به پخش ادامه داشته باشد.


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 1387/04/13 توسط محمود

 بيوگرافي جو لاندو

 

     «ژوزف جان لاندو» معروف به «جو لاندو» متولد نهم دسامبر 1961 همان بايرون سالي همسر دكتر مايك است. او يك بازيگر آمريكايي است ولي بايد بگويم كارش را در هاليوود از رستوران آغاز كرد. او در زمان شركت در كلاس‌هاي بازيگري هاليوود در رستوران آن جا آشپزي مي‌كرد. اولين نقشش در فيلم «خانه دريايي» بود و پس از آن با بازي در فيلم «يك زندگي براي زندگي» توجه دوستداران سينما را به خود جلب كرد و پس از آن نوبت به پزشك دهكده رسيد كه او را به اوج شهرت و محبوبيت رساند. از ديگر فيلم‌هاي مطرح لاندو «به حد مرگ دوستت دارم» (1990)، «بدون رمز كنترل» (1998) و سريال‌هاي «نور هدايت»، «سرزمين بالاتر» و «سامرلند» هستند. والدين جو لاندو«جو» و «ويرجينيا» نام دارند، او يك خواهر به نام «كتي» دارد كه ده سال از او بزرگ‌تر است. لاندو در سال 1997 با زني به نام «كرستن بارلو» ازدواج كرد. آنها داراي دو پسر به نام‌هاي «جك نويل لاندو» (1993) و كريستين آنتونيو لاندو (2001) و يك دختر به نام «ميك اليزابت لاندو» (2003) مي باشند. علائق مختلف لاندو در زمينه‌هاي زير است: كارتون: نمو، هنرپيشه مرد: پل نيومن و استيومك كويين، هنرپيشه زن: مريل استريپ و سرگرمي: باغباني و گل‌كاري، بهترين جا: كلورادو، بدترين جا: لاس‌وگاس در ساعات روز، عشق: همسر، او از كامپيوتر، بازي‌هاي كامپيوتري و ويدئويي، حسادت و بيكاري متنفر است .

جـكي چـان      

 

نام كامل: KONG SANG CHAN
نام مستعار:SING LUNG
نام هنري:JACKIE CHAN
نام كامل: KONG SANG CHAN
نام مستعار:SING LUNG
نام هنري:JACKIE CHAN
تاريخ تولد: 7 آپريل 1954.
محل تولد: هنگ كنگ چين.
شغل: بازيگر، كارگردان، تهيه كننده، بدل كار.
قد: 174 سانتي متر.
وزن: 63 كيلوگرم.
ورزش رزمي: كونگ فو.
درآمد ساليانه وي: 15-20 ميليون دلار.
نام پدر:CHARLES CHAN---شغل: آشپز سفارتخانه فرانسه در هنگ كنگ.
نام مادر:LEE-LEE CHAN---شغل: خدمتكار سفارتخانه فرانسه در هنگ كنگ.
نام پسر:JA CEE CHAN---23 ساله.---نام مادر:LIN FENG
نام دختر:ETTA NG CHOCK LAM---8 ساله--- نام مادر:Elaine Ng Yi-Lei(همسر قانوني جكي چان نبوده است)(وي دختر شايسته چين بوده است)
نام همسر:LIN FENG-CHIAO---شغل: بازيگر تايواني. تاريخ ازدواج: 1983---اكنون از يكديگر جدا شده اند

بيوگرافي:
جـكي چـان در يـك خــانواده فقير بدنيا آمد. پدر وي بعنوان آشـپـز و مادرش بعنوان خدمتكار سفارت فرانسه در هنگ كنگ مجـبـور بـه كـار بـودنـد. وي در كودكي در مدرسـه اي تـحـصيل مــيكرد كه در آن به دانش آموزان خود مهارتهايي هـمـچـون بازيگري، خوانندگي، هنرهاي رزمي و آكروباتيك تعليم مي دادند. اولين ايفاي نقش وي در سال 1962رقم خـورد. وي در 17 سـالـگـي مدرسه را ترك كرد و در فيلمها نقشهاي كوتاه بازي كرده و يا به بدل كاري ميپرداخت. وي حـتـي در فيلمهاي بروس لي نيز بعنوان حريف وي چندين بــار ضربه فني شده است. پس از چندين بازي در فيلمها سـرانـجـــام بـا ايـفـاي نـقـش در فـيـلـم RUMBLE IN THE BRONX مشهور گشت. جـكي چـان تـا چـندي پيش تمام صحنه هاي بدل كاري فيلمهايش را شخصا اجرا ميكرد اما بـه عـلت كهولت سن ديگر قادر به چنين عملي نــيست. او همـچـنين اكـثـر تـرانـه هـاي فيــلمهايش را خودش اجرا ميكند اما معمولا در سينماهاي آمريكا صداي وي را پخش نمـيـكنند. اقدامات انسان دوستانه جكي چان و همچنين دفاع از حقوق حيوانات وي نيز به محبوبيتش افزوده است.

چند مطلب جالب در مورد جكي چان:

1- جكي چان 12 ماه در رحم مادرش جا خوش كرده بود.
كه سرانجام با عمل جراحي وي را بدنيا آوردند.

2-نـام وي KONG SANG به معني: بـدنيـا آمـده در هنـگ
كنگ ميباشد.

3- بـرغم تحصيلات اندك جكي چان دانشكده هنگ كنگ
به وي دكتراي افتخاري علوم اجتماعي اهدا كرده است.

4- جكي چان در سال 1976 تحت عمل جراحي پلاستيك
قرار گرفت تا پلكهايش را شبيه غربي ها در آورد.

5- وي در جريان فيلمهايش بارها دچار شكستگي در اغلب نقاط بدنش گرديده است از جمله: 3 بار شكستگي در ناحيه بيني، يك بار از ناحيه قوزك پا، اغلب انگشتان دستهايش، هر دو استخوان گونه و حتي جمجعه وي دچار شكستگي شده است.

ویل اسمیت      

ویل اسمیت
 ويل‌ اسميت‌ يك‌ سياهپوست‌ دوست‌ داشتني‌
 
 ويل‌ اسميت‌ يكي‌ از هنرپيشه‌هاي‌ سياه‌پوست‌مطرح‌ هاليوود است‌. او با نقش‌آفريني‌ درفيلم‌هايي‌ چون‌ وصلت‌،(پسران‌ بد) و(مردان‌سياه‌پوش‌) توانست‌ به‌ موفقيت‌ بين‌المللي‌ دست‌يابد.
 اين‌ هنرپيشه‌ سياه‌پوست‌ نه‌ تنها در عرصه‌ سينمابلكه‌ در صحنه‌ خوانندگي‌ نيز حضوري‌ پررنگ‌دارد. ويل‌ اسميت‌ يكي‌ از هنرپيشه‌هايي‌ است‌ كه‌با تبعيض‌ نژادي‌ در آمريكا مبارزه‌ مي‌كند و تاكنون‌چندين‌ بار دست‌ به‌ فعاليت‌هاي‌ بشردوستانه‌ به‌ويژه‌ براي‌ سياه‌پوستان‌ زده‌ است‌
 
 بايد افزود كه‌ همسر و پسر كوچك‌ ويل‌ اسميت‌نيز از بازيگران‌ خوب‌ هاليوود مي‌باشند. او در فيلم‌علي‌ در كنار همسرش‌ ايفاي‌ نقش‌ مي‌كرد و در فيلم‌در تعقيب‌ خوشبختي‌ به‌ همراه‌ پسرش‌ جيدن‌اسميت‌ به‌ بازي‌ پرداخت‌. اكنون‌ نگاهي‌ به‌ زندگي‌ اين‌ هنرپيشه‌ خواهيم‌داشت‌. زندگي‌ شخصي‌ ويل‌ اسميت‌ ويل‌ اسميت‌ با نام‌ ويلارد كريستوفر اسميت‌ دوم‌25 سپتامبر 1968 در يك‌ خانواده‌ متوسطجامعه‌ در پنسيلوانيا در آمريكا چشم‌ به‌ جهان‌گشود. پدرش‌ مهندس‌ راه‌ و ساختمان‌ و مادرش‌ مديريك‌ مدرسه‌ بود.ويل‌ در كودكي‌ مي‌گفت‌:(من‌سياه‌پوست‌ نيستم‌. من‌ تاريك‌ و كثيفم‌.) در واقع‌ اواحساس‌ مي‌كرد رنگ‌ سياه‌ پوستش‌ به‌ دليل‌ كثيفي‌مي‌باشد و در دنياي‌ كودكي‌اش‌ مرتب‌ به‌ حمام‌مي‌رفت‌ و بدنش‌ را با ليف‌ و صابون‌ محكم‌مي‌شست‌ تا رنگ‌ پوستش‌ تغيير كند. اما به‌ مرورمتوجه‌ شد او كثيف‌ نيست‌ بلكه‌ از نژاد سياه‌پوستان‌مي‌باشد ويل‌ از زماني‌ كه‌ وارد مدرسه‌ شد طعم‌تبعيض‌ نژادي‌ را چشيد. وي‌ از كودكي‌ علاقه‌ به‌موسيقي‌ و نواختن‌ گيتار داشت‌. لذا در دوران‌دبيرستان‌ به‌ همراه‌ چند تن‌ از همكلاسي‌هايش‌يك‌ گروه‌ جاز كوچك‌ ترتيب‌ داد و در 18 سالگي‌وارد يك‌ گروه‌ رپ‌ شد و اولين‌ آلبومش‌ را درسال‌ 1987 يعني‌ در سن‌ 19 سالگي‌ به‌ بازارعرضه‌ كرد. چند ميليون‌ كپي‌ از اين‌ آلبوم‌ به‌فروش‌ رفت‌. يكي‌ از بهترين‌ آثارش‌ در آن‌ دوران(زمان‌ تابستان‌) و(والدين‌ نمي‌دانند) بود. در سال‌ 1990 با كمبود مالي‌ روبه‌رو شد لذابه‌دنبال‌ دريافتن‌ شغلي‌ مناسب‌ و پردرآمد بود. ازاين‌ رو با كمك‌ يكي‌ از دوستانش‌ كه‌ در گروه‌ جاز بااو آشنا شده‌ بود توانست‌ با شبكه‌ تلويزيوني‌ NBCقرارداد امضا كند و به‌ اجراي‌ موسيقي‌ وخوانندگي‌ بپردازد كه‌ خوشبختانه‌ به‌ موفقيت‌رسيد. صعود سريع‌ او در سلسله‌ مراتب‌ حرفه‌اي‌در بين‌ هم‌قطارانش‌ حتي‌ افراد با تجربه‌تر از او رانيز مبهوت‌ ساخت‌. او در تلويزيون‌ به‌ يك‌ ستاره‌ مبدل‌ شده‌ بود. اواولين‌ سياهپوست‌ تاريخ‌ سينما است‌ كه‌ نامش‌ درراس‌ فهرست‌ تيتراژ يك‌ فيلم‌ با فروش‌ 350ميليون‌ دلاري‌(روز استقلال‌) قرار گرفت‌. با ورود به‌ تلويزيون‌ راه‌ به‌ سينما پيدا كرد اماخوانندگي‌ و موسيقي‌ را كنار نگذاشت‌. دومين‌آلبومش‌ جايزه‌ بهترين‌ اجراي‌ رپ‌ را از آن‌خودش‌ كرد. با بازي‌ در فيلم‌ درجه‌هاي‌ ششم‌ جدايي‌ درسال‌ 1993 استعداد هنرپيشگي‌ خود را نشان‌داد. او از معدود سياه‌پوستاني‌ است‌ كه‌ توانسته‌است‌ در سه‌ رشته‌ محبوب‌ هنري‌ همچون‌ سينما،تلويزيون‌ و موسيقي‌ به‌ موفقيت‌ برسد. فيلم‌ مردان‌ سياه‌پوش‌ در سال‌ 1997 او را به‌اوج‌ شهرت‌ رساند در واقع‌ اولين‌ فيلم‌هاي‌ ويل‌اسميت‌ بهترين‌ فيلم‌هاي‌ او محسوب‌ مي‌شوند.مردان‌ سياه‌پوش‌ 2 نيز با حضور ويل‌ اسميت‌ساخته‌ شد. بايد متذكر شد كه‌ فيلم‌(من‌ روبوت‌) و(علي‌) كه‌ در نقش‌ محمدعلي‌ كلي‌ بازي‌ كرد ازجمله‌ بدترين‌ فيلم‌هاي‌ وي‌ به‌ شمار مي‌رود. ويل‌اسميت‌ در 2 جولاي‌ 2005 يك‌ كنسرت‌ لايو درفيلادلفيا بر پا كرد و عايدي‌ درآمد فروش‌ بليت‌آن‌ را صرف‌ كمك‌هاي‌ خيريه‌ و بشردوستانه‌ كرد. ازدواج‌ ويل‌ اسميت‌ در سال‌ 1992 با شري‌ زامپينوازدواج‌ كرد. ثمره‌ اين‌ ازدواج‌ يك‌ پسر به‌ نام‌ويلارد كريستوفر سوم‌ بود. متاسفانه‌ ويل‌ باهمسرش‌ سر سازگاري‌ نداشت‌; لذا در سال‌1995 بعد از 3 سال‌ زندگي‌ مشترك‌ از هم‌ جداشدند.
 
 ويل‌ در سال‌ 1997 با جادا پينكت‌ هنرپيشه‌هاليوود نامزد شد و بعد از مدت‌ كوتاهي‌ ازدواج‌كرد و صاحب‌ 2 فرزند به‌ نام‌هاي‌ جيدن‌ كريستوفرمتولد 1998 و ويلوكاميل‌ متولد 2000 شد ويل‌اسميت‌ با بازي‌ در فيلم‌هاي‌ من‌ روبوت‌ و پسرهاي‌بد و مردان‌ سياهپوش‌ در ليست‌ فهرست‌ثروتمندان‌ 40 ساله‌ قرار گرفت‌.
 ويل‌ اسميت‌ در زمينه‌ اقتصادي‌ نيز فعاليت‌دارد. در فيلادلفيا چندين‌ رستوران‌ زنجيره‌اي‌ بازكرده‌ است‌ كه‌ مشتريان‌ زيادي‌ دارد. او در سال‌2006 مي‌خواهد با فيلم‌ مردان‌ سياهپوش‌ 3ظاهر شود به‌ احتمال‌ زياد اين‌ فيلم‌ در سال‌2007 به‌ نمايش‌ در مي‌آيد در واقع‌ درست‌ 10سال‌ بعد از ساخته‌ شدن‌ اولين‌ فيلم‌ مردان‌سياهپوش‌.
 البته‌ ويل‌ اسميت‌ با بازي‌ در فيلم‌ وصلت‌مي‌خواست‌ با تبعيض‌ نژادي‌ به‌ مبارزه‌ كند. او دركنار ايوامندز توانست‌ با زبان‌ بازيگري‌ عقايدتبعيض‌ نژادي‌ را سركوب‌ كرده‌ و نشان‌ دهد كه‌ درآمريكاي‌ مدرن‌ هنوز تبعيض‌ نژادي‌ به‌ وفوراحساس‌ مي‌شود.
 
 فعاليت‌ بشردوستانه‌ اسميت‌
 ويل‌ اسميت‌ بازيگر سياهپوست‌ شهرت‌ خود رادر خدمت‌ اهداف‌ انسان‌دوستانه‌ پزشكي‌ قرارداده‌ است‌. او به‌ سازمان‌ بهداشت‌ جهاني‌ كمك‌مالي‌ مي‌كند و همچنين‌ به‌ آفريقا سفر مي‌كند ومردم‌ را در زمينه‌ پيشگيري‌ و درمان‌ بيماري‌ ايدزراهنمايي‌ كرده‌ و آگاهي‌ مي‌دهد. چندي‌ پيش‌ويل‌ اسميت‌ مجري‌ يك‌ مراسم‌ ويژه‌ در آفريقاي‌جنوبي‌بود كه‌ از سوي‌ نلسون‌ ماندلا برپا شده‌ بودو ماندلا براي‌ آگاهي‌ بخشيدن‌ به‌ مردمان‌آفريقاي‌ جنوبي‌به‌ سخنراني‌ پرداخت‌. ويل‌اسميت‌ تاكنون‌ چندين‌ هزار دلار دارو براي‌بيماران‌ ايدزي‌ تهيه‌ كرده‌ و به‌ سازمان‌ بهداشت‌جهاني‌ اهدا نموده‌ است‌.
 
 نكته‌هايي‌ جالب‌ از ويل‌ اسميت‌
 - ويل‌ اسميت‌ براي‌ ايجاد ارتباط هنري‌ بهترميان‌ هالوود و باليوود به‌ هند سفر مي‌كند. ويل‌اسميت‌ در مصاحبه‌اي‌ اظهار داشته‌ كه‌ مي‌خواهدبا كارگردانان‌ و بازيگران‌ بزرگ‌ هند همكاري‌داشته‌ باشد و آرزويش‌ بازي‌ دركنار آميتا باچان‌مي‌باشد.
 - ويل‌ اسميت‌ اوقات‌ فراغتش‌ را به‌ بازي‌شطرنج‌ مي‌گذراند. او از كودكي‌ علاقه‌ زيادي‌ به‌شطرنج‌ داشته‌ و گاه‌گاهي‌ با پدرش‌ بازي‌ مي‌كرده‌.ت به‌ راحتي‌ به‌ زبان‌ اسپانيايي‌ صحبت‌ مي‌كند.
 - از آهنگ‌هاي‌ سوئدي‌ها لذت‌ مي‌برد. اواخيرا خانه‌اي‌ بزرگ‌ در سوئد خريداري‌ كرده‌ وبه‌ هنگام‌ برگزاري‌ كنسرت‌هادر سوئد به‌ آنجامي‌رود.
 - قد او 1 متر و 80 سانتي‌ متر است‌ در حقيقت‌از 15 سانتي‌ او به‌ چنين‌ قدي‌ رسيد.
 - در سال‌ 1997 بازي‌ در فيلم‌ مردان‌سياهپوش‌ منصرف‌ شد اما به‌ اصرار همسرش‌جاداپينكت‌ دراين‌ فيلم‌ نقش‌آفريني‌ كرد و به‌ اوج‌شهرت‌ رسيد.
 - مادر او در آريزونا زندگي‌ مي‌كند. ويل‌اسميت‌ هفته‌اي‌ يكبار به‌ ديدن‌ مادرش‌ مي‌رود. اواحترام‌ به‌ پدر و مادر را بسيار واجب‌ مي‌داند.
 
 - قرار بود در فيلم‌ آقا و خانم‌ اسميت‌، ويل‌اسميت‌ نقش‌آفريني‌ كند اما در لحظات‌ آخر،برادپيت‌ اين‌ نقش‌ را به‌ عهده‌ گرفت‌.
 - به‌ زودي‌ در فيلم‌ مالكيت‌ نوبتي‌ در كنارنيكلاس‌ كيج‌ ظاهر مي‌شود. نيكلاس‌ كيج‌ از اين‌ كه‌در كنار ويل‌ اسميت‌ اين‌ هنرپيشه‌ خوش‌رو وخوش‌اخلاق‌ نقش‌آفريني‌ مي‌كند بسيار راضي‌است‌.
 - ويل‌ اسميت‌ به‌ دليل‌ داشتن‌ صداي‌ صاف‌ ورسا دوبلور خوبي‌است‌ و دركارتون‌ داستان‌ كوسه‌به‌ جاي‌ ماهي‌ اوسكار صداگذاري‌ كرده‌ است‌.
 - ويل‌ اسميت‌ با تشكر از نلسون‌ ماندلا اعلام‌كرد كه‌ موفقيت‌هايش‌ در گونه‌ سينماي‌ كمدي‌ رامرهون‌ اين‌ چهره‌ سياسي‌ است‌. نلسون‌ ماندلا نيزفيلم‌هاي‌ ويل‌ اسميت‌ را دوست‌ دارد. ويل‌اسميت‌ اظهار دارد كه‌ نلسون‌ ماندلا به‌ او فهمانده‌كه‌ ايفاي‌ نقش‌ در فيلم‌هاي‌ كمدي‌ كار بيهوده‌اي‌نيست‌.
 - با بازي‌ در فيلم‌ جست‌ و جوي‌ خوشبختي‌شخصيت‌ واقعي‌ خود را نشان‌ داد. اين‌ فيلم‌درباره‌ زندگي‌ يك‌ بازيگر سياهپوست‌ و پولسازسينما است‌.
 - بيشترين‌ دستمزدي‌ كه‌ اسميت‌ تا به‌ حال‌دريافت‌ كرده‌ 28 ميليون‌ دلار براي‌ ايفاي‌ نقش‌(من‌ روبوت‌ در سال‌ 2004) بوده‌ است‌. 


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 1387/04/12 توسط محمود
سارقي كه اتفاقاتي جايش با يك سرباز تغيير مي‌كند
اكبر عبدي در نقشي تازه در كمدي «نظام از راست»
اكبر عبدي در نقشي تازه در كمدي «نظام از راست»



سينماي ما- اكبر عبدي در فيلم تازه محمدرضا ورزي با نام «نظام از راست» در نقش يك سارق كه جايش با يك سرباز عوض مي‌شود، ايفاي نقش كرده است. محمدرضا ورزي در مورد جديدترين پروژه سينمايي خود، گفت: فيلمبرداري «نظام از راست» در ارديبهشت و خردادسال جاري با 75 حلقه نگاتيو به پايان رسيد و امير شاهوردي تدوين اين فيلم را به نيمه رسانده است.
بنا بر اين گزارش، ورزي كه «نظام از راست» اولين كار سينمايي او در فضاي معاصر به‌شمار مي‌رود، در مورد دليل ساخت اين فيلم گفت: وقتي كساني كه كار معاصر مي‌سازند، به ساخت آثار تاريخي روي مي‌آورند، گرايش يك فيلمساز با كارنامه تاريخي به فيلم‌هاي معاصر مسأله عجيبي نيست و من باز هم در سينما كارهاي معاصر را تجربه خواهم كرد.
وي تصريح كرد: اين فيلمنامه از سوي آقاي «حبيب‌الله كاسه‌ساز» به من پيشنهاد شد و من از ساختار آن خوشم آمد.
ورزي ادامه داد: اين كار ويژگي‌هاي مثبت زيادي داشت كه من براي تنوع در فضاي كاري خودم تصميم گرفتم آن را به عنوان اولين فيلم خود در فضاي معاصر بسازم. متأسفانه در طول فيلمبرداري اخباري مبني بر توقف اين پروژه منتشر شد كه صحت ندارد و مراحل فيلمبرداري به خوبي انجام شده است.
در «نظام از راست»‌، «اكبر عبدي» سارقي است كه طي اتفاقاتي جايش با يك سرباز (ميرطاهر مظلومي) تغيير مي‌كند و ... 
پس از پايان فيلمبرداري فيلم «نظام از راست» به كارگرداني «محمدرضا ورزي»، تدوين آن آغاز شده و به نيمه رسيده ‌است.
ساير عوامل «نظام از راست» عبارتند از:
مدير فيلمبرداري: مجتبي رحيمي، صدابردار: مهران ملكوتي، طراح گريم: شهرام خلج، مجريان گريم: محبوبه صديق نيا، ميكائيل ثامني، مدير برنامه ريزي: محسن صادقي نسب، دستيار اول كارگردان: مسعود عجمي، دستيار كارگردان: سعيد مرادي، امير بهرام كاويان پور، منشي صحنه: حسن زماني، طراح صحنه و لباس: محمدرضا ورزي، گروه صحنه و لباس: محمدكاسه ساز (مدير صحنه و دستيار اول) امير دهقاني، رضا اصغري.
اكبر عبدي، ميرطاهر مظلومي، ليلا برخورداري، فريده دريامج، حسن رضياني و برزو تقي نژاد از بازيگران «نظام از راست» هستند.
اين فيلم را حبيب‌الله كاسه‌ساز به سفارش ارتش جمهوري اسلامي ايران تهيه كرده است.

اظهار نظر ليواولمان - بازيگر مشهور سوئدي و داوران جشنواره مسكو - درباره «به همين سادگي»:
اين فيلم‌ تلاش آمريكايي‌ها را براي ارائه چهره خشن از ايران بي‌اثر مي‌كند
اين فيلم‌ تلاش آمريكايي‌ها را براي ارائه چهره خشن از  ايران بي‌اثر مي‌كند



سينماي ما- داور جشنواره مسكو پس از اهداي جايزه «گئورگ طلايي» به سيدرضا ميركريمي گفت: درحالي كه آمريكايي‌ها با تبليغات وسيع ايران را كشوري خشن نشان مي‌دهند، «به همين سادگي» با بي اثر ساختن اينگونه حركات، به ما چهره واقعي و اصيل خانواده‌هاي ايراني را نشان داد. در اختتاميه جشنواره بين‌المللي فيلم مسكو كه ديشب برگزار شد ليواولمان بازيگر مشهور سوئدي و رئيس هيات داوران اين جشنواره در سخناني در مورد«به همين سادگي» گفت: اين فيلم توانسته سينما و نوع كارگرداني جديدي را براي ما نمايش دهد.
وي افزود: نزديك به 10 سال بود كه چنين فيلم تاثيرگذاري نديده بودم و بازي تحسين برانگيز هنگامه قاضياني براي من بسيار جذاب بود.
بنابراين گزارش پس از اعلام نام ميركريمي به عنوان برنده جايزه، داور شيليايي اين جشنواره گفت: در جهاني كه آمريكايي‌ها تبليغات وسيعي عليه ايران انجام مي‌دهند و ايران را كشوري خشن نشان مي‌دهند، «به همين سادگي» با بي اثر ساختن اينگونه حركات، به ما چهره واقعي و اصيل خانواده‌هاي ايراني را نشان داد، به شكلي كه احساس كردم فيلمي از خانواده خودم را در شيلي مي‌بينم. زبان سينمايي ساده و متين اين فيلم باعث شد ما بدون هيچ بحثي «به همين سادگي» را به عنوان بهترين فيلم جشنواره انتخاب كنيم.
پس از پايان اين مراسم ميركريمي در جلسات مطبوعاتي مختلفي شركت كرد كه سؤال مشترك اين جلسات، درباره نمايش چهره صميمي ايرانيان و نشان دادن واقعيت ايران در اين فيلم سينمايي بود.

با اتمام بازي در تله تئاتر «خرده‌جنايت‌هاي زن و شوهري» در مقابل محمدرضا فروتن:
توليد سومين فيلم بلند سنمايي نيكي كريمي شروع مي‌شود
توليد سومين فيلم بلند سنمايي نيكي كريمي شروع مي‌شود



سينماي ما- نيكي كريمي به عنوان سومين فيلم بلند سينمايي‌اش ، فيلمنامه «روايت» را مي‌سازد. اين بازيگر سينما اظهار داشت: اين فيلمنامه را خودم نوشتم.فعلا در مورد موضوع آن صحبتي نمي‌كنم اما اميدوارم ظرف دو،سه ماه آينده ساخت آن را شروع كنم. موضوع اين فيلمنامه شباهت اندكي با دو فيلم ديگر او،«يك شب» و «چند روز بعد» دارد.
بازيگر فيلم‌هاي«سارا»،«پري» و «زن دوم» كه به تازگي از بازي در تله تئاتر «خرده‌جنايت‌هاي زن و شوهري» فارغ شده، در اين باره گفت:سر فيلمبرداري «دوخواهر» بودم كه بازي در اين تله تئاتر به من پيشنهاد شد،البته صحبت‌هايي در اين رابطه بود،ولي براي من مهمترين و حرفه‌اي‌ترين نكته،متن كار بود. متن اين نمايش به نظرم بسيار حرفه‌اي نوشته شده و راجع به زن و مردي است كه درباره غم و شادي‌ و عشق با هم صحبت مي‌كنند.اينكه اين نمايشنامه دو نفره است، يكي از جذابيت‌هاي كار بود كه داستان روشنفكرانه‌اي را روايت مي‌كرد.

* تجربه‌اي از بازي تئاتر ندارم ولي بازي بيروني را نمي‌پسندم
وي درباره اين تجربه گفت:ما از همان ابتدا طي صحبت‌هايي كه با آئيش داشتيم، به اين نتيجه رسيديم كه تئاتري بازي نكنيم.البته من تجربه‌اي از بازي تئاتر ندارم ولي بازي بيروني را نمي‌پسندم.خوشبختانه اين كار،تله تئاتر بود و مثل تئاتري نيست كه روي صحنه اجرا شود.در اين كار مثل هميشه سعي كردم،نقش را به خودم نزديك كنم كه به هر حال اين من بودم كه اين نقش را بازي كردم و بازيگر ديگري آن را طور ديگري بازي مي‌كند.
كريمي با اشاره به پذيرش بازي در اين تله‌تئاتر را برشمرد و گفت: من اين كار را به خاطر لذتش پذيرفتم، ضمن اينكه اين كار گروه بسيار خوبي داشت و فرهاد آئيش نيز كارگردان بي‌نظيري بود كه هر لحظه همراه گروه بود.
براين اساس، نيكي كريمي در تله تئاتر «خرده جنايت‌هاي زن و شوهري» نوشته «اريك امانوئل اشميت» در كنار محمدرضا فروتن به ايفاي نقش پرداخته است.
فرهاد آئيش كارگرداني اين تله‌تئاتر را كه در شبكه چهار سيما توليد شده، بازي داشته است.


نوشته شده در تاريخ دوشنبه 1387/04/10 توسط محمود
 

 

کیانیان: خودشناسی مقدمه بازیگری / آرزو دارم به یک شخصیت کارتونی تبدیل شوم

 

 

 

 

 

 

رضا کیانیان در نشست با هنرمندان حاضر در هفتمین جشنواره تئاتر بانوان یکی از آرزوهای خود را در عرصه بازیگری تبدیل شدن به شخصیتی کارتونی و بازیگر خوب را کسی دانست که به خودشناسی برسد و راه خودشناسی را به مخاطب بیاموزد.
به گزارش پایگاه "ایران بازیگر" به نقل از خبرنگار مهر، کیانیان در ابتدای این نشست که شامگاه جمعه هفتم تیرماه در هتل مرمر برگزار شد درباره چگونگی ورود خود به عرصه بازیگری تئاتر و سینما توضیح داد و سپس در پاسخ به سئوالی درباره داشتن الگویی برای بازیگری اظهار داشت: الگو داشتن در بازیگری درست نیست، زیرا بازیگر را تبدیل به فردی مقلد می‌کند و خلاقیت را از او می‌گیرد.

وی ادامه داد: انسان باید به خود نگاه و خودشناسی را خویشن آغاز کند و دنبال ناشناخته‌های وجودش باشد. وجود الگو باعث می‌شود فرد از مسیر خود منحرف شود. در حالی که هدف بازیگر این است که در ابتدا به خودشناسی برسد و به تماشاگر نیز خودشناسی را بیاموزد.

این بازیگر باسابقه تئاتر و سینما با اشاره به اینکه الگو باعث می‌شود بازیگر به مکاشفه ناشناخته‌ها نپردازد گفت: خودشناسی باعث یافتن ابعادی در وجود آدمی شده و وی را برای یافتن پاسخ آنها ترغیب می‌کند. اگر بازیگری مطرح و مشهور می‌شود دلیلش رسیدن به خودشناسی است.

کیانیان در ادامه سخنان خود اظهار داشت: بازیگر خوب تئاتر و سینما کسی است که مخاطب لحظاتی از نقش‌آفرینی وی را سال‌ها به خاطر داشته باشد. زیرا به این طریق بازیگر لحظه‌ای را خلق کرده که شبیه هیچکس دیگری در جهان نبوده است.

وی در پاسخ به این سئوال که در بازی‌های خود از تکنیک یا غریزه استفاده می‌کند گفت: من بازیگری هستم که درباره بازیگری کتاب می‌نویسم و بعد از مدتی بازی‌های خود را تحلیل می‌کنم تا ایرادهای بازی خودم را بشناسم. هر بازیگر و هنرمندی وقتی به خلق اثری می‌پردازد نباید به تکنیک فکر کند، زیرا باعث می‌شود خلاقیت خود را از دست بدهد.

بازیگر "آژانس شیشه‌ای" هنرمند را هنگام خلق اثر به فردی دیوانه تشبیه کرد که به فکر تکنیک نیست و توضیح داد: ما دو ستاد فرماندهی خودآگاه و ناخودآگاه در بدن داریم. بازیگر در زمان تمرین با خودآگاه خود عمل و همه موارد را وارد ناخودآگاه می‌کند. اما روی صحنه این ناخودآگاه بازیگر است که عمل می‌کند و خودآگاه وظیفه کنترل آن را بر عهده دارد.

وی بازیگری را با رانندگی مقایسه کرد و گفت: ما ابتدا برای آموختن رانندگی با مشکل مواجهیم. ولی وقتی آن را آموختیم دیگر به راحتی رانندگی می‌کنیم. فقط زمانی که خودرو دچار نقص شود به صورت خودآگاه آن را برطرف می‌کنیم. بازیگر خوب کسی است که ناخودآگاه خود را آموزش بدهد. چون هر چه ناخودآگاه آموزش‌دیده‌تر باشد روی صحنه بازیگر را بهتر یاری خواهد کرد.

اینکه یک هنرمند تا چه حد از حرف‌های دیگران در خصوص بازی خود می‌تواند به خودشناسی برسد پرسشی بود که مطرح شد و کیانیان در پاسخ به آن با اشاره به صادق بودن بازیگر با خود به عنوان لازمه بازی خوب، خود را از بازیگرانی معرفی کرد که پیش از اینکه دیگران آنها را نقد کنند، خود اقدام به تحلیل و بررسی نقش‌هایشان می‌کنند.

در ادامه نشست وقتی خواسته شد کیانیان الگوی مورد علاقه خود را معرفی کند، وی تبدیل شدن به شخصیت‌های کارتونی را از خواسته‌ها و آرزوهای تمامی دوران زندگی‌اش عنوان کرد و گفت: من هنوز هم به تماشای فیلم‌های کارتونی می‌نشینم زیرا تخیل موجود در آنها را دوست دارم و آرزو می‌کنم روزی برسد که تبدیل به یکی از شخصیت‌های کارتونی بشوم.

کیانیان در پاسخ به تعجب حاضرین در خصوص این مطلب و پافشاری برای گرفتن پاسخی عقلانی‌تر تصریح کرد: ما همواره دوست داریم انسان‌های دیگر نیز مانند ما فکر و هر آنچه ما مد نظرمان است مطرح کنند. این یکی از دلایلی است که باعث از بین رفتن دیالوگ و به وجود آمدن مونولوگ در روابط میان انسان‌ها می‌شود.

وی در بخش دیگر سخنان خود در پاسخ به نقدی درباره نقش‌هایی که ایفا کرده گفت: همه ما پیشفرض‌هایی در جهان داریم و بازیگر می‌تواند روی صحنه پیشفرض‌های تماشاگر را حفظ کند یا به هم بریزد. در جهان هنر قانون ثابت وجود ندارد بلکه قواعد کلی باعث فراهم شدن فضای لازم برای رشد می‌شود. در صورتی که قانون تثبیت‌شده در هنر محدودیت ایجاد می‌کند.

این بازیگر سینما درباره چگونگی تداوم حس در مقابل دوربین اظهار داشت: تنها راهی که برای تداوم حس مقابل دوربین وجود دارد تجربه کردن مستمر و حضور مداوم در مقابل دوربین است. یکی از راههای قابل دسترس برای این تجربه ساخت فیلم با دوربین‌های خانگی و تکرار و بررسی آن است.

در پایان این نشست وقتی از کیانیان پرسیده شد هدفش از بازیگری چیست پاسخ داد: هدف من از بازیگری لذت بردن شخصی است. من از آن دسته بازیگرانی نیستم که معتقدند برای مردم و هدفی متعالی بازی می‌کنند و فقط برای لذت شخصی بازی می‌کنم. زیرا معتقدم وقتی لذت شخصی در خلق اثر هنری موجود باشد این لذت به دیگران نیز منتقل می‌شود.

نشست‌های صمیمانه هنرمندان شهرستانی حاضر در هفتمین جشنواره سراسری تئاتر بانوان با حضور بازیگران حرفه‌ای سینما و تئاتر برگزار می‌شود که فاطمه معتمدآریا اولین میهمان این نشست‌ها بود.

 


نوشته شده در تاريخ شنبه 1387/04/08 توسط محمود
درباره وبلاگ
آرشيو مطالب
پيوندهاي روزانه
Blog Skin