فيلمهاي «كلبه» و «در ميان ابرها» از چهارشنبه اين هفته در گروه قدس و سينماهاي آزاد اكران ميشوند.

غلامرضا فرجي نايب رئيس شوراي صنفي نمايش در مورد جلسه امروز اين شورا گفت: در جلسه امروز اين شورا قرارداد فيلم «پسر تهراني» ساخته «كاظم راستگفتار» در گروه سينمايي عصر جديد ثبت شد تا پس از فيلم «پاتو زمين نذار» ساخته «ايرج قادري» در اين گروه سينمايي اكران شود.
وي افزود: همچنين قرارداد فيلم «خروس جنگي» ساخته «مسعود اطيابي» در گروه سينمايي قدس امروز در شوراي صنفي ثبت شد تا اين فيلم بعد از پايان نمايش فيلم «كلبه» اكران شود.
فرجي در مورد اكرانهاي اين هفته گفت: فيلم «كلبه» ساخته «جواد افشار» از چهارشنبه اين هفته به جاي فيلم «وقتي همه خوابيم» ساخته «بهرام بيضايي» در گروه سينمايي قدس به نمايش درميآيد.
به گفته وي، نمايش عمومي فيلم سينمايي «در ميان ابرها» ساخته «روحالله حجازي» نيز در گروه سينماهاي آزاد از اين هفته اكران ميشود. منبع :خبرگزاری فارس
«سامان سالور» گفت: فيلمسازاني كه از فيلم كوتاه آمدهاند، هنوز نگاه مستقلشان را حفظ كردهاند و باعث ميشوند فيلمهايي جدا از جريان معمول سينماي ايران، ساخته شود و طبيعيست كه هر جشنوارهاي (نه فقط كن) به اين نوع فيلمها، تمايل نشان دهد.

«سامان سالور» كه در سال 1386 با فيلم «ترانه تنهايي تهران» تنها نماينده سينماي ايران در كن بود، درباره استقلال فيلم كوتاه گفت: شعارهايي وجود دارند كه فيلم كوتاه حرفهاي مستقل است. اما واقعيت اين است كه 95 درصد فيلمسازان كوتاه به فكر ساختن فيلم بلند هستند و خيال دارند تجربيات فيلم كوتاه را در ساختههاي بلندشان به كار ببرند.
سازنده فيلم «چند كيلو خرما براي مراسم تدفين» در زمينه راه رسيدن به سينماي بلند افزود: لازم است تحصيلات داشته باشيد، مستندساز باشيد، فيلم كوتاه بسازيد و دستياري كنيد. همه اينها تجربياتي هستند كه در ساخت فيلم بلند به داد آدم ميرسند.
سالور كه با فيلم «چند كيلو خرما براي مراسم تدفين» برنده جوايزي چون «يوزپلنگ طلايي» جشنوارهي لوكارنو، «چشم سوم» جشنواره مومباي (بمبئي) هند و بهترين فيلم و فيلمنامه در جشن خانه سينما شده است، از حضور فيلمسازان كوتاه در كن امسال ابراز خرسندي كرد و گفت: جاي خوشحالي دارد كه بيشترين فيلمسازان موفق سينماي ايران فيلمسازان كوتاه هستند. منبع :خبرگزاری فارس
«ماهچهره خليلي» گفت: «پروين سليماني» همچنان وضعيت جسمي سابق را دارد و به ندرت واكنش جسمي از ايشان ديده ميشود.

«ماهچهره خليلي» نوه «پروين سليماني» درباره وضعيت جسمي اين بازيگر قديمي و پيشكسوت به وضعيت جسمي ايشان تغييري نكرده و روزها ميشود كه به ندرت واكنشي از ايشان ديده نميشود و هر 3-4 روز يك بار، در ايشان حركت و واكنشي بروز ميكند و به اين طريق اعلام حضور ميكند.
وي با اشاره به فعاليتهاي اخير خود،گفت: به جز فيلم «سنپترزبورگ» به علت بيماري مادر بزرگم كار ديگري را نپذيرفتم و بيشتر وقت خود را متمركز به خانواده كردهام.
خليلي كه در سريال «در چشم باد» نيز ايفاي نقش كرده، گفت: مشتاقانه منتظر پخش سريال «در چشم باد» هستم و باورم نميشود كه بالاخره اين سريال روي آنتن ميرود. چون هفت سال از شروع ساخت آن ميگذرد و مشتاقم كه آن را ببينم.
براساس اين گزارش، «پروين سليماني» كه به دليل ابتلا به تومور مغزي در بيمارستان بستري بود، اين روزها در منزل فرزندش تحت مراقبتهاي ويژه قرار دارد.
سليماني كه نزديك به شصت سال در عرصه سينما و تئاتر فعاليت داشته در فيلمهايي چون سرب، افسانه آه، ديگه چه خبر؟، هنرپيشه، شبح كژدم، بگذار زندگي كنم، برهوت، زمان از دست رفته و ... ايفاي نقش كرده است. منبع :خبرگزاری فارس
«مسعود دهنمكي» كارگردان فيلم 8 ميلياردي «اخراجيها2» در گفتوگوي مشروح با فارس، به فعاليتهاي آينده خود اشاره كرد و گفت: شايد فيلم عرفاني «رسوايي» را قبل از «اخراجيها3» بسازم.

بهمناسبت اكران فيلم «اخراجيها2» و ركوردشكنياش با فروش 8 ميلياردي گفتوگويي را با «مسعود دهنمكي» انجام داديم كه «دهنمكي» در اين گفتوگو تقريبا در مورد همه چيز از اتفاقات جشنواره و بيمهري اعضاي هيئت انتخاب و داوري (به قول خودش) تا مسايل اخير و اتهاماتي كه از آغاز اكران فيلم، به وي و «اخراجيها» نسبت داده ميشود، صحبت كرده است.
* از همان ابتدايي كه «اخراجيها» ساخته شد واكنشهاي متفاوتي نسبت به اين فيلم شكل گرفت. بهخصوص در مورد اين كه برخي شما را متهم به كپيبرداري ميكردند كه اخيرا هم «عباس منظرپور» در يادداشتي شما را متهم به كپيبرداري «اخراجيها» از كتاب «در كوچه و خيابان» خود كرده است. براي شروع مصاحبه ميخواستم در اين همين مورد صحبت كنيد؟
- به دليل اين كه اين ادعا برميگردد به جريان ديدار ما با مقام معظم رهبري، مصلحت نيست در مورد آن صحبت كنم اما به طور كلي، فيلمي ساخته شده است به نام «سوزوكي به بهشت ميرود» كه تمام واقعيتهاي «اخراجيها» در اين فيلم آورده شده است و تمام دوستاني را كه هرگونه ادعايي مبني بر كپيبرداري «اخراجيها» از چيزي دارند، به آن فيلم ارجاع ميدهم. چرا كه در آن فيلم با تمام كساني كه از نزديك شاهد وقايع فيلم بودند صحبت شده است. البته ايشان اولين نفري نيست كه چنين ادعايي دارد و تاكنون چندين نفر به انواع مختلف ادعاهايي را مطرح كردهاند كه همين موضوع نشان دهنده اين است كه ظاهرا در جبهه و جنگ از اين دست آدمها بودهاند كه هر كسي در گوشه و كناري يك شخصيتي مثل مجيد سوزوكي را ديده است و فكر ميكنند كه همه مثل هم هستند. بنابراين جبهه روي خيلي از افراد تأثير گذاشته است و فقط مختص به مجيد سوزوكي نبود، بلكه هر كسي كه در جنگ حضور داشته در خاطراتش يك چنين آدمهايي را ميشناسد.
* با اين توضيح كه شما داديد، فكر ميكنم اگر بد نباشد تا اصولا يكبار نحوه شكلگيري داستان «اخراجيها» را توضيح دهيد...
- در حقيقت قصه «اخراجيها» به خصوص «اخراجيها2» برميگردد به خاطراتي كه من از جبهه ديدهام و برخلاف تصور عدهاي كه فكر ميكردند در اين فيلم خاطرات به صورت مستند در آمدهاند، كاملا سينمايي شده بود. بنابراين من از همان ابتدا قصد داشتم تا خاطراتم را از دوران دفاع مقدس يا به صورت يك رمان و داستان بلند منتشر كنم و يا به صورت فيلم كه با ورود به حوزه فيلم مستند بعدها شرايط براي ساخت اين خاطرات به صورت فيلم سينمايي محيا شد. البته زماني كه تصميم گرفتم از سينمايي مستند وارد سينماي داستاني شوم از سينماي اجتماعي شروع كنم- برخلاف برخي از دوستان كه از سينماي جنگ به سينماي اجتماعي رسيدند- اما بكر بودن موضوع باعث شد تا «اخراجيها1» را مبتني بر همان خاطرات دوران جنگ بنويسم. بخشي از «اخراجيها1» يك در زمان حال ميگذشت، يعني قصه جنگ «اخراجيها1» فلاشبك بود كه همان موقع ايدهاش به ذهن من رسيد كه بر اساس همان قصهها و يا تصورات آدمهايي كه حالا از جنگ برگشتهاند، ميشود يك قصه ديگر نوشت اما يك پل مياني بين «اخراجيها1» و «اخراجيها3» بايد وجود ميداشت و به همين دليل گريزي هم به دوران اسارت زدم و به همين ترجيح دادم تا اول «اخراجيها2» بر مبناي تاريخ اسارت به تصوير كشيده شود و بعد به سراغ «اخراجيها3» بروم.
* شما گفتيد از همان ابتدا يك طرح دنبالهدار در ذهنتان وجود داشت، اما چقدر مطمئن بوديد كه تماشاچي از چنين فيلمي استقبال خواهد كرد؟ به اين جهت كه «اخراجيها» در شرايطي روي پرده سينماها رفت كه اوضاع چندان خوبي به لحاظ جذب تماشاگر نداشتيم...
-به اعتقاد من «اخراجيها1» يك فرم و قالب جديدي است و هركسي كه اسم طنز را بر روي آن بگذارد من از اين موضوع ابا دارم چرا كه به نظر من اين فيلم كاملا چند وجهي است، يعني با زبان طنز يك مضمون بسيار جدي را دارد مطرح ميكند اما در قالب و ژانر دفاع مقدس، يعني به نظر من «اخراجيها1» كاملا مبتني بر معارف و معاني و ژانري است كه اسم آن را گذاشتهاند معناگرا. اشكالي كه من ميبينم اين است كه مفاهيم معنوي و بحث سلوك و ماورايي را هر زماني كه در فيلمهايمان مطرح كردهايم، مخاطب پس زده است و بدنبال اين بودم كه آيا ميشود با يك زبان جديدتر همين مفاهيم عرفاني را طرح كرد، البته نه به صورت شعاري و تنها با نشان دادن سجاده و نماز بلكه با استفاده از ضمير نا خودآگاه مخاطب به گونهاي كه مخاطب هم ارتباط برقرا كند. كه در «اخراجيها1» اين اتفاق افتاد و فكر ميكنم كه كاملا هم جواب داد اما در «اخراجيها2» به نوعي در لايههاي ديگرش ادامه «اخراجيها1» است، از اين منظر كه آدمها متحول شدهاند و با ايدئولوژيها مختلف از يك كثرتي به يك وحدتي ميرسند كه بحث وحدت ملي و انسجام اسلامي لايه رويي اين قصه است. وحدت ملي كه دنبالش بوديم با هجو دشمن و براساس يكسري مشتركات آدمها از تيپها،گرايشها و حتي ايدئولوژيها و اديان مختلف ميتوانند دور يكديگر جمع بشوند كه وحدت ملي و هجو دشمن آن نقطه مشترك ميتوانست باشد. در لايه زيرين «اخراجيها2» كه ادامه «اخراجيها1» است شما از طريق همان شخصيتي كه آقاي صديق شريف بازي ميكنند ميتوانيد ببينيد كه ايمان حتي در دل دشمن نيز رسوخ ميكند.
* شخصيتهايي كه در هر دو فيلم ميبينيم، چقدر مصداقي و كاملا مبتني بر مشاهدات شما از جنگ هستند؟
- در «اخراجيها2» كه كاملا مبتني و بر اساس ديدههايم در جنگ بود و در «اخراجيها1» بر اساس شنيدهها و مطالعاتم از تاريخ اسارت. يعني من تمام وقايع را از اردوگاههاي مختلف و خاطرات شخصي افراد گلچين كردم و هخمه را در يك سناريو گردآوري كردم.حالا ممكن است يك اسير بگويد كه كه در اردوگاه ما اينچنين لباس نميپوشيدند، اما مطمئن باشيد در اردوگاهي ديگر به همين شكل لباس ميپوشيدند. در مورد اصل قصه هم بايد بگويم كه هواپيماربايي در درون فيلم كاملا صورت گرفته شده بود و در سال 63 اين هواپيما به اردوگاه رماديه در شمال عراق برده شده بود. رماديه يك اردوگاهي بود كه جنبه تبليغاتي داشت و خبرنگاران را بيشتر به آنجا ميبردند اما ورود خانوادهها به اين اردوگاه باعث به وجود آمدن يك فضاي خاصي شد كه دشمن توانست از اين كار بهرهبرداري تبليغاتي كند.
* در «اخراجيها2»، با توجه به مضمون فيلم كه در رابطه با اسارات بود از نظرات و مشاوره افراد زيادي استفاده كرديد آيا اين مشاوره در «اخراجيها1» نيز وجود داشت؟
- «اخراجيها1» به هر حال ديدهها و شنيدههاي خودم بود به خصوص اين كه دوست عزيزم «حميد داودآبادي» كه كتابهاي زيادي هم در مورد جنگ نوشتهاند در كنار من حضور داشت و حتي زبان طنز فيلم هم به نوعي، به نوع زبان نگارش ايشان برميگردد. در كتاب «ياد ايام» كه مقام معظم رهبري يك نوشتهاي را بر جلد دوم آن درج كردهاند، من ديدم زبان بسيار ساده و جذابي را به كار بردهاند و من احساس كردم كه استفاده از زبان طنز براي فيلم دفاع مقدس نه به معناي اين كه بخواهيم گيشهاي بياوريم، اما به عنوان زباني جديد براي اداي دين به دفاع مقدس، ميتواند كار ساز باشد.
* با توجه به واكنشهاي تندي كه در زمان «اخراجيها1» ديده بوديد، از امتداد اين زبان طنز در دفاع مقدس وحشت نداشتيد؟
- من به انتقادات عادت كردهام و اصلا هر كاري كه كردهام با اين واكنشهاي تند مواجه بوده است و به هر حال واكنشهايي را ميشنويم حتما خوبهاي آنرا هميشه ميپذيريم و بدها را كنار ميگذاريم. اما «اخراجيها2» علاوه بر اين كه مبتني بر يك تحقيقات گستردهاي است كه چندين سال به طول كشيد و با صدها تن از آزادگان مصاحبه شد تا اين خاطرات استخراج شود. همين الان هم در قالب يك مجموعه ميتواند در اختيار همكاران چه فيلمنامهنويسان و كارگردانان و چه تلويزيون قرار گيرد. علاوه بر اين 20 نفر از آزادگان اردوگاههاي مختلف به عنوان مشاور در طي نگارش فيلمنامه همراه بودند تا فيلمنامه با واقعيت دوران اسارت تناقضي نداشته باشد و از سوي ديگر حتي تعدادي از آزادگان در فيلم بازي هم كردند.
* شما در زمان جشنواره فجر گفتيد كه «دوستان من را در ميدان مين تنها گذاشتند» اين ميدان مين كجا و دوستان چه كساني بودند؟
- حقيقتا همان موقع هم گفتم كه نه جايزه جشنواره برايم مهم است و نه تشويقش، اما نوع نگاه غير منصفانهاي كه برخي از دوستان داشتند برايم جاي تعجب داشت. به هر حال ما پذيرفتهايم كه يكسري از قواعد بازي را رعايت كنيم و دوستان هم مختار هستند طبق آن تصميم بگيرند اما آيا دوستان با ما هم طبق همان قواعد و مقررات رفتار كردند كه با ديگران رفتار كردند؟ من بر روي بحث آراي مردمي من حرف داشتم و آن زمان چيزي نگفتم تا در زمان اكران مردم خودشان قضاوت كنند.به هر حال من فكر ميكردم كه اين استقبال حتما رخ خواهد داد و پاسخ برخي از نقدها و بيمهريهاي بيمورد حتما داده خواهد شد. اين كه به هر حال جشنوارهاي كه توسط دولت برگزار ميشود و دبيرجشنواره، بنياد سينمايي فارابي و ... همه در برگزاري اين جشنواره نقش دارند، از فيلمي دفاع مقدسي حمايت نكنند و از يك اثر ارزشي كه در مسير هجو دشمن قرار دارد حمايت نكنند براي من جاي دلخوري داشت اما به هر حال اين دلخوي را كتمان كردم و در يك جمله "دوستان من را در ميدان مين تنها گذاشتند " خلاصهاش كردم. به هر حال اين همه بازيگر و عوامل از بعد تهيه كنندگي، كارگرداني، اجراي طرح و همه دستاندركاران پشت و جلوي دوربين در شكلگيري اين فيلم سهيم بودند،فيلمي كه در آينده ميتوانست يك اتفاق ملي را رقم بزند كه امروز رقم خورد و شايد همان موقع ميفهميدند كه من دارم چه ميگويم و چه اتفاقي قرار است بيفتد. متأسفانه من ديدم كه برخي از دوستان داشتند به وسيله «اخراجيها» تسويه حساب شخصي ميكردند و با پيام فيلم و اين وحدت ملي، تسويه حساب ميكردند. امروز هم كه ميبينيد برخي دارند اين حرفها را عليه فيلم ميزنند. همان موقع برخي از اعضاي هيئت انتخاب اين را مطرح ميكردند و ميگفتند كه «اخراجيها» لودگي دارد. اما سئوال من اين است كه اگر لودگي قرار بود فروش داشته باشد، ما سال گذشته هم چندين فيلم در اين زمينه داشتيم اما لوده ترين فيلمهايي كه از زير دست آقايان روانه اكران شد، چرا نتوانست حتي نصف «اخراجيها» فروش داشته باشد؟ به همين دليل، من فكر ميكنم اين دوستان عزير به طور كلي با پيام و مضمون فيلم مشكل داشتند، پس نشان ميدهد اينها از جايي ديگري دردشان آمده است و آن هم پرداختن مضمون «اخراجيها» به مسايل خاصي بود كه تا امروز سينماي دفاع مقدس به آن متهم بود و امروز به وسيله «اخراجيها» در مقام پاسخگويي به اين اتهامات بر آمده است.
* يعني معتقديد شما توانستهايد روي موضوعي كه سالها بيدليل برخي از كارگردانان به عنوان موضوع ممنوعه و خط قرمز براي خود قرار داده بودند، به راحتي كار كنيد؟
- به نظر من حرف ما در «اخراجيها» اصلا يك موضوع ممنوعه نيست و اصلا به اعتقاد من ديگران هستند كه خط قرمزها را با زير سوال بردن دفاع مقدس شكستهاند و نه «اخراجيها»، چرا كه «اخراجيها» دارد از ارزشهاي دفاع مقدس صحبت ميكند اما ديگران آمدند فيلم ساختند، سخنراني كردند و در روزنامهها مقاله نوشتند كه در خرمشهر جنگيديم و چرا اصلا هشت سال جنگيديم و ... "اخراجيها " آمده است به همه اين موارد جواب ميدهد اما براي اين جوابگويي زبان طنز را انتخاب كرده است و ميگويد اگر ما نميجنگيديم و از كشورمان دفاع نميكرديم شما به صدام ميگفتيد آقا دايي! يعني همان اتفاقي كه در بستان رخ داده بود، مطمئنا بر سر نواميس شما ميافتاد. اين افراد زبان گزنده "اخراجيها " را ميفهمند و باز هم چنين عداوتي با فيلم دارند. "اخراجيها " در مسير شوخيهاي سطحي قرار ندارد و تمام طنز "اخراجيها " در مسيرمانيفست فيلم و هجو دشمن است.
* البته دوستان ديگري هم بودند كه با مضمون فيلم مخالف نبودند اما با نوع جنگي كه شما نشان داديد مخالفت كردند و عنوان شد كه دختر و پسر جواني كه حتي يك لحظه هم دفاع مقدس و جنگ را درك نكرده، "اخراجيها " برايشان نوعي از دفاع مقدس را به تصوير ميكشد كه شايد موجب شود كه آنها هرگز عظمت آن را درك نكنند...
- اتفاقا آن جوان تازه الان دارد عظمت جنگ را ميفهمد، چرا كه عظمت هشت سال دفاع مقدس ما در آدم كشي آن نبود بلكه در آدمسازي آن بود. جنگ ما نيمي پا روي مين و نيمي پا روي مَن گذاشتن بود و به قول مرحوم كافي، اين هنر امام بود كه توانست از اين نسلي كه عرقفروشيهايش بيشتر از كتاب فروشيهايش بود چنين جواناني را روانه جبههها كند و تحول انفسي كه ميگويند دقيقا اينگونه آغاز شد.
اين تحول انفسي اين جوري نيست كه بگوئيم همه لات بودند آمدند در جبهه و آدم شدند و خوبها آمدند و خوبتر شدند. آنهايي كه خوب مدعي بودند آمدند امتحان پس دادند و ديدند نه كساني نيستند كه بتوانند از ميدان مين عبور كنند و رفتند سر زندگيشان.
امام كه ميگفت اين رزمندهها ره صدساله عرفا را يك شبه طي كردند به اين دليل بود كه آن گذر از ميدان مين نبود بلكه گذر از خود و منيت بود و هر كسي كه موفق به انجام اين كار نميشد باخت. يعني عارف بايد اينجا امتحان پس بدهد، عارف كه معروف نميشود و فقط بايد امتحان پس بدهد تا معلوم شود چند مرده حلاج است. اين ها آن چيزي بود كه باعث شد "اخراجي ها " معنا و مفهوم واقعي جنگ را به يك زبان عامه فهم كه همه بفهمند و مخاطب دهه 60 كه جنگ را نديده و با انگيزهها مختلف در رسانهها زير سوال برده شده، درك كند و ارتباط برقرار كند كه اين ارتباط هم برقرار شد. "اخراجيها " پرمخاطبترين فيلم تاريخ سينماي ايران شد و همه اين را ميدانند حتي اگر با بيرون دادن سيديهاي قاچاق فيلم نخواهند آن را بگويند. در مورد "اخراجيها2 " هم اين بار طنز آمد و در اختيار يك بخش ديگري از جنگ قرار گرفت،اينكه در دفاع مقدس ما تمامي مردم از قوميتها و ايدئولوژيها در كنار يكديگر قرار گرفتند و افتخاري آفريدند كه اشكانيان،ساسانيان و ... نتوانسته بودند چرا كه هميشه يك بخشي از خاك اين سرزمين كم شده بود اما اينبار اين نسل نگذاشتند تا حتي يك وجب از خاك سرزمين ما كم شود و در نهايت "اي ايران " سر دادند. طنز "اخراجيها " در خدمت اين موضوع است.كجاي دنيا هجو دشمن جزو خطوط قرمز محسوب ميشود؟ مگر اينكه اين آدمها خودشان احساس كنند كه مورد هجو قرار گرفتهاند و اتفاقا به اعتقاد من چون احساس ميكنند كه خودشان مورد هجو قرار گرفتهاند ناراحت هستند.
به اعتقاد من شخصيتهايي كه آمدند و در جبهه مرد شدند به مراتب مردتر از قيصر چهل سال پيش و لاتهاي چهل سال پيش بودند، به دليل اينكه قيصر چهل سال پيش به خاطر ناموس فردياش ميآيد از همه انتقام ميگيرد و قيصرهاي زمانه ما به خاطر ناموس جمعي ميآيند از همه وجودشان ميگذرند.و او اگر نميتواند ناموس خودش را حفظ كند اتفاقا اينها نه تنها ميتوانند ناموس خودشان را حفظ كنند بلكه نواميس مملكت را نجات ميدهند و به همين دليل است كه من ميگويم شخصيتهاي «اخراجيها» قيصرهاي زمانه هستند. چرا كه هم ناموس را حفظ ميكنند و هم دشمن را ناك اوت ميكنند و يك بعدي پيروز نميشوند. اين صحبتهاي من به معني مقايسه «اخراجيها» با فيلم آقاي كيميايي نيست كه ديگران بخواهند ناراحت شوند. اتفاقا وجه مشترك هر دو فيلم، عنصر غيرت و معرفت است. اين واكنشي كه مردم در هنگام ديدن «اخراجيها» نشان ميدهند به دليل اين است كه خودشان را ميبينند و ميدانند اين افتخار مال خودشان است و منحصر در طيف خاصي نشده است و در يك طبقه اجتماعي خاص خلاصه نميشود.فيلم اگر از خطوط قرمزعبور كند به اين معني كه حساسيتهاي طيفي از جامعه را ناديده بگيرد به عنوان مثال طيف مذهبي را نا ديده بگيريد مطمئن باشيد فيلم ضربه خواهد خورد، اما شما ميبينيد كه در مشهد،قم و يزد همين صفهايي كه مثلا در شهرك غرب تهران وجود دارد ديده ميشود. بنابراين اين نشان ميدهد كه "اخراجيها2 " توانسته به يك زبان مشترك با مردم دست يابد كه با چنين استقبالي مواجه ميشود، اما متأسفانه دوستان اين مسايل را نميبينند.
شما در "اخراجيها2 " همه قوميتها را ميبينيد ولي در جهت مثبت، يعني اگر كسي در هواپيما با لهجه آذري پا ميشود و ميگويد كه "اينها حتي نيمه تروريست هم نيستند " جمعيت براي او دست ميزنند. و شايد به همين دليل است كه صفهاي فيلم در تبريز طويلتر از جاهاي ديگر است.
* يعني شما معتقديد مطرح شدن اين نوع انتقادات براي اين است كه فيلم ضربه بخورد؟
- اتفاقا دوستان از هر شگردي كه خواستند براي ضربه زدن به فيلم استفاده كنند، فيلم خودش جواب آنها را داده است. "اخراجيها " توانسته در بين طبقات جامعه نفوذ كند و شما همين صفي را كه در جنوبيترين سينماي تهران ميبينيد، همين صف را هم در اريكه ايرانيان ميبينيد.
بنابراين طبقه ضعيف، متوسط و قوي جامعه همه احساس ميكنند كه در اين فيلم مشاركت دارند و به نوعي در فيلم حرف آنها زده شده است. اين اتفاق احتياج به كارشناسي دارد و اين گونه برخوردها يعني بياحترامي به شعور مخاطب. يعني به جاي اين كه بيائيم ببينيم مردم چرا از «اخراجيها2» چنين استقبالي را كردهاند (كه البته بحث من اصلا به تعداد صفرهاي جلوي فيلم مربوط نميشود و به تعداد تماشاچي اشاره ميكنم) دائم سعي ميكنيم تهمت بزنيم. همين دوستاني كه از بخش وحدت ملي و سرود فيلم ايراد گرفتهاند، بيايند در سينما و ببينند اتفاقا مردم بيشتر از همه بخشها از اين بخش فيلم استقبال ميكنند، به پا ميخيزند و «اي ايران» ميخوانند. اين نچسب بودن را چه كسي بايد بگويد؟ مخاطب يا ديگري، مخاطب بايد قبول كند كه آيا فلان فيلمي در ژانر وحشت قرار دارد يا نه؟،كارگردان كه نميتواند بگويد. ممكن است من اراده كنم فيلم ژانر وحشت بسازم اما مردم در سينما به اين فيلم بخندند. پس نشان ميدهد كه من در فيلمسازيام شكست خوردهام.اينجا هم من روي كاغذ ميتوانم ادعا كنم كه فيلم در راستاي وحدت ملي ساخته شده است اما آيا اين كه جواب ميداد يا نه، امروز شاهد آن هستيم. هر زمان كه بحث تخريب «مسعود دهنمكي» مطرح است اين اتهامات را مطرح ميكنند اما چون نميتوانند از فيلمبرداري تورج منصوري ايراد بگيرند، از تجربه و دانش محمدرضا شريفينيا ايراد بگيرند و يا نبوغ و استعداد اكبرعبدي را زير سئوال ببرند، براي اين كه من را تخريب كنند ميگويند كه اين فيلم را من كارگرداني نكردم و اين افراد كارگردان بودهاند درحالي كه من از تجربه آنها استفاده كردم تا فيلمي مناسب و استاندارد بسازم.
كار همه چيزش درست انجام شده اما اينكه دوستان با قصه مشكل دارند مساله ديگري است،اينكه ميگويند "اخراجيها " لودگي است به من بگويند كجاي اين فيلم لودگي است و تفاوت هزل و طنز و... در سينما چيست؟
* به عنوان سئوال پاياني با توجه به حجم انتقادات و دفاعياتي كه نسبت به «اخراجيها2» صورت گرفت، «اخراجيها3» را با چه رويكردي و در چه زماني ميسازيد؟
- در مورد «اخراجيها3» بايد بگويم كه اولا اين چيزهايي كه هر روز رسانههاي مختلف در مورد فيلم چاپ ميكنند، اصلا صحت ندارد و همه چيز بر اساس گمانهزني است. براي اولين بار عنوان ميكنم كه هنوز در مورد اين كه آيا اول فيلم سينمايي «رسوايي» را كه مضموني كاملا اجتماعي و عرفاني دارد، خواهم ساخت و يا «اخراجيها3» را، هيچ تصميمي نگرفتهام اما همينقدر ميتوانم بگويم كه «اخراجيها3» فضايي كاملا متفاوت با دو قسمت قبلي دارد و به فضاي اجتماعي بعد از جنگ ميپردازد. منبع :خبرگزاری
فيلمنامه نخستين فيلم بلند سينمايي «رضا درميشيان» با عنوان «اتاق ممنوع» اين روزها به بازنويسي نهايي رسيده و در نيمه دوم خرداد وارد پيش توليد ميشود.

«فريدون جيراني» تهيهكننده فيلم سينمايي «اتاق ممنوع» در گفتوگو با خبرنگار سينمايي فارس در اين باره گفت: بازنويسي فيلمنامه همچنان ادامه دارد و به محض پايان نگارش نهايي، پيش توليد «اتاق ممنوع» را شروع ميكنيم.
وي در ادامه افزود: طبق برنامهريزي انجام شده در تلاش هستيم تا نيمه خردادماه پيش توليد فيلم آغاز شود.
پروانه ساخت فيلم سينمايي «اتاق ممنوع» كه در ژانر وحشت ميگنجد، به كارگرداني رضا درميشيان و تهيهكنندگي فريدون جيراني زمستان سال گذشته از سوي معاونت سينمايي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي صادر شده است.
«رضا درميشيان» پيش از اين در سمت برنامهريز و دستيار اول كارگردان با كارگردانهايي چون فريدون جيراني، داريوش مهرجويي و عليرضا داوودنژاد فعاليت كرده و چندين فيلم كوتاه و مستند نيز ساخته است. منبع :خبرگزاری فارس
داريوش مهرجويي علت انتخاب يك جوان 25 ساله به عنوان شخصيت اصلي رمانش را پرداختن به مشكل وضعيت وجودي جوانها توصيف كرد.

داريوش مهرجويي، كارگردان و نويسنده درباره نخستين رمانش با عنوان «به خاطر يك فيلم بلند لعنتي» كه در آن يك جوان 25 ساله شخصيت اصلي داستان است، گفت: مسئله پرداختن به مشكل وضعيت وجودي جوانهاي ما، براي من هميشه جالب بوده و به خاطر همين، اين قهرمان را كه يك جوان امروزي انتخاب كردم.
وي افزود: يكي از دلايل اين انتخاب هم اين بود كه به مسائل و مشكلات جوانها و اين كه در مواجهه با مشكلات چه ميكنند، بپردازم.
مهرجويي ادامه داد: هر داستاننويسي براي قصه خود شخصيتهايي مثل كودك، پيرمرد، جوان و ... انتخاب و بسته به موقعيت داستان آن را شخصيت را خلق ميكند.
سازنده «هامون» از فروش رمانش در بيست و دومين نمايشگاه بينالمللي كتاب تهران اظهار رضايت كرد و گفت: خوشحالم اين رمان به چاپ دوم رسيده است.
نخستين رمان داريوش مهرجويي با عنوان «به خاطر يك فيلم بلند لعنتي» كه توسط نشر قطره منتشر شده است، در مدت 10 روز به چاپ دوم رسيد. منبع کخبرگزاری فارس
انتشار تبليغات سينماي ايران در دو نشريه اسكرين و نشريه ميسي ماسا و مذاكرات مركز گسترش سينماي مستند و تجربي با نمايندگان 11 جشنواره معتبر جهاني از ديگر اخبار ارسالي از جشنواره فيلم كن است.

در ششمين شماره نشريه اسكرين فيلمهاي ايراني كه قرار است در بازار به روي پرده روند، معرفي شدهاند كه بخشي از اين آثار نيز در بازار كن به نمايش درآمدهاند.
در نشريه روزانه ميسي ماسا كه به صورت روزانه در مورد جشنواره كن منتشر ميشود، آثار توليدي توسط غرفه مركز گسترش سينماي مستند و تجربي و حاضر در جشنواره سينما حقيقت معرفي شده است.
خبر ديگر از حضور ايران در جشنواره كن مربوط به مذاكره مركز گسترش سينماي مستند و تجربي با نمايندگان 11 جشنواره معتبر جهاني ميشود.
تاكنون مسئولان و نمايندگان جشنوارههاي معتبري چون لوكارنو، پوسان، پالم اسپرينگز، مسكو، سه قاره نانت، ورشو لهستان، كپنهاگ، ترابيكا، ساراييو، بوسني و كارلويوراي در محل غرفه مركز گسترش در بازار كن، حضور يافتهاند و آخرين محصولات اين مركز را ديدهاند.
مركز گسترش سينمايي مستند و تجربي بيش از 300 فيلم بلند سينمايي، مستند، كوتاه و تجربي را در بازار بينالمللي فيلم كن عرضه كرده است.
فيلمهاي سينمايي اين مركز در بازار كن عبارتند از : دوزخ برزخ بهشت ساخته بيژن ميرباقري، پوسته ساخته مصطفي آلاحمد، طاووسهاي بيپر ساخته جواد مزدآبادي، پستچي سه بار در نميزند ساخته حسن فتحي، اخراجيها 2 ساخته مسعود دهنمكي.
همچنين جديدترين فيلمهاي مستند،كوتاه داستاني و تجربي مركز مربوط به سالهاي 2008 و 2009 در چتر سينماي ايران عرضه شده است.
معرفي مناسب جشنواره سينما حقيقت (از طريق ارايه تراكت ها و بورشور) و زمينهسازي براي انتخاب و جذب فيلمهاي مناسب براي اين رويداد از جمله برنامههاي مركز گسترش سينماي مستند و تجربي در چتر سينماي ايران در بازار كن است.
ششمين چتر سينماي ايران با ارايه محصولات مختلف سينماي كشور در مهمترين مركز بازار كن (ريويرا) فعاليت خود را آغاز كرده است. منبع :خبرگزاری فارس
دبير جشنواره فيلم اولو فنلاند گفت: سينماي ايران سرشار از عواطف و احساسات انساني است و روايت ساده اين موضوعات در آثار سينماي ايراني همواره براي من جذاب بوده است.

از جشنواره فيلم كن، استر وجالا در ديدار با مسئولان چتر سينماي ايران در بازار كن افزود: حضور فيلم هاي كودك و نوجوان ايراني در جشنواره فيلم اولو به صورت يك سنت خوب در آمده است و ما مشتاقانه در انتظار اين آثار هستيم چون سينماي كودك و نوجوان ايراني حرفهاي زيادي براي گفتن دارد.
وي كه در يكي از دورههاي برگزاري جشنواره فيلم هاي كودكان و نوجوان ايران، ميهمان اين رويداد بوده است، ادامه داد: من خاطرات خوبي از سفر به ايران دارم و اميدوارم بتوانم يك بار ديگر به كشور بي نظير شما سفر كنم.
جشنواره فيلم اولو هر سال 15 فيلم از سراسر دنيا را براي دو بخش 3 تا 13 سال و 13 تا 18 سال انتخاب مي كند و امسال فيلم هاي كودك و فرشته ساخته مسعود نقاشزاده و زماني براي دوست داشتن ساخته ابراهيم فروزش به اين رويداد معرفي شدهاند.
علاوه بر مذاكرات با كمپانيهاي مختلف، كارشناسان بخش بينالملل بنياد سينمايي فارابي با مديران و نمايندگان 23جشنواره معتبر جهاني در خصوص فيلم هاي سينماي ايران مذاكره كردند.
چتر سينماي ايران با ارايه محصولات مختلف سينماي كشور در مهمترين مركز بازار كن (ريويرا) فعاليت خود را آغاز كرده است و رايزنيها با ديگر جشنوارههاي جهاني ادامه دارد.
مؤسساتي و نهادهايي چون خانه سينما، مركز گسترش سينماي مستند و تجربي،كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان، موسسه به نگر و بنياد سينمايي فارابي در زير چتر سينماي ايران فعال شدهاند.
فيلم «فرشتگان و شياطين» به كارگرداني «ران هاوارد» با 48 ميليون دلار فروش و با غلبه بر فيلم «فضانوردان» در صدر گيشه هاليوود قرار گرفت.

فيلم جنجال برانگيز «فرشتگان و شياطين» با بازي «تام هنكس» و كارگرداني «ران هاوارد» با 48 ميليون دلار طي سه روز گذشته در صدر گيشه هاليوود قرار گرفت.
اين فيلم كه در ادامه فيلم «كد داوينچي»، برگرفته از رماني به همين نام نوشته «دان براون» ساخته شده ، توانست با غلبه بر فروش 43 ميليون دلاري فيلم «فضانوردان»، آنرا به جايگاه دوم جدول بكشاند.
«فرشتگان و شياطين» درباره يك استاد دانشگاه است كه در تلاش است تا با حل معماي يك قتل جلوي يك حمله تروريستي به واتيكان را بگيرد.
به گزارش رويترز، فيلمهاي «ايكس-من» با 14 ميليون و 800 هزار دلار فروش، «ارواح دوست دختران قديمي» با 6 ميليون و 900 هزار دلار فروش، «وسوسه شده» با 4 ميليون و 600 هزار دلار فروش، «دوباره» با 3 ميليون و 400 هزار دلار فروش، «هيولاها و بيگانگان» با 3 ميليون دلار فروش، «تكخوان» با 2 ميليون و 400 هزار دلار فروش، «هواي روز بعد» با 2 ميليون و 200 هزار دلار فروش و «زمين» با 1 ميليون و 700 هزار دلار فروش به ترتيب در جايگاههاي سوم تا دهم گيشه قرار گرفتهاند. منبع :خبرگزاری فارس
| چهار پروژه سینمایی در فروردین 88 به مرحله تولید رسید | |
| سینمای ایران سال 88 را با کلید خوردن چهار پروژه جدید "سنپترزبورگ"، "زندگی با چشمان بسته"، "خانواده دکتر ارنست" و "آل" آغاز کرد. | |
|
همانطور که پیشبینی میشد نخستین گزارش تولید سینمای ایران در سال 88 در نخستین روزهای اردیبهشت از سوی بنیاد سینمایی فارابی اعلام شد که میتواند شرایط تولید در یک ماه اخیر را به گونهای روشن ثبت کند. بنا بر این گزارش تا اول اردیبهشت امسال 86 پروژه سینمایی در مراحل مختلف تولید سینمای ایران به سر میبرند. از میان این آثار سه فیلم جدید آماده نمایش اکران نشده و پنج فیلم در مرحله صداگذاری، 15 فیلم در مرحله تدوین، 9 فیلم در مرحله فیلمبرداری و 54 فیلم در مرحله پیشتولید به سر میبرند.
به این ترتیب با توجه به اخبار تولیداتی که در این یک ماه کلید خورده و یا در مراحل مختلف به سر میبرند، میتوان این آمار و ارقام را با قطعیت در کارنامه سال 88 ثبت کرد. مقایسهای بین این فهرست با آخرین فهرست اعلام شده در اسفند 87 و همچنین اخبار تولید آمار این فهرست را تکمیل و علامت سوالهای احتمالی را مطرح میکند. مرحله آماده نمایش: "ملک سلیمان" و "پاداش" اسفندماه در مرحله صداگذاری و "وقتی که دزد بودم" نیز در حال تدوین بود. به این ترتیب فیلم شاهحسینی مراحل پس از تولید را در این یک ماه با توجه به سبک بودن کار استودیوها سریعتر سپری کرده و با آماده شدن برای اکران عمومی روزهای انتظار را سپری میکند. هر چند در آخرین خبر اعلام شده از سوی روابط عمومی فیلم در 29 فروردینماه، "وقتی که دزد بودم" به "آقای دزد" تغییر نام داده و در مرحله ساخت موسیقی و صداگذاری به سر میبرد. مرحله صداگذاری: "طلا و مس" و "در شب عروسی" اسفندماه در مرحله تدوین و "معبد جان" هم در حال فیلمبرداری بود. به این ترتیب فیلم درمنش با روندی سریع توانسته فیلمبرداری را به اتمام رسانده و پس از تدوین به صداگذاری برسد. مرحله تدوین: تا اول اردیبهشت "نفوذی" جمال شورجه، "محاکمه در خیابان" مسعود کیمیایی"، "زندگی شیرین" قدرتالله صلح میرزایی، "بیداری" فرزاد موتمن، "شکارچی" رفیع پیتز، "خیابان بیست و چهارم" سعید اسدی، "نویسنده" نادر طریقت و "چهل سالگی" علیرضا رئیسیان در حال تدوین بودهاند. در گزارش تولید اسفندماه "طلا و مس"، "در شب عروسی"، "بیداری"، "وقتی که دزد بودم"، "لالایی"، "محاکمه در خیابان"، "پسر آدم، دختر حوا" و "چهل سالگی" در حال تدوین بودند. با توجه به ورود "طلا و مس"، "در شب عروسی" و "وقتی که دزد بودم" به مراحل دیگر، مشخص میشود "بیداری"، "لالایی"، "محاکمه در خیابان"، "پسر آدم، دختر حوا" و "چهل سالگی" از اسفند در مرحله تدوین باقی ماندهاند. با توجه به اینکه در اسفندماه "بیخوابی"، "عصر روز دهم"، "شب واقعه"، "راه آبی ابریشم" و "تهران در جستجوی زیبایی" همچنان در حال فیلمبرداری بودهاند، میتوان نتیجه گرفت "سنپترزبورگ"، "زندگی با چشمان بسته"، "خانواده دکتر ارنست" و "آل" چهار پروژهای هستند که در یک ماه نخست سال 88 کلید خوردهاند.
همچنین تا اول اردیبهشتماه 54 فیلم در مراحل مختلف پیش از تولید به سر میبردند که این آمار در اسفند پارسال 46 فیلم بوده است. با در نظر گرفتن چهار پروانه ساخت صادر شده در روز پایانی فروردین میتوان این افزایش را منطقی دانست. "بخشکی شانس" کاظم راستگفتار، "کیفر" حسن فتحی، "بعدازظهر سگی" مصطفی کیائی و "جایی نزدیک زمین" مهدی رحمانی آثاری هستند که با دریافت پروانه نمایش از شورای صدور پروانه ساخت سینمایی میتوانند در فهرست این 54 فیلم لحاظ شوند.
صفيياري تدوين «زندگي با چشمان بسته» را آغاز ميكند
هايده صفيياري فيلم سينمايي «زندگي با چشمان بسته» به كارگرداني رسول صدرعاملي را تدوين ميكند. ![]() فيلمبرداري كار جديد صدرعاملي اين روزها در منزل مسكوني در جمال آباد ادامه دارد و از روز دوشنبه در لوكيشني ديگر حوالي خيابان نياوران صورت ميگيرد. برترين سينماگران و عكاسان جشنواره «خليجفارس» معرفي شدند
مدير عامل انجمن سينماي جوانان ايران در مراسم پاياني جشنواره «خليج فاري» گفت: با حمايت انجمنهاي سينماي جوان در سراسر كشور، سال گذشته هزار و 450 فيلم كوتاه توسط دفاتر مختلف تهيه شده است. ![]() ناصر باكيده، مدير عامل انجمن سينماي جوان در آيين اختتاميه نهمين جشنواره منطقهاي سينماي جوان منطقه يك كشور با عنوان "خليج فارس در بوشهر " اظهار داشت: اين ميزان حجم گسترده فيلم نياز به ارزيابي و كارشناسي دارد و برگزاري جشنوارههاي منطقهاي فرصت مناسبي براي اين ارزيابيها است. «ماهوش» درمنش را فيلميران پخش ميكند
فيلم «ماهوش»(محمد درمنش) توسط موسسه سينمايي فيلميران پخش ميشود. ![]() قرارداد اكران فيلم سينمايي«ماه وش» ساخته محمد درمنش با موسسه سينمايي فيلميران منعقد شده تا اكران آن در مناسبترين زمان توسط اين موسسه انجام شود. جشنواره فيلم رم از «مريل استريپ» تجليل ميكند
چهارمين جشنواره بينالمللي فيلم رم از «مريل استريپ» تجليل ميكند. ![]() اين جشنواره تازه تأسيس ايتاليايي امسال جايزه يك عمر فعاليت پرثمر هنري خود را به اين بازيگر قديمي اهدا ميكند. |
«مايكل كين» بازيگر سينما كه قرار است در فيلم «افتتاح» كريستوفر نولان بازي كند، ميگويد: گرچه كارنامه كاري بازيگران هم مثل سربازان قديمي از يادها ميروند، اما او در شرايط فعلي نميخواهد خود را بازنشسته كند.

«مايكل كين» بازيگر كلاسيك سينما اعتقاد دارد كارنامه كاري بازيگران هم مثل سربازان قديمي از يادها ميروند.اين بازيگر قديمي با وجود اعتقادي كه دارد، نميخواهد خودش را بازنشسته كند.
كين 76 ساله كه يكي از كهنهكاران ارتش بريتانيا نيز است، ميگويد كار سينما و بازيگري را هميشه راحت گرفته و هيچ وقت خودش را در اين رابطه به دردسر و مصيبت نيانداخته است.
در حال حاضر وي فقط در پروژههاي برگزيدهاي ايفاي نقش ميكند كه آنها را خيلي دوست دارد، ولي نميتواند از نقشهاي ويژهاي كه به او پيشنهاد ميشود، چشمپوشي كند.
يكي از اين نقشها، كاراكتري است كه او در مجموعه فيلم «بتمن» بازي ميكند.
به گفته كين: «بازيگري حرفه عجيب و غريبي است. بعضي وقتها پيشنهادي به آدم ميشود كه نميتوان آن را رد كرد. اصلا بحث پول و دستمزد نيست. اين روزها فقط فيلمنامههايي را قبول ميكنم كه فيلمنامههايشان را دوست داشته باشم.»
اين بازيگر ميگويد: «اگر روزي ببيند تعداد زيادي از فيلمنامههاي پيشنهادي را رد كرده، اين به معني آن است كه زمان بازنشستگياش از راه رسيده است.»
كين ميگويد: «آن روز كه برسد، خيلي بيسر و صدا از نظرها گم ميشوم. نيازي به سر و صدا نيست. مصاحبه نميكنم و هيچ اطلاعيهاي هم نميدهم. به خانهام ميروم و ديگر كسي چيزي از من نخواهد شنيد!»
«مايكل كين» در فيلم جديد «كريستوفر نولان» با نام «افتتاح» نقش كوتاهي دارد. «لئونارد ديكاپريو»، «الن پيج»، «سيرين مورفي» و «ماريون كاتيلارد» از ديگر بازيگران اين فيلم هستند.
توليد «افتتاح» بايد سريعتر شروع شود تا براي تابستان سال 2010 آماده نمايش شود.
اين بازيگر انگليسي تباركه در دوران جنگ كرده در ارتش انگلستان خدمت كرد، اخيرا فيلم «كسي آنجا هست» را روانه پرده سينماهاي انگلستان كرده است.
در فيلم او نقش آهنگسازي را دارد كه به بيماري آلزايمر دچار شده و دوستياش با يك نوجوان، وي را با يك دنياي جديد آشنا ميكند. منبع :خبرگزاری فارس
به گفته اين بازيگر؛ «اين بهترين فيلمي است كه تا به حال بازي كردهام. احساس ميكنم بهترين بازي سينماييام را هم در همين فيلم ارايه كردهام. اين روزها چنين نقشهايي خيلي كم به امثال من پيشنهاد ميشود.»
مايكل كين سال 2000، 1987 براي فيلمهاي «قوانين خانه» و «هانا و خواهرانش» جايزه بهترين بازيگر مرد نقش مكمل را دريافت كرد.







